کد خبر: 1340408
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۰
«برای هانا» و میراث عشقی  که از مادر به دختر می‌رسد نمایش «برای هانا» روایتی است از میراثی که در وجود زن، در لحظه تولد و حتی در دل ویرانی منتقل می‌شود: عشق. عشقی که نه احساس صرف، بلکه نیرویی تاریخی، اخلاقی و سیاسی است؛ نیرویی که از مادر به دختر می‌رسد و مقاومت را تداوم می‌بخشد.
 فاطمه شریفی

جوان آنلاین: نمایش «برای هانا» روایتی است از میراثی که در وجود زن، در لحظه تولد و حتی در دل ویرانی منتقل می‌شود: عشق. عشقی که نه احساس صرف، بلکه نیرویی تاریخی، اخلاقی و سیاسی است؛ نیرویی که از مادر به دختر می‌رسد و مقاومت را تداوم می‌بخشد.

در جهانی که دژخیمان ظلم تلاش می‌کند پیوند‌ها را قطع کند، «برای هانا» بر یک نسبت بنیادین تأکید می‌کند: نسبت میان مادر و دختر. عشق و آرمانی که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود. این نمایش نشان می‌دهد حتی اگر خانه‌ها ویران شوند و بدن‌ها زیر آوار بمانند، درختان و باغ‌های زیتون بسوزند و خاکستر شوند، این میراث از بین نمی‌رود.. عشق، پیش از آنکه ذبح شود، به نسل بعد منتقل می‌شود و در میانه همین انتقال، به مقاومت مبدل می‌شود.

تولد در آستانه مرگ

هدیل، مادر جوان فلسطینی در واپسین لحظات بارداری، همزمان با بمباران خانه‌اش، در آستانه مرگ و تولد فرزندش قرار می‌گیرد. بدن او در آتش و آوار گرفتار شده، اما در همان لحظه، زندگی تازه‌ای متولد می‌شود. «برای هانا» از همان ابتدا، روایت خود را بر این همزمانی بنا می‌کند. این لحظه عصاره‌ای از پیرنگ نمایش است. هدیل پیش از آنکه از جهان برود، چیزی را به دخترش می‌سپارد که هیچ بمبی قادر به نابودی‌اش نیست: عشق و ایمان. عشقی که به معنای دلبستگی منفعلانه نیست، انگیزه و روح مقاومت است. عشقی که در قلب تمام سوژه‌های این نمایش جاری است، اما مانع آنها برای دنبال‌کردن آرمان و هدف‌شان نمی‌شود.

برزخ، ملاقات با کنشگران پیچ تند تاریخ

در این لحظه، روح هدیل وارد سفری برزخی می‌شود. اما برزخ در نمایش «برای هانا» مکانی اسطوره‌ای و دوردست نیست. بستری برای ملاقات با تاریخ است. ملاقات با زنانی که ظلم، آنها را بین مادری و فقدان، زنده بودن و مرگ، عشق و فراغ معلق نگه داشته است. زنان تاریخ گرد هم آمدند تا میزبان زنی باشند که در آستانه مادری ایستاده است. زنانی که هدیل با آنها مواجه می‌شود، هر یک شکل متفاوتی از عشق را نمایندگی می‌کنند؛ عشقی که در طول تاریخ، قلب آنها را برای مقابله با ظلم و مقاومت قوی‌تر کرده است.

زنان تاریخ، حافظان عشق

مرضیه دباغ، نخستین میزبان هدیل است. نمونه‌ای از عشق که از دل مادری به سیاست راه یافته است. او مقاومتی را روایت می‌کند که از سر مسئولیت نسبت به آینده فرزندان شکل گرفته است. در این بخش، نمایش با اتکا به فرم و حرکت، پیوند میان مادری، وطن و ایستادگی را بی‌نیاز از توضیح کلامی به تصویر می‌کشد. در گوشه‌ای دیگر از تاریخ، مقاومت با بنت‌الهدی صدر، عشق در متن گرسنگی، محاصره و فقدان معنا می‌یابد. پرفورمنس این بخش، بدن را به سند تاریخی زنان و کودکان گرسنه غزه بدل می‌کند؛ بدن‌هایی که پابه‌پای موسیقی گرسنگی و ظلم را فریاد می‌کنند. عشقی که بنت‌الهدی صدر با قلمش و حمایتش از برادر در برابر حذف پایداری می‌کند. هدیل، میهمان مادلین می‌شود. زنی که اولین و تنها زن ماهی‌گیر غزه است. او بیانگر عشقی است که مرز‌ها را در‌می‌نوردد. او از کاروان‌هایی می‌گوید که از سراسر جهان برای غزه به راه افتادند؛ کشتی‌هایی که اگرچه به مقصد نرسیدند، اما نشان دادند مقاومت می‌تواند روایت رسمی و انزوا را به چالش بکشد. هدیل در آخرین سفر برزخی‌اش به لبنان می‌رود و غاده چمران را ملاقات می‌کند. جایی عشق به همسر با مسئولیت اجتماعی گره می‌خورد. ملاقاتی که هدیل طی آن صدای «هانا» را می‌شود و در می‌یابد: در جغرافیای مقاومت عشق امری خصوصی و منزوی نیست؛ بلکه نیرویی است که می‌تواند به کنش تاریخی و جمعی بدل شود.

