مرحوم شیرازی در آخرین سخنان خود گفت: «در کودکی از پدرم پرسیدم چه کاره شوم؟ گفت هر کاری که خدا را راضی کند؛ دیدم کاری بهتر از تعمیر مسجد و امامزاده نیست. سعی کردم این کار را به نحو احسن انجام دهم.»
این آخرین سخنان پدر مرمت ایران مرحوم دکتر باقر آیتاللهزاده شیرازی است. کسی که از بنیانگذاران سازمان میراث فرهنگی کشور و یکی از برجستهترین معماران و مرمتگران آثار تاریخی ایران بود. شیرازی از این شاخه به آن شاخه نپرید به همین دلیل آخرین جملات زمان حیاتش، توصیههای روز اولش بود. توصیههایی که او را سراغ میراث فرهنگی و حفاظت از آثار تاریخی کشورش برد طوری که رشته مرمت ایران مدیون او شد.
رضا آیتاللهزاده شیرازی فرزند مرحوم شیرازی در وصف پدر میگوید: «کسانی که در حوزههای فرهنگ و ادب کشور ماندگار شدهاند، کسانی بودهاند که ریشه عشق به وطن و کار خالصانه در خون آنها بوده است.» او اشارهای هم به روش تربیتی پدرش داشته و گفته است: «پدرم همیشه از طریق ایفای نقش، آموزههای تربیتیاش را به ما منتقل میکرد، اما هیچگاه این روش انتقال به صورت مستقیم نبود.»
پدر مرمت ایران، فرزند سیدمحمدحسین شیرازی، از نوادگان میرزای شیرازی و مادرش فرزند سیدمحمدکاظم شیرازی بود. او در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی در خانوادهای ایرانی و مذهبی در نجف چشم به جهان گشود و تا سن چهار سالگی در آن شهر زندگی کرد تا اینکه در دوران جنگ جهانی دوم همراه خانواده به تهران آمد. تا سال دوم ابتدایی در تهران درس خواند و دوباره راهی نجف شد. به توصیه پدر در مدرسه طوسی، قرآن و نهجالبلاغه را یاد گرفت و دوره ابتدایی را در مدرسه علوی نجف گذرانید. بعد از کلاس ششم ابتدایی دوباره به ایران بازگشت و در سال ۱۳۳۵ موفق به اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان دارالفنون شد. کارشناسی ارشد پیوسته خود را در دانشگاه تهران به اتمام رسانید و دکترای تخصصی خود را در زمینه مرمت و مطالعه ابنیه و بافتهای تاریخی از دانشکده معماری دانشگاه رم با رساله «پروژه احیای بازار اصفهان- مرکز کهن تجاری و فرهنگی شهر» گرفت.
شیرازی در دهه ۶۰ در همان کشور ایتالیا بعد از گذران دورههای آموزش در زمینه معماری، سینما، مرمت و موسیقی و آشنایی با آخرین فرمتها در حوزه مرمت و معماری، به ایران بازگشت و سراغ آثار تاریخی رفت. شیرازی وقتی رئیس حفاظت آثار اصفهان شد، آن محوطه را به یک منطقه کاملاً استثنایی تبدیل کرد. فعالیتهای دیگر وی عبارتند از: رئیس دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در استان اصفهان ۱۳۵۸- ۱۳۴۶ و تلاش در ثبت سه اثر نخست ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۱۳۵۸، رئیس و عضو هیئت مؤسس مؤسسه ایکوموس، بنیانگذاری مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی، مسئول، مدیرمسئول و عضو هیئت تحریریه فصلنامه اثر، برگزاری سه دوره کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران در سالهای ۱۳۷۴، ۱۳۷۸ و ۱۳۸۵ و تلاش برای تنظیم و تدوین منشور ملی حفاظت بناها و محوطهها.
پدر مرمت ایران، صفات جامعی داشت که کمتر در فرد دیگری دیده میشد. درباره معماری نظریههای کلان، جدی و متکی بر شواهد داشت و بحق تکیهگاه همه اندیشمندان و کارورزان پیر و جوان تاریخ معماری ایران و نقطه وحدت و اتصال مورخان، طراحان و محققان معماری، شهرسازی و باستان شناسی ایران بود. به گفته همکارانش زمان تحویل گرفتن ارگ کریمخانی شیراز که یکی از برجهای آن کج شده بود رویکرد مرمت را به حفاظت تبدیل کرد. معتقد بود بازسازی کفایت نمیکند، باید سراغ «حفاظت» رفت. نقش شیرازی در زلزله بم نیز بسیار تأثیر گذار بود. او بعد از آن زلزله با همکاری دکتر مهریار، شبانهروز زیر چادرها در حال تحلیل و بررسی بود و با حل همه مسائل و مشکلات راهبردهای کلانی را به وجود آورد.
او استادی بود که تلاشهایش هم برای تعلیم بود و هم تربیت. معتقد بود آموزش بدون تربیت نه تنها مفید نیست بلکه مضر هم است. شیرازی در هر جلسهای که پا میگذاشت بساط همه را از یک صحنه رسمی به یک صحنه تربیتی به هم میریخت. اینکه چطور درباره یک موضوع بحث علمی کنیم برایش اهمیت داشت. گاهی اوقات بداخلاقترین فرد در جمع میشد، چون احساس میکرد افرادی هستند که در آن جمع به تربیت نیاز دارند. معتقد بود یادگیری نشانهای از مظاهر فرهنگ ایرانی است، به مثابه یک آینه در هر مسئله فرهنگی نظر و افراد را تربیت میکرد.
پدر مرمت ایران ۲۸ مرداد سال ۱۳۸۶، در مراسمی که از سوی معاونت علمی پژوهشی فرهنگستان هنر در مجموعه هنرپژوهشی نقشجهان برای بزرگداشت ایشان برگزار شده بود، وقت غروب، هنگام اذان، دچار حمله قلبی شد و از بین همه آنهایی که به خاطر او جمع شده بودند پر کشید و دار فانی را وداع گفت.