مسابقات والیبال انتخابی المپیک شب گذشته در گروههای سهگانه به پایان رسید و همانطور که پیشبینی میشد تیم ملی والیبال ایران با ارائه نمایشهای ضعیف و ناامیدکننده نتوانست سهمیه المپیک ۲۰۲۴ پاریس را به دست آورد. فرصت اول حضور در بزرگترین آوردگاه ورزش جهان برای والیبال ایران از دست رفت و حالا تنها یک فرصت باقی مانده و آن هم دلخوش بودن به رنکینگ جهانی است.
فقط رنکینگ مانده و بس
اینکه میگوییم «دلخوش» برای این است که والیبال ایران امروز حتی در رنکینگ جهانی هم اوضاع مناسبی ندارد و تنها میتواند به این دلخوش باشد که در رقابتهای مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۴ بتواند خود را در رنکینگ فدراسیون جهانی بالا بکشد و اینگونه سهمیه المپیک کسب کند.
ایران فرصت قهرمانی در آسیا را با وجود میزبانی به راحتی از دست داد، فرصتی که میتوانست امتیاز بالایی برای ما در رنکینگ فدراسیون جهانی داشته باشد. در مسابقات انتخابی هم به هیچ حریفی، حتی آنها که پایینتر از ما بودند «نه» نگفت تا اوضاع از قبل هم وخیمتر شود. حالا فقط یک راه باقی مانده و آن کسب نتایج قابل قبول در مرحله مقدماتی لیگ ملتهای سال ۲۰۲۴ است تا بتوانیم به وضعیت خود در رنکینگ بینالمللی سروسامانی بدهیم و امیدوار باشیم تا از تنها راه باقیمانده راهی المپیک پاریس ۲۰۲۴ شویم.
لزوم انتخاب درست سرمربی
والیبال ایران بعد از پشت سر گذاشتن یک دهه افتخار و پیروزی در سراشیبی قرار گرفته است. شکست پشت شکست و ناکانی پشت ناکامی عایدی این روزها والیبالی است که به بردن و افتخارآفرینیهای جهانی آن عادت کرده بودیم، اما حالا این تیم دیگر تیم ترسناک و شگفتیساز سالهای قبل نیست از تیمی که خیلی راحت میبازد، ایرادهای زیادی را میتوان گرفت از جمله تفکر حاکم بر تیم. بهروز عطایی به عنوان یکی از موفقترین مربیان داخلی هدایت تیم ملی را برعهده گرفت، اما ناکام بود و در نهایت بعد از ناکامی در لیگ ملتها، شکست در قهرمانی آسیا، قهرمانی در بازیهای آسیایی و سه شکست ناامیدکننده در مسابقات کسب سهمیه استعفا داد تا حالا فدراسیون والیبال با چالش بزرگی به نام انتخاب سرمربی هم روبهرو باشد.
جای هیچ تردیدی نیست که یک انتخاب خوب و ایدهآل با توجه به در پیش بودن آخرین شانس حضور در المپیک میتواند والیبال ایران را از بنبستی که در آن گرفتار شده نجات دهد. بدیهی است، هر مربی که به عنوان سرمربی تیم ملی والیبال انتخاب شود، کار سختی در این تیم خواهد داشت، اما واقعیت این است که بهترین مربی دنیا هم نمیتواند با والیبال ایران کار شقالقمری انجام دهد و در بهترین حالت، نتایج تیم ملی کمی بهتر خواهد شد.
دلالها مشغول کارند
با وجود این دیدن و شنیدن برخی نامها برای حضور روی نیمکت تیم ملی والیبال ایران حاکی از آن است که دلالهای اطراف فدراسیون به شدت مشغول کارند تا گزینههای بنجل اروپایی را به فدراسیون قالب کنند. شنیدن نامهایی، چون «ویتال هنین» و «ایتفان آنتینگا» که هر دو چند سالی است بیکار هستند، مؤید این نکته مهم است که فدراسیون والیبال امروز بیش از هر زمان دیگری باید بههوش باشد تا مثل سالهای قبل اسیر انتخاب نادرست و نابجا نشود. مرور اتفاقاتی که در دوران کواچ، لوزانو، کولاکوویچ و آلکنو رخ داد، میتواند کمک شایان توجهی به یک انتخاب درست باشد که امیدواریم رخ دهد و ثمره آن با کسب سهمیه المپیک دیده شود.
متاسفانه کار به جایی کشیدکه شدیم زنگ تفریح تیمای دیگه بشه واقعادل ادم ااین همه بی کفایتی به دردماید