کانال تلگرامی «ترجمان» نوشت: در فلسطین هر جا که بروی، حتی در نواحی روستایی، میبینی داری دنبال راهی میگردی تا از میان آوارها رد شوی، یا دورشان بزنی یا از رویشان عبور کنی. هرجا که بروی: در یک ایست بازرسی، حوالی گلخانههایی که گاریها به آنها نمیرسند، در طول خیابان، هنگام رفتن سر هر قراری.
آوارها متعلقاند به خانهها، خیابانها و زندگی روزمره. سخت میتوان یک خانوادۀ فلسطینی پیدا کرد که در نیمقرن اخیر وادار به گریختن از جایی نشده باشد، چنانکه سخت میتوان شهری یافت که بولدوزرهای ارتش اشغالگر مرتباً ساختمانهایش را ویران نکرده باشند.
آوارِ کلمات هم هست، آوار کلماتی که دیگر پناه هیچ چیزی نیستند، کلماتی که معنایشان نابوده شده است. یک نمونه نیروی «دفاعی» اسرائیل است. این نامی است که اسرائیل روی ارتش خود گذاشته است. ارتشی که خیلی بیشتر از دفاع کارش کشتار فلسطینیان و تاراج سرزمین آنهاست. آواری از کلمات متین و اصولی هم هست که وظیفهشان «نادیدهگرفتهشدن» است: قطعنامههای سازمان ملل متحد و دیوان بینالمللی دادگستری در لاههْ که ساختوساز شهرکهای اسرائیلی در قلمرو فلسطینیها را غیرقانونی دانستهاند یا و ساخت «دیوار حائل» را نکوهش کردهاند.
شاید شکاف میان آنچه گفته میشود و سیاستهایی که واقعاً اجرا میشود، در سراسر تاریخ وجود داشته باشد. اعلامیهها اغلب طمطراق بیشتری دارند؛ ولی اینجا برعکس است. کلمات بسیار حقیرتر از رویدادهایند. آنچه رُخ میدهد، تخریبِ حسابشدۀ یک مردم و کشور آنهاست و سکوت و کلماتی حقیر دور این تخریب بیامان را گرفتهاند.
مردم فلسطین زیر این آوارها چطور زنده ماندهاند؟ با از کار انداختنِ سؤالی که بقیۀ مردم دنیا، تکتک به مصافش میروند: «چرا به این دنیا آمدهام؟» زندگی فلسطینیان در کنار هم، این سؤال را از کار میاندازد، اما نه با وعده یا تسلا یا امیدِ انتقام. پاسخِ آنها موجز است، موجز، اما ابدی. آنها اینجایند تا سهمی در این دنیا داشته باشند.