حسن انصاری در کانال تلگرامی خود نوشت: محقق طوسی مهمترین شارح ابنسیناست. درک ما از ابنسینا تا اندازه زیادی مرهون شرح اوست بر اشارات. نقدهای او بر فخر رازی جانی تازه به فلسفه سینوی داد و همه شارحان بعدی ابنسینا تا اندازه بسیار زیادی بر شرح او تکیه کردهاند. او علاوه بر مقام بلندی که به عنوان شارح ابنسینا دارد، نقدهای مهم نیز بر وی دارد و در موضوعات بسیار مهمی ابتکارات جدید و آرای ممتازی ارائه داده است. بخشی از این آرای جدید مرهون تخصص او در دانش کلام است که به ویژه در نقد المحصل و در تجرید خود را نشان داده است. او در مصارعه المصارعه هم نه تنها شهرستانی را که ناقد ابنسینا بود با قدرت علمیاش مورد انتقاد قرار داد بلکه آرای جدیدی هم در این کتاب مطرح کرد. علاوه بر همه اینها اهمیت خواجه طوسی در این است که او گاه تقریراتی از نظریات ابنسینا دارد که در فهم برخی آرای مبهم او مثلاً در بحث وجود و ماهیت یا معقولات ثانیه فلسفی کمک میکند. با همه این اوصاف در دنیای تحقیقات مرتبط با فلسفه اسلامی چه در غرب و چه در جهان اسلام و ایران که خانه خواجه طوسی است (هم به دلیل امامیمذهب بودنش- در اینکه او هیچ گاه اسماعیلی نشد، تردیدی نیست. اینکه گفته میشود او زمانی مذهب اسماعیلی را پذیرفت، مطلقاً مستند قابل اعتنایی ندارد، چه از لحاظ ایرانی بودن و طوسی و خراسانی بودنش) تاکنون پژوهش چندانی درباره آرای فلسفی و کلامی او صورت نگرفته است. در سالهای اخیر اهتمام به فلسفه و کلام فخر رازی فزونی گرفته، اما نسبت به خواجه هنوز کار مهمی منتشر نشده است. یکی از مهمترین کارها بررسی منابع اندیشه فلسفی او و همچنین منابع شرح الاشارات اوست. برای این کار مقایسه شرح او بر اشارات با دوسه شرحی که از دوران ماقبل خواجه در اختیار داریم، بسیار مهم و ضروری است. در مقایسه با تعدادی دیگر از فیلسوفان تراز اول اسلام، خواجه طوسی مورد غفلت قرار گرفته است.