آنچه این روزها در منطقه غرب آسیا میگذرد، نمایهای آشکار از رویارویی تمدن و توحش است. تمدنی با سابقه هزاران ساله که ایران آن را نمایندگی میکند و توحشی که امریکا، رژیم صهیونیستی، برخی دولتهای غربی و حتی منطقهای نماینده یا دنباله رو و تریبون آناند.
صحنه اگرچه در دهههای گذشته در پرتو رفتار سینوسی دولتهای استکباری کمی غبارآلود و فتنهگون مینمود، امروز، اما پردهها فرو افتاده و غبارها کنار رفته است. این تقابل و رویارویی البته قدمتی به عمر انقلاب اسلامی دارد؛ جایی که امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی با نفی هرگونه سلطه خارجی و استبداد داخلی، تیشه به ریشه این دو زد و پیام آور استقلال، آزادی و شرافت انسانی و اسلامی بود که در قالب جمهوری اسلامی ظهور و بروز پیدا کرد.
دنیای استکبار، اما در این چهاردهه و اندی، کوشیده است به اشکال مختلف، جمهوری اسلامی را که میرفت به عنوان یک الگوی تکثیرپذیر، بسیاری از دولتهای وابسته را از سلطه استکبار برهاند، متوقف کند و بلکه براندازد، اما هربار با مانع سخت و نفوذناپذیری به نام «ملت ایران» مواجه شده و شکست خورده است.
از جنگ هشت ساله، پشتیبانی از گروهکهای تجزیهطلب، تحریمهای فلجکننده، تهاجم فرهنگی و اکنون تهاجم نظامی، همگی تلاشهایی برای مقابله با انقلابی است که با خون صدها هزار جوان این کشور، تضمین و تثبیت شده است.
بنابراین، آنچه این روزها در تریبونها و رسانههای وابسته به زر و زور و تزویر علیه ملت ایران در جریان است، هجمه به ملتی است که انتخاب کردهاند مستقل از دولتهای سلطهگر تصمیم بگیرند و عمل کنند.
تحرکات این روزهای ترامپ رئیسجمهور فرعونی امریکا، که برخلاف اسلاف خود، دستکشهای مخملین آنها را دور انداخته و شمشیر آختهاش را برای همه دنیا، حتی هم پیمانان خودبرکشیده است، آینه تمام نمای توحش غربی است. روزی فلان خلیج را به نام امریکا سند میزند، روز دیگر ادعای جزیره دانمارکی گرینلند میکند، روز دیگر آن دلقک اوکراینی را به جنگ روسیه تحریک و تحریض میکند و این کشور را به ورطه ویرانی میکشاند و، چون منافعش جور دیگر اقتضا میکند، دست از حمایت بر میدارد و به بهانه پشتیبانی سیاسی و تسلیحاتی، منابع غنی زیر زمینی این کشور را به غارت میبرد. در آن سوی عالم شبانه به ونزوئلا شبیخون میزند و مقابل دیدگان افکار عمومی دنیا رئیسجمهور و همسرش را میدزدد و به گروگان میگیرد. ابتدا توجیه آنها از این اقدام تجاوزکارانه ادعای مقابله با قاچاق مواد مخدر بود، اما این ادعا خیلی زود رنگ باخت و اذعان به تصاحب منابع نفتی این کشور، عالمگیر شد.
در مواجهه با جمهوری اسلامی هم -البته چنانکه اشاره شد- به هر روشی متوسل شدند، اما اینکه وسط مذاکرات غیر مستقیم نمایندگان ایران و امریکا، با هجوم مغولوار، به میز مذاکره شلیک کنند، موضوعی بود که برای نخستین بار از این رئیسجمهور بدون رتوش امریکایی تجربه شد. ترامپ یا این اقدام خود با تسلیح و حمایت رژیم صهیونیستی، اعتبار پوشالی امریکا را به حراج گذاشت. در این جنگ بیش از هزار نفر از شهروندان ایرانی را مظلومانه به خاک و خون کشید، اما جمهوری اسلامی ایران به رغم زخمهای عمیقی که برداشت، زانو نزد و پشتش خم نشد؛ و همه این ایستادگی در سه نکته نهفته است، انسجام ملی، رهبری حکیمانه رهبرمعظم انقلاب و آمادگی دفاعی و قدرت بومی نیروهای مسلح.