برزخ و تاریخ بازماندگان

در این نقطه، «برای هانا» به افق نظری والتر بنیامین، جامعه‌شناس و فیلسوف آلمانی نزدیک می‌شود. بنیامین هشدار می‌دهد تاریخ رسمی، همواره روایت پیروزمندان است؛ تاریخی که رنج، شکست و حذف‌شدگان را به سکوت وامی‌دارد. در این نبرد روایت‌ها، او از تاریخ‌نگاری بازماندگان دفاع می‌کند؛ تاریخی که داستان پیروزی‌ها را نمی‌گوید بلکه از دل ویرانی و فقدان روایت می‌شود. «برای هانا...» تجسم همین تاریخ‌نگاری است. هدیل نه قهرمان پیروزی، بلکه شاهد و راوی رنج است؛ زنی که بدنش، خود سند تاریخی است. برزخ در‌این نمایش، همان «اکنون انقلابی» بنیامینی است؛ لحظه‌ای که زمان خطی متوقف می‌شود و گذشته، با تمام زخم‌هایش، به اکنون هجوم می‌آورد تا عدالت را طلب کند. در این تعلیق زمانی، عشق به‌عنوان میراث، از مادران به دختران به ارث می‌رسد.

مادر، حامل حافظه و عشق

یکی از دستاورد‌های مهم «برای هانا»، تأکید بر زنانگی به‌عنوان حامل حافظه و عشق است. عشق در این نمایش، نه در شعار و در لحظه تولد، مرگ، حرکت، رنج و ایستادگی بدن‌ها منتقل می‌شود. فرم‌های حرکتی، طراحی صحنه و لباس، این انتقال را عینی و قابل لمس می‌کنند. در اینجا فرم و حرکت، در برابر تاریخ رسمی که می‌خواهد روایت رنج و مقاومت را حذف کند، به رسانه‌ای برای تجسم آنها مبدل می‌شود.

صدا، وقتی عشق شنیده می‌شود

در «برای هانا»، صدا نقش تعیین‌کننده‌ای در انتقال مفاهیم ایفا می‌کند. موسیقی نمایش که ازسوی بهزاد عبدی ساخته شده، بلکه بخشی از روایت است. عبدی فضایی صوتی در میان سوگواری، ایستادگی و امید را که در نوسان است؛ خلق می‌کند. فضایی که مخاطب را در وضعیت تعلیق نگه می‌دارد، درست همانگونه که برزخ این نمایش عمل می‌کند.

موسیقی عبدی، با تکیه بر الگو‌های آوازی آیینی و تم‌های ملودیک، به شکلی ظریف، عشق و سوگ را از سطح احساس فردی به سطح تجربه جمعی ارتقا می‌دهد. آواز گروه کرال با همخوانی نوا‌هایی ماندگار از لحظات شادی و غم زنان قهرمان، تماشگر را با خود همراه می‌کند.

تقابل عشق و قدرت

نقطه اوج نمایش، مواجهه هدیل با گلدا مایر است؛ تنها شخصیت شر نمایش. این تقابل، تقابل دو منطق است: منطق مقاومت و منطق ظلم. گلدا، زنی است که به او مادر اسرائیل می‌گویند. زنی که با شر دست دوستی داده و خیال خام محو و نابودی فلسطین را در سر می‌پروراند. در برابر او، هدیل ایستاده؛ زنی که حتی در لحظه سوختن، از عشق صیانت می‌کند.

دیالوگ‌های پایانی نمایش، این تقابل را به اوج می‌رساند:

«مرا بسوزانید و شعله‌ورم کنید؛ اما بدانید که این آتش بر من گلستان خواهد شد...» بازیگر هدیل در محاصره بازیگران فرم آتش قرار می‌گیرد و لحظه‌ای تماشایی رقم می‌خورد. پرفورمنس آتش و گلستان در همراهی بازی، بدن، موسیقی و طراحی لباس تجربه‌ای ناب را رقم می‌زنند.

هانا، وارث عشق

هانا، نوزادی که از زیرآوار بیرون می‌آید، بازمانده یک فاجعه است؛ او وارث عشقی است که مادرش با جان خود به او سپرده است: مقاومت. نمایش با تأکید بر زنده‌ماندن هانا، از تراژدی عبور می‌کند و به موضعی اخلاقی می‌رسد: تاریخ با کشتن مادران تمام نمی‌شود، زیرا عشق آنها به دختران‌شان منتقل می‌شود و ادامه می‌یابد.

تئاتر، حافظ میراث

در نهایت، «برای هانا» تئاتری است که خود را حافظ میراثی جمعی و جهانی می‌داند؛ میراثی که ظلم در هر لباسی، می‌خواهد آن را نابود کند، اما هر بار، از مادری به دختری دیگر منتقل می‌شود. این نمایش به همه ما یادآوری می‌کند که عشق، نه احساسی خصوصی، بلکه نیرویی تاریخی است؛ نیرویی که از دل آتش عبور می‌کند و خاموش نمی‌شود. عشقی که از مادر به دختر ارث می‌رسد.

برچسب ها: خانه ، فلسطین ، فرهنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار