نقطه قوت کتاب، استناد به مجموعه وسیعی از اطلاعات است که به طور آشکار در دسترس نیست. این اطلاعات که محصول گفتوگوهای طولانی با مسئولان ارشد امنیتی و کارشناسان درگیر در پرونده است، به خواننده اجازه میدهد تا روایتی متفاوت و «پشت صحنهای» از حوادث را دنبال کند جوان آنلاین: هنوز چند ماهی از جنگ ۱۲ روزه نگذشته بود که دوباره سایه جنگ بر سر کشور ما سنگینی کرد. اتفاقی مشابه آشوبهای ۱۴۰۱ با رویکرد و بهانهای جدید. به خشونت کشیدهشدن اعتراضاتی که در ابتدا در واکنش به بیثباتی نرخ ارز و تورم بیسابقه شکلگرفته بود. خشونتی عریان که ایران پیش از این فقط در سالهای دهه ۶۰ و در اوج فعالیت مسلحانه و ترورهای هدفمند و کور گروهک منافقین تجربهاش کرده بود: تخریب و به آتشکشیدن ساختمانهای دولتی، تخریب و غارت فروشگاههای زنجیرهای، آسیب غیرقابل جبران به مبلمان شهری به آتش کشیدن مساجد و هیئات و هتکحرمت قرآن، استفاده از سلاح گرم و سرد برای کشتن و مجروح کردن مأموران یا حتی رهگذران و.... اتفاقاتی که حتی معترضان به گرانی را به خانهها فرستاد تا صفشان از این تروریستهای مسلح جدا شود، اما این اولین بار نیست که دشمن با سوءاستفاده از یک ناآرامی یا کنشگری مدنی مسیر را برای نفوذ و ایجاد بلوا در ایران هموار میکند.
بعد از بلوای «زن، زندگی، آزادی»، نشستها و میزگردهای تخصصی بسیاری راجع به این موضوع برگزار شد و هر کسی از اندیشمندان و روشنفکران تا مردم عادی در مورد عوامل شکلگیری و راههای برونرفت از آن وضعیت تحلیلهایی ارائه کرد. تولیداتی نیز در قالب کتابهای پژوهشی و همچنین رمان صورت گرفت. یکی از این آثار پژوهشی، کتاب «سراب سایهها» ست که به همت انتشارات سوره مهر وارد بازار کتاب شده است. مهدی محمدی، نویسنده این اثر که خود از تحلیلگران مسائل استراتژیک است، به صورت مستند و واقعگرایانه درنگی عمیق در ناآرامیهای پاییز ۱۴۰۱ میکند. همانطور که در مقدمه این کتاب آمده، نویسنده ادعا نمیکند همه آنچه در آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ در ایران رخ داد پروژهای امنیتی بوده، اما ادعا میکند و تلاش خواهد کرد این ادعا را تفصیلاً مستند کند که پروژهای بسیار بزرگ، پیچیده، سنجیده و بیسابقه در کار بوده که بدون درک ابعاد آن، فهم ماهیت و قضاوت درباره این آشوبها غیرممکن و حتی بیمعناست. این کتاب با فاصلهگرفتن از تحلیلهای صرفاً اجتماعی یا سیاسی، یک لایه عمیقتر یعنی «طراحی اطلاعاتی- امنیتی» را کانون توجه خود قرار میدهد و میکوشد نشان دهد چگونه نارضایتیهای داخلی به ابزاری در دست یک پروژه خارجی تبدیل شد.
کتاب «سراب سایهها» با ساختاری هوشمندانه در هفت فصل تنظیم شده که هرکدام با نام یک پایتخت کلیدی در این ماجرا، زاویهای از این پازل پیچیده را روشن میکند. فصل نخست، «لانگلی» (مقر سازمان سیا)، مسئلهای بنیادین را مطرح میکند: آشوبهای ۱۴۰۱ نه از موضع قدرت غرب، بلکه از سر ضعف، کلافگی و بهعنوان واکنشی به افزایش بیسابقه قدرت ایران صورت گرفته است. این فصل با ارائه شواهدی از پیشرفتهای منطقهای و فناورانه ایران، استیصال غرب را به عنوان موتور محرک این پروژه معرفی میکند. فصل دوم، «واشینگتن»، به زمینههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میپردازد که سرویسهای اطلاعاتی غربی از آنها بهعنوان بستر اجرای پروژه خود بهرهبرداری کردند. نویسنده در این بخش به شکافهای نسلی، فشارهای اقتصادی و برخی ناکارآمدیها اشاره کرده و آنها را «نقاط آسیب» مینامد که دشمن روی آنها سرمایهگذاری کرد.
فصل سوم، «تلآویو»، به شرح فرمول صهیونیستها برای آغاز آشوب میپردازد و چگونگی شکلگیری پدیده «مهسا امینی» را با رویکردی تحلیلی - انتقادی بررسی میکند. این فصل به طور مشخص به نقش شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند در ساختن یک روایت دروغین و احساسی از یک حادثه تلخ میپردازد. فصل چهارم، «تهران»، وقایع اصلی آشوبها را در داخل کشور ارزیابی کرده و تلاش میکند ضمن توصیف دقیق، این وقایع را در چارچوب یک تئوری منسجم به هم مرتبط کند. در فصل پنجم، «برلین»، مجموعه رویدادهای خارجی مرتبط با آشوبها از جمله نقش اپوزیسیون و رسانههای خارجنشین، بررسی و به رویدادهای داخل ایران پیوند داده میشود.
فصل ششم، «لندن»، مختص بحثی نو و تئوریک درباره چیستی «جنگ شناختی» است. این فصل توضیح میدهد چگونه با استفاده از تکنیکهای روانشناختی، بمباران اطلاعاتی و دستکاری ادراک عمومی، میتوان یک جامعه را علیه خودش به حرکت واداشت و نشان میدهد که کل پروژه آشوبهای ۱۴۰۱ چگونه در قالب یک جنگ سطح بالای شناختی قابل ارزیابی است و نهایتاً فصل هفتم، «بیروت»، به این پرسش پاسخ میدهد که این برنامه چگونه خنثی شد و نظام جمهوری اسلامی با چه ابزارها و راهبردهایی توانست بازیگران این واقعه مهیب را ناکام بگذارد.
نقطه قوت کتاب، استناد به مجموعه وسیعی از اطلاعات است که به طور آشکار در دسترس نیست. این اطلاعات که محصول گفتوگوهای طولانی با مسئولان ارشد امنیتی و کارشناسان درگیر در پرونده است، به خواننده اجازه میدهد تا روایتی متفاوت و «پشت صحنهای» از حوادث را دنبال کند. این ویژگی اثر را از یک تحلیل صرفاً نظری فراتر برده و به آن جنبهای مستند و گزارشی میبخشد. سبک نگارش کتاب، برخلاف انتظار از یک اثر پژوهشی- امنیتی، روان و جذاب است و مخاطب عام را نیز با خود همراه میسازد.
در مجموع، ادعای اصلی کتاب این است که ایران در سال ۱۴۰۱ با پیشرفتهترین نوع نبرد زیر آستانه درگیری نظامی مواجه شد و آن را پشتسر گذاشت. اکنون که «جنگ ترکیبی» دیگری با پوشش و بهانهای جدید علیه ملت ایران کلید خورده است، «سراب سایهها» میتواند همچون یک راهنما عمل کند. این کتاب با رویکرد پژوهشی و امنیتی خود برای مخاطبی که قصد دارد روشهای دشمن را در جنگهای نوین شناسایی کند و فراتر از سطح ظاهری رویدادها را ببیند، اثری قابل توجه و روشنگر است.
در بخشی از کتاب آمده است: «این کتاب ادعا نمیکند همه آنچه در آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ در ایران رخ داد یک پروژه امنیتی بوده، اما ادعا میکند - و تلاش خواهد کرد این ادعا را تفصیلا مستند کند- که یک پروژه بسیار بزرگ، پیچیده، سنجیده و بیسابقه در کار بوده که بدون درک ابعاد آن، فهم ماهیت و قضاوت درباره این آشوبها، غیرممکن و حتی بیمعناست. در واقع، ادعای اصلی کتاب این است که ایران در سال ۱۴۰۱ با پیشرفتهترین نوع نبرد زیر آستانه درگیری نظامی از جانب دشمنانش مواجه شد و آن را پشتسر گذاشت.»
کتاب «سراب سایهها» نوشته مهدی محمدی از سوی انتشارات سوره مهر و با قیمت ۳۷۵ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.