کد خبر: 1341794
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با عباس سلیمی‌نمین درباره اغتشاشات اخیر
فتنه اخیر شلیک دشمن به نظام اقناعی کشور بود دشمن اولین راهی که پیگیری می‌کند، ایجاد خصومت در میان اقشار مختلف جامعه است. تنها راهی که می‌تواند به ایران ضربه بزند، ایجاد دو‌قطبی‌های خصومت‌بار است.
فائزه‌سادات یوسفی

جوان آنلاین: در فتنه اخیر، حضور حداکثری و مسلحانه جریان‌های برانداز اعم از گروهک‌های شناخته‌شده مانند منافقین، سلطنت‌طلبان، داعشی‌ها، تجزیه‌طلبان تا گروه‌های جدیدی مانند صوفیان و ری‌استارت‌ها با هماهنگی سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی و نفوذی‌های داخل، نشان می‌داد راهبرد جبهه امریکایی- صهیونی در عملیاتی‌کردن جنگ علیه ایران تغییر یافته و در بستر خیابان‌ها در حال اجراست. آنچه در این واقعه قابل توجه بود و آن را تا حدودی از آشوب‌های دیگر مجزا می‌کرد، بالابودن میزان جنایت و خشونت و همچنین وجود برنامه از قبل سازمان‌یافته برای شکل‌دهی به نوع درگیری‌های مسلحانه بود؛ رویدادی که نشان می‌داد دشمنان برای اجرای پروژه براندازی و تسلیم‌پذیری ایران، در حال محک زدن مسیر‌های مختلفی هستند. در همین رابطه با آقای سلیمی‌نمین، تحلیلگر و کارشناس سیاسی گفت‌وگویی داشتیم تا با واکاوی چرایی اعمال خشونت سرشار از سوی جریان‌های ضدانقلاب و امریکا، اهداف دشمن را از این اقدام بررسی کنیم.

به نظر شما، علت این حجم از خشونت رفتاری از سوی اغتشاشگران و تروریست‌ها علیه مردم و نیرو‌های امنیتی و انتظامی چه بود، اینکه افراد را سرببرند، مثله کنند و آتش بزنند، مورد تأیید هیچ انسانی نیست، هیچ جریان سیاسی با این حجم از خشونت عریان نمی‌تواند میان ملت ایران برای خود محبوبیت بخرد بلکه منفورتر می‌شود چنانکه منافقین شدند، این رفتار‌های خشن چگونه تحلیل می‌شود؟ 

