کد خبر: 1344631
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
دادگاه متهمان حمله به مسجد سیدالشهدا (ع) پاکدشت و شهادت ۲ بسیجی برگزار شد
مسجد سوخت، دل‌ها لرزید شبی که شعله‌های آتش بر دیوار‌های مسجد سیدالشهدا (ع) پاکدشت افتاد، دو جوان خادم مسجد، علی‌اکبر و طاها، میان دود و گاز اشک‌آور ایستادند تا راه نجات نمازگزاران را باز کنند؛ ایستادند و سوختند. حالا، پس از آن شب خون و آتش، نخستین جلسه رسیدگی به پرونده سه متهم اصلی این حادثه تروریستی در دادگاه انقلاب برگزار شد، جلسه‌ای که بار دیگر روایت تلخ آن شب را زنده کرد. 
حسین فصیحی

جوان آنلاین: صبح نخستین جلسه رسیدگی، فضای دادگاه انقلاب تهران حال‌وهوایی متفاوت داشت. خانواده‌های شهدا، وکلای طرفین، نماینده دادستان، شهود و متهمان، همگی در سالنی گرد آمده بودند که قرار بود بار دیگر یکی از تلخ‌ترین حوادث تروریستی پاکدشت در آن بازخوانی شود. پرونده‌ای که به شهادت دو جوان خادم مسجد و سوختن خانه‌ای امن برای عبادت انجامید، اکنون در برابر قاضی گشوده شده بود. 

در ابتدای جلسه، قاضی با اعلام رسمیت دادگاه از حضور همه طرف‌های پرونده خبر داد و گفت: «دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمانی را آغاز کرده است که به‌عنوان عناصر اصلی حمله به مسجد سیدالشهدا (ع) شناسایی شده‌اند.» سه متهم پرونده؛ احسان حسینی‌پور‌حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری به همراه وکلای خود در جایگاه حاضر شدند؛ جوانانی که حالا نام‌شان با حادثه‌ای گره خورده که دو خانواده را داغدار کرد و یک شهر را در بهت فرو برد. 

آغاز ماجرا؛ از فضای مجازی تا خیابان‌های پاکدشت

نماینده دادستان، نخستین کسی بود که پشت تریبون قرار گرفت. او با قرائت کیفرخواست، به تشریح روند شکل‌گیری اقدامات متهمان پرداخت. به گفته او، متهمان ابتدا قصد حضور در اغتشاشات تهران را داشتند، اما با تغییر مسیر، راهی پاکدشت شدند. فراخوان‌های فضای مجازی، انگیزه حرکت آنها بود؛ فراخوان‌هایی که به گفته دادستان، نقش مهمی در جهت‌دهی به رفتار این افراد داشت. نماینده دادستان توضیح داد: «متهمان پیش از حضور در محل، تمهیدات فنی و حفاظتی اندیشیده بودند تا شناسایی نشوند، اما خطای یکی از آنها، سرنخ اصلی کشف پرونده شد.» براساس تحقیقات، سه متهم با سلاح سرد، قمه، چاقو و کوکتل مولوتوف در صحنه حاضر شده و نقش فعالی در حمله به مأموران و مسجد ایفا کرده بودند. 

مسجدی که به میدان آتش بدل شد

نماینده دادستان با صدایی آرام، اما قاطع به لحظه اصلی حادثه پرداخت؛ پرتاب کوکتل مولوتوف به داخل مسجد. او گفت: «متهمان حضور خود مقابل مسجد و پرتاب کوکتل مولوتوف را پذیرفته‌اند. در جریان این تحریق گسترده، علی‌اکبر و طا‌ها که برای نجات نمازگزاران تلاش می‌کردند به شهادت رسیدند.» اتهامات مطرح‌شده در کیفرخواست سنگین بود؛ اقدام علیه امنیت داخلی، اجتماع و تبانی، مشارکت در قتل در ماه حرام، تحریق عمدی مسجد و تخریب اموال عمومی. دادستان با اشاره به مستندات پرونده افزود: «اقرار متهمان، تصاویر دوربین‌ها، گزارش پزشکی قانونی، نظریه آتش‌نشانی و کشف ادوات جرم، همگی بزهکاری متهمان را اثبات می‌کند.»

