پسر جوانی که در جریان یک درگیری خونین دوستش را با چاقو به قتل رساندهبود، در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت و در حالی که اولیای دم خواستار قصاص بودند، متهم راز این رفیقکشی را اختلاف بر سر یک دختر عنوان کرد. جوان آنلاین: ماجرا از اواخر بهار امسال آغاز شد؛ زمانی که مرگ مشکوک مرد جوانی به پلیس گزارش شد. مأموران با حضور در بیمارستان دریافتند مرد جوان بر اثر اصابت چند ضربه چاقو جان باختهاست. شدت جراحات بهقدری بود که تلاش پزشکان برای نجات جان او بینتیجه ماند.
تنها سرنخ اولیه، دوست مقتول بود؛ مردی که او را غرق در خون به بیمارستان رساندهبود. این شاهد کلیدی در بازجوییها گفت: «میلاد آن روز سراغم آمد و گفت باید او را به محل قراری برسانم. عصبی بود و میگفت دوستش مهدی پشت سرش حرفهایی زده که آبرویش را برده است. میخواست با او حسابش را صاف کند. وقتی رسیدیم، پیاده شد و شروع به صحبت کرد. من داخل ماشین بودم و از آینه نگاهشان میکردم که ناگهان دعوا بالا گرفت. در یک لحظه دیدم مهدی چاقو کشید، چند ضربه زد و فرار کرد.»
بازداشت متهم
با این اظهارات، مسیر تحقیقات تغییر کرد. هویت ضارب مشخص شد و مأموران در عملیاتی ضربتی مهدی را دستگیر کردند، اما اعترافات او، پرونده را وارد لایهای تازه از ابهام کرد. متهم در بازجوییها از دوستی هشتساله با مقتول گفت؛ دوستیای که به گفته او با ازدواج میلاد وارد مرحلهای حساس شدهبود.
رد پای دختر
مهدی مدعی شد چند شب پیش از حادثه، تماس عجیبی از دختری دریافت کرده که خود را دوست میلاد معرفی میکرد و درخواست کمک داشت. او به آدرسی که دختر داده بود، رفت و با دو دختر مست کنار خیابان روبهرو شد. آنها را به خانه رساند، اما در مسیر، یکی از دختران از میلاد گلایه کرد و گفت او آنها را رها کردهاست. مهدی در ادامه گفت: «به او گفتم اشتباه کردهای روی میلاد حساب باز کردی، او زن دارد. همین حرف بعدها دردسرساز شد. میلاد فهمید من این موضوع را گفتهام و فکر کرد قصد خرابکردن زندگیاش را دارم.»
قرار خونین
قرار برای رفع سوءتفاهم گذاشته شد، اما این قرار به صحنه یک جنایت بدل شد. مهدی ادعا کرد درگیری ناخواسته بوده و بهدلیل بیماری روحی و روانی، کنترل خود را از دست دادهاست. او حتی مدعی شد سابقه بستری در بیمارستان روانی دارد. در سوی دیگر، دوست مقتول روایت دیگری داشت؛ روایتی که بوی صحنهسازی میداد. او گفت: «بعد از ضربهزدن، مهدی گفت کاری میکند که همه فکر کنند دیوانه بوده و حین قتل حال طبیعی نداشتهاست.» همین تناقضها باعث شد پزشکی قانونی وارد ماجرا شود. نظریه کارشناسان، اما مهر تأییدی بر سلامت روان متهم در زمان وقوع جنایت زد و بهانه «جنون لحظهای» را از پرونده حذف کرد.
محاکمه
با تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در شعبه نهم، اولیایدم با چشمانی اشکبار، اما مصمم، خواستار قصاص قاتل شدند. مهدی در آخرین دفاع، بار دیگر پای یک دختر را به میان کشید و گفت: «او حرفهای مرا ضبط کرده و برای میلاد فرستادهبود. من فقط میخواستم از زندگی دوستم دفاع کنم. قصد قتل نداشتم؛ او به سمتم حمله کرد.»