آنچه باعث شده مسابقات والیبال قهرمانی آسیا حتی با وجود امتیاز میزبانی برای ایران از همیشه حساستر باشد، تزلزلی است که این روزها در والیبال بزرگسالان ایران به ویژه تیم ملی دیده میشود. دیگر خبری از آن اقتدار سالهای قبل نیست. ترس از برخی رقبای آسیایی را میتوان همین حالا و در روز اول مسابقات به وضوح در چهره بازیکنان و اظهار نظر کادر فنی و مسئولان فدراسیون و کارشناسان دید و شنید و همه اینها حکایت از آن دارد که والیبال ایران در رده بزرگسالان دچار تزلزل و ترس شده است.
نتیجه ناامیدکننده حضور در لیگ ملتهای والیبال همچنان با تیم ملی است و هیچ کس نتوانسته است کابوس لیگ ملتها را از سر بازیکنان بیرون بیاورد و تیم را از زیر این فشارخارج کند. موفقیت تیمهای نوجوانان و جوانان هم حالا این فشار را مضاعف کرده است، به گونهای که همه از این تیم تقریباً متلاشی توقع دارند حداقل در ایران بتواند از عنوان قهرمانی خود دفاع کند و مهمتر از آن کار المپیکی شدن خود را با این قهرمانی در وطن یکسره کند تا به اماواگرهای رقابتهای انتخابی المپیک پاریس دچار نشود. اما واقعیت این است که تیم ملی والیبال ایران با تیم مقتدری که طی یک دهه و شاید بیشتر آقای مطلق والیبال آسیا و تیم شگفتانگیز والیبال جهان بود، فاصله زیادی پیدا کرده است؛ تیمی که در لیگ ملتها نشان داد در لحظات حساس کم میآورد و میدان را حتی به تیمهای پایینتر از خود هم واگذار میکند؛ تیمی که نشان داد برنامهای برای لحظات حساس ندارد و نمیتواند خود را جمع و جور کند و از همین حالا بازی احتمالی با ژاپن را به لحاظ روحی به این تیم واگذار کرده است، بنابراین طبیعی است که همه نگران باشیم؛ نگران اینکه این دوره مسابقات قهرمانی آسیا پایانی باشد بر سلطه ایران بر والیبال قاره کهن؛ پایان آن سالهای طلایی و دوستداشتنی.
مسابقات قهرمانی آسیا در ارومیه برای ایران حکم حرکت روی لبه تیغ را دارد، کوچکترین اشتباه و لغزش مساوی است با سقوط به انتهای دره، باید به هوش بود، اما آنچه دیده و شنیده میشود، چندان امیدوارکننده نیست. اینکه بازیکنی هر چند بزرگ به هزار و یک بهانه از حضور در ترکیب تیم در لیگ ملتها سر باز زند و بعد از بیرون برای تیم حاشیه درست کند تا جایی که حتی کادر فنی را دستخوش تغییر کند، تکرار همان ماجراهای تلخ گذشته است؛ ماجراهایی که تصور میکردیم تمام شده، اما گویا سر دراز دارد و مثل یک میراث شوم از بازیکنی به بازیکن دیگر منتقل میشود.
والیبال امروز ایران در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد؛ جایی که اگر نتیجه مطلوب که چیزی جز قهرمانی نیست از آن حاصل نشود، آن وقت باید با این تیم به صورت رسمی خداحافظی کرد و رفت سراغ نسل آینده و آنها را برای جایگزنی این تیم پرحاشیه درست تربیت کرد که اگر این اتفاق رخ ندهد، آن وقت باید سالهایسال بنشینیم این حواشی و این تزلزل را نگاه کنیم؛ حاشیهها و تزلزلی که ادامهدار بودن آنها به طور حتم والیبال ایران را خیلی راحت از حیز انتفاع ساقط و از صدر به زیر میکشد. پس به هوش باشیم که رقابتهای قهرمانی آسیا در ارومیه حکم مرگ و زندگی والیبال ایران در رده بزرگسالان را دارد.