لیگبرتر دورهمی خوبی است برای آنها که دستی بر آتش دارند و از برگزاری آن نفعی میبرند، وگرنه کیست که نداند بحثهای فنی، بالارفتن کیفیت فوتبال باشگاهی و احترام به هوادار آخرین گزینههایی است که دستاندرکاران امر به آنها اهمیت میدهند. موضوع سرگرمی و دلخوشی مردم و جوانان هم دستاویزی است برای توجیه بیبرنامگی، سوءمدیریتها و حیفومیلهای ناتمام. حاصل این شیوه برگزاری لیگ چیزی نیست جز افزایش فاصله زیاد با سطح اول فوتبال باشگاهی جهان. تا زمانی که خبر از تفکرات، مدیریت و برنامهریزی حرفهای نیست، اصلاً چرا باید انتظار پیشرفت فوتبال را داشته باشیم؟ به ویژه در سطح باشگاهی. بهترین لیگهای جهان با سرعت زیاد در حال پیشرفت هستند، اما ما نه تنها پیشرفتی نداشتهایم بلکه پسرفت هم کردهایم. شاید سطح لیگ ایران با لیگهای معتبر جهان قابل قیاس نباشند ولی اگر مدیران فوتبالی، از فدراسیون و سازمان لیگ گرفته تا باشگاهها، دنبال پیشرفت بودند، از آنها الگوبرداری میکردند و اجازه نمیدانند تا این اندازه از دنیا عقب بیفتیم.
توهم حرفهای شدن
ادعای حرفهای گری زمانی معنا پیدا میکند که این مسئله در همه ارکان فوتبال نمود پیدا کند، نه اینکه عدهای پشتمیزنشین عشق مصاحبه به دروغ خود و سیستم مدیریتیشان را حرفهای بنامند. لیگبرتر ما در شرایطی مثلاً حرفهای شده که بسیاری از تیمهای مطرح و پرهوادارش حتی نمیتوانند مجوز حرفهای AFC را بگیرند! چه برسد به اینکه با رقبای جهانی بجنگند. امسال استقلال دوباره از دریافت مجوز حرفهای بازماند و برای دومین دوره متوالی حضور در لیگقهرمانان آسیا را از دست داد. اگرچه سایر تیمها از جمله پرسپولیس، سپاهان، نساجی و تراکتورسازی در فصل جدید لیگقهرمانان حضور خواهند داشت، اما همه میدانند این تیمها نیز به سختی و ناپلئونی توانستهاند نظر مثبت سران آسیا را برای گرفتن مجوز حرفهای جلب کنند.
نداشتن امکانات اولیه، عدمرعایت قوانین بینالمللی، ارسال مدارک خلاف واقع، تلاش برای دور زدن قوانین آسیایی و عدمتلاش برای رسیدن به استانداردهای روز دنیا، از جمله عواملی است که AFC روی آنها تأکید دارد، اما هیچ کدام از این موارد برای مدیران باشگاهها و فوتبال ایران مهم قلمداد نمیشوند. رفتارها و تصمیمات آقایان مدعی مدیریت حرفهای مؤید این ادعاست.
حسرت پیشرفت
سالهاست پیشرفت روزافزون فوتبال آسیا را میبینیم و حسرت میخوریم. کاری جز حسرت خوردن از دستمان برنمیآید چراکه مسئولان امر در خواب هستند و رقبا در حال تلاش و کوشش. گذشت آن زمان که لیگکشورهای عربی برایمان اهمیتی نداشت و بازیکنان خارجی فقط برای دریافت پول بیشتر پیشنهادهای نجومی آنها را میپذیرفتند. حالا لیگهای قطر، عربستان و امارات به قدری ارتقا پیدا کردهاند که بهترین فوتبالیستهای جهان پیراهن تیمهای عربی را به تن میکنند. درست که پای دستمزدهای آنچنانی نیز وسط است، اما سرمایهگذاری وسیع و برنامهریزیهای بلندمدت این کشورها را نمیتوان انکار کرد. شاید مبالغ هنگفتی به جیب بازیکنان ستاره سرازیر شود، اما قطعاً کشورهایی از جمله قطر اهداف بزرگتری در سردارند، از جمله مطرح کردن نام کشور کوچک خود، ارتقای سطح فوتبال خود و کسب درآمدهای نجومی. کره و ژاپن هم که سرآمد فوتبال شرق آسیا هستند. مقامات ورزش این دو کشورها بیش از دو دهه است که جاهطلبیهای خود را در برنامههای بلندمدت و ترسیم چشماندازهای وسیع گنجانده و اهداف بزرگشان را یکی یکی محقق ساختهاند. برای ما که در طول یک فصل تیمهایمان بارها با تغییرات مختلف کنفیکون میشوند، اجرای برنامه یک ساله هم عجیب و شگفتآور محسوب میشود ولی برای ژاپنیها و کرهایها رفتوآمد مدیران تأثیری در اصل ماجرا ایجاد نمیکند و اجرای برنامهها و تحقق اهداف حرف اول را میزند.