دشمن اولین راهی که پیگیری می‌کند، ایجاد خصومت در میان اقشار مختلف جامعه است. تنها راهی که می‌تواند به ایران ضربه بزند، ایجاد دو‌قطبی‌های خصومت‌بار است. یکی از دلایل این امر، جایگاه نظام ماست که از ابتدای نهضت، بر اساس جذب افکار، تحول سیاسی را در کشور به وجود آورد. رهبری نهضت اسلامی در طول زمان، ادله خود را برای تحول در ایران مطرح کرد و به تدریج این دلایل از سوی اقشار مختلف جامعه پذیرفته شد و یک نهضت فکری شکل گرفت. دشمن هرگز این مسئله را نمی‌پسندد، چراکه این روند، نظام سیاسی مقابل را زیر سؤال می‌برد و زمینگیر می‌کند. ما با استدلال، افکار عمومی را اقناع و برتری اندیشه خود را ثابت می‌کنیم، در حالی که آنها متکی بر خشونت و سرکوب هستند. همین موضوع، تهدید تحول در ایران را برای غرب به شدت بالا می‌برد. دشمنان از ابتدای انقلاب اسلامی تلاش کردند فضای ایران را تند و خشونت‌آمیز کنند. هنوز عمری از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که بسیاری از تئوریسین‌های انقلاب مانند آیت‌الله مطهری، شهید مفتح و دیگران را ترور کردند تا این قوت را از نظام جدید بگیرند، سپس به تدریج خشونت‌های کور را دنبال کردند؛ ترور ناموفق آیت‌الله خامنه‌ای و متأسفانه ترور‌های موفق شخصیت‌هایی مانند شهید بهشتی و شهید باهنر. دلیل عمده این رویکرد، عدم‌استفاده نظام اسلامی از سلاح و خشونت در طول نهضت بود، حتی امام اجازه نمی‌داد نیرو‌های وابسته به پهلوی یا امریکایی‌ها ترور یا کشته شوند. بحث اصلی، حذف فیزیکی نبود، بلکه اقناع بود، حتی بسیاری از عوامل ارتش پهلوی به نهضت پیوستند و فرار گسترده از پادگان‌ها اتفاق افتاد که ناشی از جلوگیری امام از خشونت بود. آن زمان در فضای آرام، اندیشه جای خود را باز می‌کرد و امکان انتخاب‌گری فراهم می‌شد. پس از ترور‌های مشخص، منافقین ترور‌های کور را شروع کردند؛ هر فردی را در خیابان که نشانه‌ای از بسیج یا حتی ریش داشت، هدف قرار می‌دادند تا نظام اسلامی را به سمت خشونت بکشانند. طراحان این اقدامات می‌دانستند انقلابی که با تفکر و قانع‌سازی جذب می‌کند، می‌تواند قدرت گسترده‌ای در میان مردم داشته باشد. از اهداف آنها این بود که با خشونت‌ورزی تلاش داشتند نظام را نیز به خشونت بکشانند که البته در سال ۱۳۶۰ تا حدودی موفق شدند و برخی نیرو‌های ما را عصبانی کردند، ولی خوشبختانه در نهایت، این اتفاق رخ نداد. امروز نیز مواضع جمهوری اسلامی حتی در مورد صهیونیست‌ها مبتنی بر خشونت نیست. ما هرگز معتقد به کشتار یا حذف فیزیکی صهیونیست‌های مستقر در فلسطین نیستیم، بلکه معتقدیم باید با حضور همه فلسطینیان، انتخابات برگزار شود. راه‌حل ما امروز نیز راه‌حلی قابل فهم و قابل احترام برای همگان است. هر فرد صاحب‌فکر درمی‌یابد که این رویکرد، خیر و سعادت عموم را تضمین می‌کند. به دلیل داشتن چنین رویکردی، طبیعی است که دشمن تلاش کند خشونت را بر فضای ما حاکم کند، از این رو باید همان‌گونه که در این دوره ناکام ماندند، در آینده نیز با دقت بیشتر از آنچه دشمن دنبال می‌کند، یعنی دو‌قطبی کردن جامعه و حاکم‌کردن خشونت جلوگیری کنیم. باید آگاهانه و با قانع‌سازی نشان دهیم که چه روشی مصالح همه اقشار جامعه را تأمین می‌کند. خوشبختانه امروز فرصت داریم توجهات را هم به شیوه کار دشمن و هم به ادله نظام اسلامی جلب کنیم تا افراد به جمع‌بندی مناسب برسند که ذیل چه راهبردی، منافع‌شان بهتر تأمین خواهد شد. 

فتنه اخیر پس از جنگ ۱۲روزه که امریکا و رژیم اسرائیل در آن شکست خورد، چه هدفی را دنبال می‌کرد؟

