کانال"EMAM_COM" در ایتا نوشت: انگلستان با اهداف استعماری خود، به دنبال نفوذ گسترده در خلیجفارس و بهرهگیری از موقعیت استراتژیک آن بود. منابع نفتی و غیرنفتی و همچنین ضعف حاکمان ایرانی باعث شده بود انگلستان چشم طمع از بحرین، استان چهاردهم ایران برندارد. در دوران پهلوی، روند ایرانیزدایی و دخالتهای انگلیس به اوج خود رسید. نمادهای ایرانی در بحرین حذف و افراد برای رفتوآمد به ایران نیاز به گذرنامه داشتند. انگلیس سعی داشت در بحرین دولت و هیئت وزرا تعیین کند و با شیوخ خودباخته قراردادهای نفتی امضا میکرد. تدریس زبان فارسی در مدارس استان توسط مستشار انگلیسی ممنوع شد ولی خانوادهها در اعتراض به این موضوع مدارس را تعطیل کردند.
در تلاشی دیگر، سال۱۳۲۶ هیئتی به ریاست یکی از شیوخ برجسته بحرین به ایران آمد و تقاضا کرد به عنوان نماینده بحرین در پارلمان ایران شرکت کند، مجلس شورای ملی موافقت نکرد. (۱)
در مقابل تلاش و اعتراضات مردم بحرین برای باقی ماندن در دامن ایران که از جمله در سال۱۳۳۵ منجر به کشته شدن، دستگیری و تبعید رهبران آن شد (۲) اقدامات رژیم پهلوی در برابر دستاندازی آشکار انگلستان، کاملاً خالی از اقتدار بود.
محمدرضا پهلوی معتقد بود: «انگلیس، بحرین را به ایران پس نخواهد داد. برای ایفای نقش برتر در خلیجفارس، ناچارم از ادعای خود بر بحرین دست بردارم.» (۳)
او گفت: «ما با اشغال سرزمینها با توسل به زور مخالفیم.» (۴) این مواضع از سوی شخص اول مملکت چراغ سبزی برای انگلیس بود که با مذاکرات پنهانی، ایران را وادار به پذیرش جدایی بحرین کند. (۵)
در نهایت مجلس شورای ملی در ۲۳مرداد۱۳۵۰ مفاد قطعنامهای را به تصویب رساند که به موجب آن استان چهاردهم ایران با نقشه ۱۵۰ساله انگلیسیها از کشورش جدا شد.
پینوشتها:
۱. خسروی، ابوذر. علیمردانی، علیاکبر، مقاله استعمار انگلیس و جدایی بحرین از ایران
۲. مجتهدزاده، پیروز، کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلتیک خلیجفارس
۳. پرتوی مقدم، عباس، بحرین چرا و چگونه از ایران جدا شد، ص۹۷،
۴. ازغندی، علیرضا، روابط خارجی ایران، صص۳۹۳ و ۳۹۴،
۵. علم، اسدالله، خاطرات علم، ج یک، ص۴۳