وفاداری، آغاز راه است؛ اما پایان آن نیست. در طوفانهای تاریخ، آنچه ملتها را به ساحل نجات میرساند، ایستادگی پس از بیعت است. امروز که وفاداری خود را به رهبری جدید نشان دادهایم، نوبت به میدان عمل رسیده است. جنگ ترکیبی ائتلاف غربی-صهیونی علیه ایران، تنها با وفاداری که در مقاله پیشین در باره آن نوشتم، خاتمه نمییابد. دشمن با همه توان رسانهای، اقتصادی و شناختی خود به میدان آمده تا اراده ملی را فرسایش دهد. در چنین شرایطی، آنچه تعیینکننده است، «عمل» است؛ عمل به مسئولیتهایی که هر یک از ما در این برهه تاریخی بردوش داریم.
۱. اعتماد و تابآوری؛ دو بال عبور از بحران: ممکن است جنگ تا مدتی طول بکشد. در چنین برههای، دو اصل حیاتی است: نخست، اعتماد به مسئولان لشکری و کشوری؛ دوم، افزایش تابآوری اجتماعی. اعتماد به مسئولان، به معنای درک شرایط جنگی و پرهیز از قضاوتهای شتابزده است. مسئولان امروز در خط مقدم مدیریت بحران هستند. تابآوری اجتماعی نیز سرمایه راهبردی یک ملت در برابر فشارهای ترکیبی است. صاحبان قلم و رسانه، پلهای اعتماد میان حاکمیت و مردمند.
۲. همدلی؛ سنگر مقاومت اجتماعی: سنت الهی بر این مدار استوار است که وقتی با هم باشیم، غصهها قابل تحمل میشوند. در شرایط کنونی، افزایش روحیه تعاون و دلداری با آسیبدیدگان، اهمیت فوقالعاده دارد. دشمن به دنبال به هم ریختن فضای عمومی است. حضور در مساجد، شرکت در برنامههای جمعی، پررنگ کردن صحنههای وحدت، پیام روشنی به دشمن میفرستد: این ملت از درون فرونمیپاشد.
۳. جنگ شناختی؛ میدان نبرد روایتها: ائتلاف غربی-صهیونی با تمام توان رسانهای به میدان آمده است. امپراتوری رسانهای دشمن با بهرهگیری از هوش مصنوعی و عوامل نفوذی، تلاش میکند روایت خود را تحمیل کند: روایت شکست، ناامیدی و تسلیم. ساخت کلیپهای جعلی از مسئولان، شایعهپراکنی هدفمند، القای «چارهای جز تسلیم نیست» و برجستهسازی نقاط ضعف، بخشی از این پازل تاریک است. در چنین شرایطی، جهاد تبیین یک وظیفه همگانی است. سواد رسانهای امروز همتراز با مهارتهای نظامی اهمیت دارد.
۴. هوشیاری در برابر پروژه اغتشاش: سران ائتلاف غربی-صهیونی آشکارا به دنبال به اغتشاش کشاندن جامعه هستند. توئیتهای نتانیاهو و امثال او، فرمان عملیات روانی علیه ایران است. وظیفه آحاد مردم، هوشیاری کامل است. شناسایی و گزارش سریع حسابهای معاند به سامانههای ۱۱۴، ۱۱۳ و ۱۱۰، یک کنش امنیتی ساده، اما حیاتی است. هر گزارش، میتواند یک توطئه را خنثی کند.
۵. فضای مجازی؛ جبهه بیامان نبرد نرم: دشمن بر روی ظرفیتهای فضای مجازی حساب ویژهای باز کرده است. جنگ روایت، جنگ شناختی و ادراکی، همه در این فضا طراحی میشود. مجاهدان عرصه تبیین، امروز وظیفهای سنگین دارند. حضور مؤثر و هوشمندانه در فضای مجازی، طراحی اقدامات آفندی و پدافندی در برابر حملات رسانهای، جهاد امروز است. هر کاربر مؤمن میتواند یک رسانه باشد.
۶. باور به پیروزی؛ وعده تخلفناپذیر الهی: یقین به پیروزی، از آموزههای قرآنی است. سنت الهی بر پایه پیروزی جبهه حق استوار است. در کربلا، در کوتاهمدت همه چیز از شکست حکایت میکرد، اما ۱۳۰۰ سال است که دنیا از پیروزی امام حسین علیهالسلام (پیروزی خون بر شمشیر) میگوید. در دفاع مقدس، گاهی عملیاتها با شکست مواجه میشد، اما نتیجه جنگ پیروزی بود و امام راحل نیز از پیروزی قطعی سخن میگفت. رهبر انقلاب نیز بارها از شکست قریبالوقوع رژیم صهیونیستی گفتهاند. مراقب باشیم عوامل نفوذی، باور به پیروزی را از ما نگیرند.
۷. پرهیز از شتابزدگی و مطالبات غیرمتعارف: در شرایط جنگی، مطالبات غیرمتعارف، نقزدنهای بیمورد و شتابزدگی، جامعه را از تعادل خارج میکند. دشمن بر روی همین نقاط ضعف حساب باز کرده است. باید مراقب افراد کمظرفیت و مستعد تأثیرپذیری از نفوذ دشمن باشیم. تقویت باورهای دینی و ملی و پرهیز از التهابآفرینی، وظیفه همگانی است. وفاداری، ما را به میدان آورده؛ استقامت، ما را در میدان نگه میدارد. اما آیا این دو برای عبور از پیچهای تاریخی کافی است؟ تجربه اولیای الهی به ما میآموزد که در میدان فتنه، آنچه راه را از بیراهه جدا میکند، «بصیرت» است؛ نوری که در ظلمتها چراغ راه میشود.
در شمارههای پیشین، از وفاداری گفتیم. امروز از استقامت گفتیم. در شمارههای بعد، از «بصیرت» و «جهاد تبیین» خواهم نوشت؛ از تفکیک اعتراض از اغتشاش، از واکسینه کردن جامعه در برابر جنگ شناختی، و از نقش هر ایرانی در روایتسازی برای فردای این مرز و بوم. راهی که آغاز شده، تا نهایت ادامه دارد.