اغتشاشات دیماه گذشته، تلاشی برای برهم زدن توازن و همبستگی این سه ضلع با تمرکز بر برخی نارضایتیهای معیشتی و اقتصادی مردم بود، اما در میانه این اعتراضات مسالمتآمیز مردمی، خشونت سازمان یافته داعشیهای نفوذ کرده در صفوف مردم با مدیریت میدانی عوامل موساد که بارها به حضور آنها از سوی مقامات امریکا و رژیم صهیونیستی اذعان شد، تردیدی باقی نگذاشت که آنچه در خیابانهای ایران به جریان افتاده، تروریسمی عریان با مشارکت همه گروهکهای تجزیهطلب، منافقین، سلطنتطلبان و صد البته با کارفرمایی سیا و موساد است. از این رو، معترضان بلافاصله صف خود را از آنها جدا کردند.
اینکه بازمانده آن شاه مخلوع، رسما و علناً از امریکا التماس میکند که ایران را بمباران کند، یا سرکرده فلان گروهک تروریستی در تلویزیون بیبی سی فارسی، از حمله نظامی امریکا به ایران تمام قد دفاع میکند، خود نشانهای از عمق طراحی جریانی است که تصمیم به تجزیه و نابودی ایران گرفتهاند. وگرنه کدام انسان شرافتمندی را در دنیا میتوان یافت که از تهاجم نظامی خارجی علیه کشورش دفاع کند؟
این روزها، اما حرکت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن امریکا به سمت اقیانوس هند و نزدیکی آبهای منطقه، با تبلیغات اغواکنندهای همراه شده که گویی، ترامپ آمده است این بار کار جمهوری اسلامی ایران را یکسره کند. فارغ از اینکه این تصور احمقانه چقدر قابلیت عملیاتی دارد، باید به ترامپ قماز باز گفت، از آن روزهایی که حرکت فلان ناو هواپیمابر امریکایی، بهمان دولت وابسته را ساقط میکرد، دههها میگذرد. امروز نه آن امریکا در دنیا قدر و قیمت و قدرتی دارد و نه ملت ایران از چنین تهدیداتی هراس دارند. امروز سردار سلیمانی در گستره ایران اسلامی تکثیر شده است.
او روزی ترامپ را خطاب قرار داد و حریف طلبید و گفت: «هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به شما فکر نکنیم. ما ملت شهادت و امام حسین (ع) هستیم و حوادث سختی را پشت سر گذاشتهایم. این را بدانید اگر جنگی اتفاق بیفتد این نابودی همه امکانات شما و پیروزی ما است که پایان جنگ را رقم خواهد زد: پس شما جنگ را شروع کنید باقی ماجرا با ما.»
امروز اگرچه حاج قاسم در میان ما نیست و به تیغ ترور ناجوانمردانه و بزدلانه ترامپ و نتانیاهو به شهادت رسید، اما هسته سخت ۹۰ میلیونی ایران در اوج انسجام ملی است، قوای سه گانه در بالاترین اتحاد و هم افزایی هستند، نیروهای مسلح دست به ماشه و رهبر معظم انقلاب صحنه منازعه را فرماندهی میکنند. به چند گروهک اجیر شده، وطن فروش و تجزیهطلب دلخوش نباش. ملت ایران هرگز کشورشان را به اجنبی نمیفروشند، این قضاوت تاریخ است. یا مشاورانت را تغییر بده یا کمی تاریخ بخوان. یک تمدن چندهزار ساله با توپ و تشر تو و بزرگتر از تو، از هم نمیپاشد. تکرار توحش تو «آبراهام لینکلن» و اعتبارش را به اعماق اقیانوسها خواهد فرستاد.
به این ارادههای پولادین، باید ظرفیت عظیم ملتهای اسلامی در منطقه و جهان را اضافه کرد که طی روزهای گذشته با امضای طومار و برگزاری راهپیماییهای گسترده در حمایت از جمهوری اسلامی ایران و شخص مقام معظم رهبری، تأکید کردهاند که در صورت هرگونه خطای محاسباتی از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی، هر یک از اتباع این رژیمهای تروریستی، به یک هدف مشروع در منطقه تبدیل خواهند شد و منافع مادی و اقتصادی آنها را در جهان مورد تهاجم قرار خواهد داد.