جریان اغتشاش در طول یک سال گذشته، دچار «ریزش» و «افول» شده و نه فقط از لحظه انفجاری عبور کرده، بلکه بخش مهمی از داشتهها و اندوختههایش را نیز از دست دادهاست. این جریان، سیر صعودی و تقویتشونده نداشته، بلکه تثبیت هم نشدهاست؛ نوعی زیست «معلق» و همراه با «تظاهر به جاافتادگی» داشتهاست. در واقع، همواره چشم به حاکمیت داشته که نسبت به او چه سیاستی را در پیش میگیرد. ما با یک جریان ضعیفشده و مردد روبهرو هستیم که بخش عمده آن در مرحله تصمیم نهایی نیست و رفتارهایش به شدت «واکنشی» و «بازتابی» است. این روند، قوی و اجتماعیشده نیست.
آنچه جریان اغتشاش را پیش برد، این بود که زمزمه عقبنشینی و انفعال شنیدهشد. چنانچه گفتارها و سیاستها، رنگ قاطعیت داشت، وضع به گونهای دیگر رقم میخورد. البته اکنون نیز دیر نشده است؛ میتوان با قاطعیت گفت که همهچیز به یک متغیر اصلی وابسته است و آن «بازیابی اقتدار حاکمیت» است. حاکمیت باید به جریان اغتشاش نشان بدهد که مقتدر و سرپا و جدی و مصمم است و هیچگونه مماشات و سستیای در میان نیست. اگر این احساس ایجاد و القا شود، نیاز بسیار اندکی به کاربست «قدرت» خواهدبود. هر اندازه از اقتدار (هیبت) کاسته شود، حاجت به قدرت (حمله)، فزونی خواهد گرفت.
خوشبختانه «ظهورات برهنگی» در این مدت، موجب روشنگری طبیعی در مردم نسبت به ماهیت جریان اغتشاش شدهاست. بخشی از مردم که گمان میکردند مسئله، فقط کشف حجاب یا واکنش لجوجانه به مرگ مهسا امینی است، اینک دریافتهاند که با «زنجیرهای از ولنگاری» در پوشش و رفتار روبهرو هستند و جریان اغتشاش در حال سوقدادن جامعه به سوی فساد اخلاقی است. این امر، مرزبندی گذشته مردم با جریان اغتشاش را بیشتر کردهاست. جریان اغتشاش نیز میداند که نمیتواند با تکیه بر شعار «نه به حجاب اجباری»، مردم را با خود همراه کند و نیاز به زمینهها و انگیزههای دیگری دارد.
یک عنصر بسیار مهم و تعیینکننده دیگر نیز وجود دارد که چالشساز است و آن «وضع معیشتی مردم» است. «نه به حجاب اجباری»، اجماعساز نبود و نتوانست افراد زیادی را به خیابانها سوق بدهد، اما «نه به فقر» چنین ظرفیتی دارد و اگر جریان اغتشاش زیرک باشد از این «زمینه پیشبرنده» بهره خواهد گرفت و خلأهای اجتماعیاش را در زمینه فرهنگ و سبک زندگی، با تکیه بر اقتصاد جبران خواهد کرد. اکنون اقتصاد، به امری مهم تبدیل شدهاست. آنچه در ماههای آینده میتواند بسیج اجتماعی ایجاد کند، حادثهای همچون مرگ مهسا امینی نیست، بلکه اینچنین حادثهای میتواند فقط «نقطه آغاز» برای حضور دوباره جریان اغتشاش و آنگاه همراهی بخشی از مردم با آنها باشد. در واقع، «دو انگیزه متفاوت» در کنار یکدیگر مینشینند و یک شبهجنبش اجتماعی را صورتبندی میکنند. سیاست حداقلی در اینباره، بازگرداندن ثبات به معیشت مردم و سیاست متوسط، گشایشهای اقتصادی موردی است.
یکی از ظرفیتهای پیشبرنده برای جریان اغتشاش، «درگیریهای خیابانی میان مردم درباره حجاب» است. این خردهواقعیتها، معطوف به مناسبات حاکمیت با مردم (همانند سال گذشته) نیستند، بلکه در لایه مناسبات درونی خود مردم قرار دارند و عمق اجتماعی یافتهاند. صورت مسئله نیز این نیست که جامعه، دوقطبی و دوپاره شدهاست، بلکه این است که در شریط «فقدان حکمرانی» نسبت به حجاب قرار داریم و متدینان در عین مطالبه اعمال قانون و مداخله از سوی حاکمیت، کنشهای مستقل نیز دارند. این شرایط، فتنهخیز است؛ چون به «نزاعهای مهارنشده» و «مواجهات تودهای» منجر میشود. «خیابان» از «حاکمیت»، تهیشده و بخشی از متدینان احساس میکنند که نظام، آنها را رها کردهاست. جریان اغتشاش نیز بیپروا، تعدی و تعرض میکند. عموم مردم نیز یا به دلیل هراس از درگیری، فقط تماشاگر این معرکهها هستند یا به دلیل تنگناهای معیشتی، ثبات اجتماعی را ترجیح میدهند. کمهزینهترین راهکار، حضور واقعی و جدی حاکمیت در این میدان است.
منبع: کانال نویسنده در ایتا
عالی بود