فاصله نجومی
پیوستن به جمع حرفهایها یکشبه محقق نخواهد شد. اگر امروز تیمهای همسایه امکاناتی در حد بهترینهای جهان دارند، بهترین تیمهای جهان در کشورشان اردو میزنند و از آن طرف درآمدهای زیادی کسب میکنند، قطعاً برنامهریزی ویژه داشتهاند. نه مثل فوتبال ایران که مدعیاند و عشق دوربین و مصاحبه. برنامهریزی و مدیریت سالم و حرفهای، از ملزومات موفقیت و پیشرفت هستند و متأسفانه فوتبال ایران از این حیث دچار نقصان شدید است. متأسفانه بعد از گذشت بیش از دو دهه از برگزاری لیگبرتر تیمهای حاضر همچنان با حداقل امکانات به کارشان ادامه میدهند. نداشتن ورزشگاه اختصاصی هنوز یکی از دغدغههای اصلی تیمهای پرطرفدار است. در حالی که همین کشورهای اطراف صاحب ورزشگاههایی بسیار مجهز و پیشرفته شدهاند تا جایی که غولهای فوتبال اروپا دیدارهای رسمی و دوستانه خود را در این کشورها برگزار میکنند، البته این تنها فرق ما با سطح اول فوتبال دنیا نیست.
کمکداور ویدئویی کاملاً در همه جای دنیا جا افتاده و حتی مسابقات آسیایی نیز با این سیستم برگزار میشوند، ولی فوتبال ایران کماکان در حسرت آن مانده و هر روز هم یک وعده جدید از سوی مسئولان مطرح میشود. نداشتن VAR در شرایطی است که افت داوری فوتبال ما به اوج رسیده و هیچ بازیای بدون حاشیه تمام نشده است. در این اوضاع بررسی مجدد صحنههای حساس مسابقه میتواند بخشی از اشتباهات داوران را کاهش دهد. نحوه مذاکره، عقد قرارداد و تعیین دستمزد بازیکنان و مربیان نیز در دنیای حرفهای اصول و قواعد خود را دارند، اما اینجا همه چیز متفاوت است و دلال و واسطهها هستند که قواعد را تعیین میکنند! اینگونه است که یک بازیکن یا مربی درجهچندم در حد یک ستاره قرارداد میبندد و دستمزد میگیرد.
از حیث مدیریت نیز حرفی برای گفتن نداریم، مدیران باشگاهها اغلب با تصمیمات غیرفوتبالی انتخاب میشوند و بعضاً افرادی رویکار میآیند که تجربهای در حوزه نداشتهاند. همین تفکرات حرفهای مدیریت غیرحرفهای مدیران را در پی دارد. عمر کوتاه و عدمثبات مدیریتی و همچنین پاسخگو نبودن مدیران نسبت به عملکرد خود، وخامت اوضاع را به حدی رسانده که احتمال جابهجایی چند مدیر طی یک فصل وجود دارد. با در نظر گرفتن این موارد و سایر فاکتورهایی که مستقیماً روی کیفیت تیمها، بازیها و سطح رقابتها تأثیر میگذارند، باید اذعان کرد با بهترینهای جهان و حتی بهترینهای آسیا نیز فاصله نجومی داریم، از آن مهمتر اینکه این فاصله هر لحظه در حال افزایش است و قدمی برای ارتقای سطح کیفی و کمی لیگبرتر ایران برداشته نمیشود.