تاریخچه افزایش تولید و کشت توتون در ایران به آن هنگامی بر میگردد که ناصرالدینشاه با اعطای امتیاز کشت توتون به دولت انگلیسی، ایران را در زمره مصرفکنندگان بالای توتون قرار داد. این اقدام دو دستاورد برای بریتانیا به دنبال داشت؛ در وهله اول درآمدی سرشار از این طریق نصیب شرکتهای این کشور میشد؛ بهره دوم که در دراز مدت منافع سیاسی را به دنبال منافع اقتصادی به دنبال داشته و دارد.
طبق آمار، تعداد سیگار مصرفی ایرانیها تا سال ۱۴۰۰ به ۷۳ میلیارد نخ در سال رسیده که ۶۲ میلیارد آن تولید داخل و ۱۱ میلیارد نخ نیز به صورت قاچاق وارد کشور میشود. با در نظر گرفتن هر نخ سیگار ایرانی و خارجی به مبلغ ۷۰۲ تومان، ارزش تقریبی سیگار مصرفی ایرانیها در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۵۱ هزار میلیارد تومان میرسد. در کنار سیگار، گرچه از میزان مصرف تنباکو در کشور اطلاعات رسمی در دست نیست، اما گزارش وزارت صمت نشان میدهد در سال ۱۴۰۰ در مجموع ۴ هزار و ۸۸۶ تن تنباکو تولید شده که ۶۰۰ تن آن صادر و ۴هزارو۳۰۰ تن آن در داخل کشور به مصرف رسیدهاست. همچنین طبق آمارهای گمرک، در همان سال ۱۴۰۰ حدود ۴ هزار و ۴۲۵تن انواع تنباکو وارد کشور شده که ارزش آن نزدیک به ۲۹میلیون دلار بودهاست. برای تصور صحت این رقم کافی است بدانیم درآمد مالیاتی دولت از سیگار در سال ۱۴۰۰ حدود ۶ هزار و ۱۵۰ میلیارد تومان بودهاست. به عبارتی، اگر مالیات سیگار و تنباکو معادل ۱۰درصد از قیمت آنها باشد، بازار سیگار به ۵۰ تا ۵۱ هزار میلیارد تومان و بازار تنباکو نیز به حدود ۸ تا ۹ هزار میلیارد تومان در سال
خواهد رسید.
خسارت مادی ناشی از مصرف دخانیات در کشور بین ۱۱۰ تا ۱۲۰هزار میلیارد تومان برآورد میشود که شامل ۶۰ هزار میلیارد تومان مصرف دخانیات و ۶۰ هزار میلیارد تومان زیان به بخش سلامت کشور است. طی سالهای اخیر تنها سیاست اعمالشده از سوی دولتها در ایران افزایش مالیات بر مصرف دخانیات بوده است. گزارشهای کارشناسی نشان میدهد در اغلب کشورها سیاست قیمتی اعمال شدهاست، اما تأکید این است که صرف افزایش مالیات نمیتواند جلوی مصرف دخانیات را بگیرد؛ چراکه میزان موفقیت سیاست قیمتی در کاهش مصرف به میزان توانمندی آن کشور در کنترل قاچاق بستگی دارد. همچنین متأسفانه بنابر اعلام رئیس مرکز تحقیقات پیشگیری و کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ۲۰ درصد مردان و ۴ درصد زنان ایرانی بالای ۱۵ سال مصرفکننده سیگار هستند. تنها مصرف دخانیات در مردان رو به افزایش نیست بلکه مقدار قابلتوجهی از دختران نیز درگیر این معضل گشتهاند؛ آنگونه که ۳ تا ۵ درصد دختران در سالهای اول دانشگاه و ۶ تا ۸ درصد آنان در سالهای آخر تحصیل خود استعمال سیگار را آغاز میکنند. از سوی دیگر ۲۸ درصد از دختران جوان مصرف قلیان را تبدیل به امری عادی برای خود کردهاند. این افزایش افسارگسیخته مصرف سیگار در کشور روزانه نزدیک به ۱۸۰ نفر و سالانه نزدیک به ۶۶ هزار نفر را به کام مرگ میکشاند. به گفته مسئولان، این آمار طی ۱۰ سال آینده به ۲۰۰ هزار مرگ و میر در سال
خواهد رسید.