صدای پدر؛ روایت یک داغ ماندگار

در میانه جلسه، پدر یکی از شهدا در جایگاه قرار گرفت. صدایش می‌لرزید، اما کلماتش محکم بود. او گفت: «با قساوت بچه‌های ما را خفه کردند و سوزاندند. پیکرشان به مواد مذاب چسبیده بود. فیلم‌ها نشان می‌دهد چگونه از در مسجد دفاع می‌کردند.» پدر شهید تأکید کرد که فرزندش تنها باتوم در دست داشت و هیچ سلاحی برای دفاع از خود نداشت. او خواستار قصاص عاملان شهادت فرزندش شد. پس از او، مادر شهید طا‌ها پشت تریبون رفت. مادری که فرزند دانشجوی ترم هفتم شیمی‌اش، حالا تنها در قاب عکس‌ها زنده بود. او گفت: «از دادگاه می‌خواهم مسببان این حادثه و سرگروه‌هایی که به آنها خط دادند، شناسایی و مجازات شوند.»

روایت شاهد عینی

یکی از خادمان مسجد که شاهد مستقیم حادثه بود، در جایگاه حاضر شد. او صحنه را این‌گونه توصیف کرد: «بنزین ریختند، در را سوزاندند و فحاشی کردند. می‌گفتند فکر کردیم کسی داخل نیست، اما اگر کسی نبود، چرا گاز اشک‌آور می‌زدند؟» او ادامه داد: «فضا طوری بود که کسی زنده بیرون نیاید. من فرار کردم، اما بچه‌ها گیر افتادند.» نماینده دادستان با استناد به این شهادت، تأکید کرد که مهاجمان می‌دانستند افراد داخل مسجد حضور دارند و با علم به این موضوع حمله کردند. 

آموزش در شبکه‌های اجتماعی

در بخش دیگری از جلسه، نماینده دادستان به برنامه‌ریزی قبلی متهمان اشاره کرد و گفت که تهیه و ساخت کوکتل مولوتوف با آموزش‌های فضای مجازی انجام شده است. او عنوان کرد: «احسان و متین اعتراف کرده‌اند که روش ساخت و استفاده از کوکتل را از اینترنت آموخته‌اند.» سپس متهم ردیف اول، احسان حسینی‌پور در جایگاه حاضر شد. در پاسخ به سؤال قاضی درباره ساخت کوکتل مولوتوف گفت: «آموزشش را در اینستاگرام دیدم.»

قاضی پرسید: «فکر نمی‌کردید کسی داخل مسجد باشد؟»

متهم پاسخ داد: «گول فضای مجازی را خوردم. فکر نمی‌کردم کسی داخل باشد.»، اما مستندات، روایت دیگری داشت. در ادامه جلسه، با پخش فیلم‌ها و اسناد، تناقض در اظهارات متهم آشکار شد. او ناچار به بیان واقعیت شد: «کوکتل‌ها را در کاپشن پنهان و از فاصله یک متری پرت کردیم. من دو تا داشتم، متین هم دو تا.» او ادعا کرد تصور کرده افراد داخل مسجد از راه دیگری فرار کرده‌اند، ادعایی که با شواهد پرونده همخوانی نداشت. 

دفاعیات و پایان جلسه نخست

وکیل متهم ردیف اول، ضمن ابراز پشیمانی موکلش گفت: «من از عمل موکلم دفاع نمی‌کنم، از شخص دفاع می‌کنم. موکل من نادم است.» پس از شنیدن اظهارات شهود، متهم و وکیل، قاضی ختم جلسه نخست را اعلام کرد و گفت: «زمان جلسه بعدی متعاقباً اعلام می‌شود.»

پرونده‌ای که هنوز باز است

پرونده حمله به مسجد سیدالشهدا (ع)، تنها یک پرونده قضایی نیست؛ روایتی است از تأثیر فضای مجازی، هیجان جمعی و خشونتی که در نهایت به سوختن جان دو جوان انجامید. دادگاه هنوز ادامه دارد، اما آنچه روشن است، اینکه نام علی‌اکبر و طاها، برای همیشه در حافظه پاکدشت و تاریخ این مسجد ثبت شده است؛ جوانانی که در شبی آتشین، راه نجات را باز کردند و خود در میان شعله‌ها ماندند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار