تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب، یک پدیده منحصربهفرد در بین انقلابهای بزرگ تاریخ بود... سپاه از اول تشکیل - اینها مهم است - زیر نظر مرکزیت انقلاب تشکیل شد؛ فرماندهی و سازماندهیاش متمرکز بود؛ شورای مدیریت و فرماندهی بود؛ از اول، یک فرماندهی متمرکزی وجود داشت. [فرماندهی سپاه]در مرکز بود؛ در همه جای کشور حضور داشت، اما مرکزیت به معنای واقعی کلمه فرماندهی میکرد. تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب، یک پدیده منحصربهفرد در بین انقلابهای بزرگ تاریخ بود... سپاه از اول تشکیل - اینها مهم است - زیر نظر مرکزیت انقلاب تشکیل شد؛ فرماندهی و سازماندهیاش متمرکز بود؛ شورای مدیریت و فرماندهی بود؛ از اول، یک فرماندهی متمرکزی وجود داشت. [فرماندهی سپاه]در مرکز بود؛ در همه جای کشور حضور داشت، اما مرکزیت به معنای واقعی کلمه فرماندهی میکرد.
از اول تشکیل سپاه، افراد سپاه و عناصر سپاه برخوردار بودند از ارزشهای دین و انقلاب، مثل ایثار، مثل فداکاری، مثل حضور جهادی دائمی و شبانهروزی، مثل اطاعت و تسلیم در مقابل امام بزرگوار؛ مطلقاً غیر از این دیده نشد. ما از اول ناظر و حاضر بودیم، مسائل سپاه را میدیدیم؛ یعنی یک پدیدهای بود منحصربهفرد. افراد دارای طهارت بودند، دارای تقوا بودند. بنده نمیخواهم مبالغه کنم، بالاخره نقص و ضعف در همه افراد هست؛ نقصهایی وجود داشت، ضعفهایی وجود داشت، اما بر حسب قرائن، در تاریخ کشور ما تا آن روز شاید هیچ مجموعه نظامی با این اندازه سلامت دیده نشده بود؛ سلامت انسانی و سلامت خدایی. در طول تاریخ کشور تا آنجا که بنده اطلاع دارم، نمیشناسیم هیچ مجموعه نظامی را که تا این حد از سلامت معنوی و اخلاقی و سیاسی برخوردار باشند؛ این یک نکته است، تشکیل سپاه یک پدیده اینچنینی بود.
نکته بعدی، مسئله رشد و زایش درونی سپاه است؛ این هم یک پدیده بینظیر. سپاه در آغاز تشکیل خودش از یک مجموعه چندصدنفری تشکیل شد، اما در یک مدتی، کمتر از دو سال، تبدیل شد به یک سازمان نظامی گسترده با تشکیلات منظم با سازماندهی یگانهای تیپی که این خیلی چیز مهمی بود؛ توانست مجموعههای نظامی را سازماندهی تیپی بکند؛ سپاه توانست با فداکاری - اینجا هم آمادگیهای ذهنی و فکری و روحی بود، هم فداکاریهای عملی - قدرت عظیم دفاع نظامی انقلاب را به دشمن نشان بدهد که این تعیینکننده بود.
یک چنین حالتی به وجود آمد. این حرکت این زایش و استحکام بینظیر است؛ این یک پدیده بینظیری است؛ ما [مثل این را]نداریم و این پدیده بینظیر استثنایی ادامه پیدا کرد، متوقف نشد؛ یعنی اینجور نبود که یک حرکتی را شروع کنند، یک رشدی بکنند بعد متوقف بشوند؛ نه این تا امروز ادامه پیدا کرده، به طوری که ما با گذشت حدود چهار دهه یک کانون عظیم و کاملاً مجهّز دفاعی و نظامی و بزرگترین سازمان ضد تروریستی دنیا را داریم. امروز سپاه بزرگترین سازمان ضد تروریستی در همه دنیاست؛ یک سازمان مجهز نظامی است؛ یک سازمان کارآمد و مستقلی که کارهایی میتواند انجام دهد که خیلی از ارتشهای بزرگ دنیا نمیتوانند انجام بدهند. این هم در مورد رشد و زایش [سپاه.]یک نکته دیگر مربوط به عملکرد سپاه است؛ این هم یک پدیده جذاب و چندوجهی است. اولاً یکی از مهمترین کارهایی که سپاه از روز اول تا امروز انجام داده، مواجهه با بحرانهای دستساز دشمن است؛ این خیلی مهم است... چه کسی توانست این بحرانها، این حوادث و اغتشاشها را سرکوب کند و کشور را از دست اینها نجات بدهد؟ چه کسی توانست مردم کردستان را، مردم بلوچستان را، مردم مناطق گوناگون کشور را از شر این اغتشاشها نجات بدهد؟ چه کسی توانست در تهران آحاد مردم را از هجمه تروریستی گسترده نجات بدهد؟ سپاه؛ سپاه بود. آن سازمانی که این سیاست بحرانهای پیدرپی را که نشسته بودند طراحی کرده بودند برای زمینگیر کردن انقلاب، شکست داد، سپاه بود؛ این آتش را آنها بودند که خاموش کردند. هدف دشمن این بود که با این بحرانها رمق انقلاب را بگیرند، بعد که انقلاب ضعیف شد، یک کودتایی مثل کودتای بیستوهشتم مرداد درست کنند و قضیه را تمام کنند. سپاه جلوی بیستوهشتم مردادها را گرفت؛ سپاه نگذاشت حرکت صحیحی را که کشور آغاز کرده بود، با سیاست دشمن خنثی بشود. اینکه شما میبینید غربیها اینقدر با سپاه بدند، نام سپاه همیشه با بغض و کینه از طرف آنها ادا میشود، علتش این است. خب، این هم یک بخشی از عملکرد سپاه بود.
یک بخش دیگر از عملکرد سپاه مسئله تواناییهای روزافزون است. سپاه در درون خودش متوقف نماند، تواناییهای خودش را روزبهروز افزایش داد؛ هم با همت درونی خود سپاه هم با همکاری فراسازمانیای که انجام گرفت. این افزایش توانمندیها را فقط به چشم اینکه ما سلاح ذخیره میکنیم و سلاح زیاد میکنیم و نوآوری میکنیم نباید دید؛ معنایش بازدارندگی کشور است، معنایش حفظ امنیت کشور است.
یک بخش دیگر در مورد عملکرد [سپاه]مسئله سازندگیهای سپاه در حوزههای گوناگون است؛ این فصل درخشانی است، بحث بسیار مهمی است، از این نمیشود آسان گذشت. در امور زیربنایی، سپاه حرف اول را دارد میزند؛ کمتر دستگاهی را ما داریم که در مسائل زیربنایی کشور - راهها، بزرگراهها، سدها، پالایشگاهها و امثال اینها - توانسته باشد به قدر سپاه، این مقدار کار را با هزینههای کمتر از معمول و با سرعت بیشتر از معمول انجام بدهد. این یک فصل افتخارآفرین بسیار مهمی است.
یک فصل دیگر مسئله خدمات عمومی سپاه است. سپاه، در بخشهای مختلف در کنار مردم قرار گرفت. در بخش سلامت - که بسیار مهم است - سپاه توانست کارهای بزرگ انجام بدهد. در حوادث طبیعی و بلیاتی مثل زلزله و سیل و کرونا و امثال اینها کمکهای اساسی کرد. رفع محرومیت؛ یکی از بخشهایی که همچنان ناشناخته است، همچنان گزارش درستوحسابیای از آن به مردم داده نشده، حرکات سپاه و اقدامهای سپاه در رفع محرومیت اقشار ضعیف مردم است؛ [در این بخش]کارهای بزرگی انجام گرفته، کارهایی گستردهای انجام گرفته است.
یک فصل مهم دیگر در زمینه عملکرد که این هم باید مورد توجه قرار بگیرد، اثرگذاری سپاه در فضای عمومی کشور است. طبیعی است یک مجموعهای مثل سپاه با این خصوصیاتی که گفته شد، برای نسل جوان میتواند جذاب باشد و واقعاً جذاب است. نیروی جوان نگاه میکند میبیند در این مجموعه، علم و عمل در هم تنیده است؛ قدرت سخت و قدرت نرم در هم تنیده است. قدرت سخت موشک و پهپاد و امثال اینهاست، قدرت نرم حضور در بین مردم، حرف زدن با مردم، کمک به مردم؛ اینها هر دو [هست]. نگاه به آرمانها در کنار توجه به واقعیتها و پرداختن به واقعیتها در سپاه وجود دارد. ارتباط با مردم، حضور بسیجی در کنار مردم؛ اینها را وقتی نیروی جوان در یک مجموعه نگاه میکند، مجذوب میشود؛ اینها جذاب است برای نیروهای جوان.
۱۴۰۲/۰۵/۲۶
