نشریه امریکایی نیوزویک ۶ مردادماه در گزارشی با عنوان «آغاز پایان امریکایی» در خاورمیانه به بررسی روند تحولات جهانی و نقش امریکا در آن پرداخته و با اشاره به عقبماندگیهای امریکا از بسیاری از روندهای جهانی به دلیل اتکای به تهدید، ایجاد مزاحمت، تحریم و اعزام نیروهای نظامی برای پیشبرد برنامههای امریکا و... یادآور میشود: «امروز ارتباط امریکا با حریفان اصلیاش به پایینترین سطح رسیده است؛ در این میان چین فهرستی فزاینده از اهداف ژئوپلیتیک را دنبال میکند، روسیه درگیر جنگی در اوکراین است که چشماندازی برای پایان آن وجود ندارد، ایران روابطش را با حریفان بازسازی میکند، کره شمالی به توسعه سلاحهای هستهایاش سرعت میبخشد و تحریمها که مهمترین نقطه اتکای امریکاست، تا به اینجا تأثیری در تغییر رویکرد دشمنان امریکا نداشته است.»
روند تحولات منطقه و جهان، این روزها نشانگر ابعاد بسیار گستردهتری از ناتوانی امریکاییها در مواجهه با مسائل جهانی است، بهگونهای که تصویری که مدعیان ابرقدرتی امریکا در سالهای پایانی قرن بیستم از این ابرقدرت برای مدیریت جهان ترسیم میکردند، اکنون نهتنها دچار فروپاشی شده بلکه در عرصه داخلی این کشور نیز این قدرتنمایی روبهزوال رفته است که شاید نماد آن را بتوان انتخاب فرد سبکمغزی، چون ترامپ و فراموشکاری، چون بایدن بهعنوان رؤسای جمهوری امریکا دانست که هرکدام از یکجهت هژمون امریکا را به قهقرا برده و زمینه پایان امریکا را فراهم کردهاند.
اگرچه نویسنده نیوزویک به مصادیقی از ناتوانی امریکا در پیشبرد تحولات جهانی اشارهکرده، اما فراتر از آن آنچه به این پایان شدت میبخشد بیاعتمادی دوستان امریکا است که چهار سال قبل مکرون رئیسجمهور فرانسه آن را کلید زد و در گفتگو با هفتهنامه انگلیسی اکونومیست به ابعادی از آن اشاره کرد و گفت که امریکا بیثبات است و قابلاعتماد نیست. مکرون شرط احیای قدرت اروپا را خلاصی از سلطه امریکا دانسته و تأکید میکند که زمان آن رسیده که کشورهای اروپایی در خاورمیانه دیگر خود را شریک کوچکتر امریکا ندانند. اکنون دیگر حتی دستنشاندگان منطقهای امریکا نیز برای آن اعتباری قائل نیستند بهطور نمونه از یکسو میتوان به ایستادگی صهیونیستها در برابر امریکا اشاره کرد و از سوی دیگر بیاعتمادی کشورهای عربی منطقه آنها را به سمت چین بهجای اتکا به امریکا سوق داده است و این در حالی است که چند تحول مهم میدانی ناتوانی امریکا را آشکارتر کرده است:
۱- جنگ اوکراین به چاه ویلی برای بلعیدن بودجههای نظامی کشورهای اروپایی و امریکا و اثبات ناتوانی جنگافزارهای نوین غربی تبدیلشده است، بهگونهای که امریکا و اروپا با اصرار در پیشبرد اهداف ناتو از طریق اوکراین عملاً این کشور را به نابودی کشاندهاند، بدون آنکه بتوانند هیچ چشمانداز روشنی برای موفقیتشان در این جنگ ترسیم کنند، خصوصاً آنکه با بهرهگیری از سلاحهای ممنوعه در این جنگ، حتی موجودیت اوکراین و کشورهای اروپایی را به خطر انداختهاند.
۲- ناتوانی در پیشبرد اهداف متجاوزانه امریکا در غرب آسیا که با ادعای حمایت از کشورهای منطقه در برابر تهدید ایران آغازشده بود، اکنون بهجایی رسیده است که بهرغم حضور چندین هزار نظامی امریکایی در منطقه ضعف امریکاییها بیشازپیش آشکارشده است، بهگونهای که با اتکا به عملیات روانی نظیر خبرسازی در مورد اعزام هواپیماهای اف - ۱۶ یا ناوهای آبی و خاکی به منطقه، بنا دارند به تداوم حضور خود وجاهت بخشیده و اعتماد ازدسترفته خود را در میان کشورهای منطقه، بازسازی کنند.
۳- پرونده هستهای ایران نیز به یکی دیگر از چالشهای عمیق برای امریکاییها تبدیلشده بهگونهای که بهرغم خروج از برجام و اعمال تحریمهای فلجکننده علیه مردم ایران نهتنها نتوانستند اراده آنها را بشکنند بلکه با پیشرفتهای ایران در عرصههای مختلف با یک ایران بسیار قدرتمندتر از دهههای گذشته هم به لحاظ توان هستهای و دفاعی و نفوذ منطقهای و جهانی و ثبات داخلی مواجهاند، خصوصاً آنکه بهرغم درایت ایران در تقویت توانمندیهای هستهای، روند برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در ماههای پیشرو عملاً به محدودیتها و تحریمهای گذشته ایران در عرصه تبادلات تجهیزات دفاعی پایان داده و اقدامات شتابزده کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان امریکا در تصویب دو طرح جدید علیه توان پهپادی و جلوگیری از کاهش تحریمهای ایران در این راستا قابل ارزیابی است.
۴ -آنچه میتواند به روند فروپاشی هژمون امریکا شدت بخشد، وصول برخی از گزارشها در مورد اقدامات احتمالی امریکا در شرق سوریه علیه نیروهای مقاومت یا اقداماتی در تنگه هرمز و خلیجفارس با ادعای اعزام ناوهای آبیخاکی و هواپیمای اف ۱۶ برای استمرار و تحکیم حضور در منطقه برای جبران شکستهای گذشته است، نکتهای که هرگونه ورود عملیاتی در این حوزهها، میتواند نیروهای امریکایی را وارد یک گردابی کند که شکستهای گذشته امریکا در منطقه در برابر آن ناچیز است و میتواند مقدمهای برای پایان امریکا باشد.