دشمنان معتقد بودند ابتدا باید به ایران حمله و پایه‌های نظام را تضعیف کنیم، سپس نیرو‌های میدانی مانند منافقین و سلطنت‌طلبان وارد میدان شوند تا با نظام تضعیف‌شده مواجه شوند و بعد از آن بتوانند مسائل را در ایران به نقطه دلخواه خود نزدیک کنند، اما این هدف به شکست انجامید، زیرا ما از قدرت بازدارندگی مطلوب و متوازنی برخوردار بودیم و نشان دادیم در برابر هر حمله، پاسخ متقابل خواهیم داد. در عمل نیز ثابت کردیم دارای قدرتی هستیم که اگر دشمنان نقطه استراتژیک و تعیین‌کننده‌ای از کشور را هدف بگیرند، ما نیز مرکز تعیین‌کننده‌ای از آنها را نابود می‌کنیم. بی‌شک، با توجه به محدود بودن جغرافیا و پایگاه‌های رژیم‌صهیونیستی و زوال بازدارندگی و تضعیف قدرت پدافندی در سرزمین‌های اشغالی، حملات ما تأثیر بسیار بیشتری داشت. این مسئله ضربه و شوک بزرگی به رژیم‌صهیونیستی و امریکا وارد کرد و در همان مقطع مجبور شدند بحث آتش‌بس را مطرح کنند. امریکا و رژیم‌صهیونیستی پس از ناکامی در این جنگ به شیوه دوم روی آوردند، یعنی ایجاد جریانات هدایت‌شده برای به‌هم‌ریزی جامعه ایران تا زمینه دخالت نظامی بیرونی فراهم شود. آنها اینگونه استدلال می‌کردند که وقتی حاکمیت گرفتار درگیری‌های داخلی شود، قدرت بازدارندگی‌اش را از دست خواهد داد، اما در عمل این شیوه نیز به نتیجه‌ای نرسید. 

دشمنان با تبلیغات مخرب و جهت‌دار توانستند نوجوانان و جوان‌هایی را هیجانی و به طور فریبنده وارد میدان کنند. برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار این روند چه راهکاری پیشنهاد می‌دهید؟

باید به این نکته دقت کنیم که بخشی از جوانان کم‌سن‌وسال و احساساتی، ممکن است با دیدن یکسری مشکلات در بدنه اداری و حاکمیت، مثلاً برخورد نامناسب در دستگاه قضا به شدت برانگیخته شوند. این برخورد لزوماً متوجه شخص نیست و ممکن است جوان با مشاهده بدرفتاری با پدر یا مادر خود دچار این احساس شود. باید مراقب باشیم دشمن با عملیات روانی، از این نیرو‌های متأثر یا زخم‌خورده از نظام اداری یا قضایی، سپر انسانی نسازد و آنها را به ارتباط مستقیم با خودش سوق ندهد. امروز فضای مجازی به‌ویژه برخی پلتفرم‌ها که در اختیار صهیونیست‌هاست، در ایران نیز ترویج شده است و آنها از این طریق به راحتی می‌توانند افراد را شناسایی و بر اساس گرایش‌های‌شان تماس برقرار کنند. کسی که دچار انحطاط اخلاقی است، می‌تواند صید خوبی برای دشمنان ایران باشد. باید این ارتباط را قطع و زمینه اعتراض قانونی را برای اقشار مختلف فراهم کنیم. متأسفانه گرچه همه بر قانونی بودن اعتراض تأکید دارند، اما ساختار لازم برای آن هنوز فراهم نیست. این ساختار تنها با مصوبه مجلس ایجاد نمی‌شود، بلکه نیازمند آن است که احزاب و گروه‌ها مسئولیت به‌میان‌آوردن و مدیریت تجمعات را بپذیرند. متأسفانه برخی احزاب حاضر به پذیرش هزینه‌های این مسئولیت نیستند و این مسئله مشکل‌ساز است. آنها هنگام انتخابات ناگهان ظاهر می‌شوند و با کسب امتیاز از حاکمیت، در بزنگاه‌ها خود را در حاشیه امن قرار می‌دهند، بنابراین اگر دوباره دشمن نیرو‌های سازمان‌یافته خود را بسیج کند، ممکن است جوان ناراضی که راه دیگری برای ابراز ناراحتی نیافته است به شبکه‌های پنهان دشمن بپیوندد و به سپر انسانی تبدیل شود و هزینه کار سیاسی در کشور را به شدت افزایش دهد. باید دقت کنیم که دشمن زمان را از دست نمی‌دهد؛ دلایل شکست خود را ارزیابی می‌کند و گام بعدی را با قدرت بیشتر برمی‌دارد. این مسئله باید مورد توجه جدی قرار گیرد تا از تکرار وقایع مشابه جلوگیری شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار