حسین گیاهی به بهانه زلزله هرات و خسارتهای بسیاری که به مردم مظلوم افغانستان وارد شده است، از هرات و سفرش به افغانستان نوشت. بخشهایی از این یادداشت در ادامه از نظر میگذرد: اگرچه اخیراً در فضای مجازی موجی از افغانی هراسی در ایران به راه افتاد و موافقان و مخالفانی سخن گفتند، اما باور کنید بنده نه به خاطر همزبانی، همریشهای و ایران بزرگ فرهنگی قصد دفاع یا آسیبشناسی موضوع را دارم، بلکه بهعنوان کسی که یکبار سفری به هرات داشته است میخواهم درباره آنچه دیدهام احساسم را بیان کنم. شهریور سال ۱۳۸۶ سفری سهروزه برای بازدید از آثار باستانی و تاریخی به هرات باستان داشتیم. وقتی تصمیم سفر به افغانستان را با خانواده در میان گذاشتم، ابتدا مخالفت کردند که با توجیهات من موافقت جلب شد. راستش خودم هم باور نمیکردم (البته در آن زمان) که هرات اینقدر شهر بزرگ، باصفا، امن و با مردمی خونگرم، مهماننواز و دوستداشتنی باشد. چندین بار رانندگان تاکسی داخل شهر هرات وقتی فهمیدند ایرانی هستیم کرایه قبول نکردند. میگفتند «شما مهمان ما هستید» و ما در ایران سالها به شما زحمت دادهایم. امنیت عجیبی در شهر حاکم بود. سوپرمارکتها کیسههای پر از آرد را که در طول روز فروش نمیرفت، شب در بیرون مغازه بدون هیچگونه حصار و پوششی رها میکردند... خلاصه در این سفر خاطرات بسیار شیرین و بهیادماندنی برایم رقم خورد که اگرچه هیچکدامش را ثبت و ضبط نکردم، اما در ذهن و ضمیرم همچنان باقی است. آن روز که خبر زلزله هرات را شنیدم از صمیم دل برای مردم نجیب و مظلوم آن سامان غمگین و ناراحت شدم.