میتوان گفت یکی از دلایل گسترش روزافزون مصرف سیگار در کشور ضعف فرهنگی و تقویت عوامل بازدارنده همچون قطع تولید و مبارزه جدی با قاچاق سیگار و محدودیت مصرف است که متأسفانه در این مورد نهتنها تدبیری جدی در عمل نبوده بلکه سیاستهای ناکارآمد و جولان مافیای سیگار و دخانیات مزید بر
علت شدهاست.
در مقابل، شاهد آن هستیم که بعضی کشورهای جهان سوم نسبت به این اغفال تحمیلی غرب هوشیار شدهاند و با وضع مالیاتهای بجا، مانع از گسترش مصرف دخانیات در کشور خود شدهاند. مثلاً در عین اینکه در کشور ایران میزان مالیات بر سیگار ۱/۱۹ است، این مقدار در پاکستان ۹/۵، در ترکیه ۷۱/۷۸ و در امارات متحده عربی ۶۷ درصد است. وضع این مالیاتها جهت تولید سیگار در این کشورها در کاهش مصرف سیگار تأثیر بسزایی خواهد داشت.
حال باید پرسید آیا مسئولان امر نمیدانند مصرف سیگار و دخانیات احتمال سرطان ریه، لب، دهان، حنجره، پانکراس، مثانه و دیگر امراض را برای مصرفکنندگان به دنبال دارد؟! طبق گفته پزشکان حدود ۸ درصد سرطانهای ریه در رابطه با مصرف سیگار است. آیا مسئولان نمیدانند سالانه نزدیک به ۶۶ هزار نفر از هموطنانمان به علت مرگشان با دخانیات بار سنگینی را برای دولت ایجاد میکنند؟! آیا مسئولان امر در دولت و شرکتهای وابسته دولتی نمیدانند مبلغی بالغ بر ۶۰ هزار میلیارد تومان در سال از بیتالمال مسلمین صرف هزینههای درمانی مصرف دخانیات
در کشور میگردد؟!
چه باطل است این چرخه که دولت با دست خود برای خود هزینه گزاف و هنگفت میتراشد و این سؤالی است که ذهن هر فرد دلسوز و محقق را فعال نگه میدارد که مسئولان امر چه توجیهی برای این اقدام یعنی تولید سیگار در داخل کشور دارند؟! آیا هدفشان خدمت به ملت است؟! در حقیقت این اقدام امروز متولیان امر نه خدمت حتی به سیگاریها بلکه خیانت ناآگاهانه و غافلانه به این قشر و البته همه مردم است. خیانت است که آن زن جوان باید به دلیل اعتیاد شوهرش از وی متارکه کند (طبق گفته مسئولان امر ۴۰ درصد طلاقها به دلیل اعتیاد است)؛ خیانت است به این دلیل که مبلغ هنگفتی که صرف تولید سیگار در کشور و به تبع آن هزینههای درمانی میشود اگر در تولید و اشتغالزایی صرف شود هزاران جوان فاقد کار و مجرد خواهند توانست با اشتغال و به تبع آن ازدواج خود به چرخش چرخه اقتصاد و افزایش جمعیت کمک کنند؛ خیانت است به این دلیل که یکی از پیامدهای روانی مصرف سیگار و دخانیات کاهش انگیزه و افسردگی است که متأسفانه تعداد قابلتوجهی از مبتلایان ضمن افت تحصیلی و عدم رغبت نسبت به پیشرفت و ازدواج، موجبات کاهش جمعیت کشور را فراهم کردهاند.
با توجه به این تبعات و پیامدهای سوء مالی و معنوی مصرف سیگار و دخانیات، که متوجه مصرفکننده، همسر، فزرندان و دستگاههای دولتی (نیروهای انتظامی، دادگاهها، زندانها، سازمان بهزیستی، کمیته امداد، بیمارستانها و کانونهای اصلاح تربیت) و سمنها و به طور کلی نظام جمهوری اسلامی ایران است چرا کمافیالسابق تولید سیگار در کشور ادامه دارد و مانند زالو خون ملت و دولت را میمکد؟ این دلسوزان و روشنفکران جامعه هستند که میتوانند با بیانشان و قلمشان به داد جامعه خود برسند و از رهگذر توقف تولید سیگار، مانع از گسترش معضلات جامعه شوند.