روحالله شيخ ابومسعودي در يادداشتي بيان كرد: وقتي زنبورها متوجه كم كاري ملكه به دليل پيري يا مريضي ميشوند، تصميم ميگيرند تا او را از بين ببرند. در نتيجه دور ملكه جمع شده و او را در آغوش ميگيرند تا ملكه در اين ازدحام، از دماي بالا بميرد. اين پديده «آغوش مرگ» ناميده ميشود. در بسياري از سازمانها و شركتها نيز با روشن شدن ناكارآمدي مدير ارشد، هيئت مديره يا تيم رهبري، كاركنان با افزايش كم كاري و سرعت دادن ناخواسته به عدم بهره وري، سقوط سازمان را تسريع ميكنند. در اين حال، كاركنان سازمان اغلب در يكي از چهار گروه ذيل قرار ميگيرند: گروه اول، متخصصان با وجداني كه با ترك سازمان و خروج از دور باطل بينظمي، راه خود را جدا كرده و به دنبال فضاي امن فكري و كاري ميروند. گروه دوم، فرصت طلباني كه منابع سازماني را تبديل به منافع شخصي و گروهي ميكنند. اين گروه حلقه اول آغوش مرگ سازمان را تشكيل ميدهند. گروه سوم، كاركنان بيتفاوتي كه مطلوب خود را در كار نكردن به امور شخصي رسيدن و دريافت حقوق مستمر ميبينند. اين گروه حلقه دوم آغوش مرگ سازمان را تشكيل ميدهند. گروه چهارم، كمال گرايان با وجداني هستند كه در اقليت كامل - حتي به تعداد انگشتان يك دست - سعي دارند تا با آگاهسازي مديران و اصلاح امور از سقوط سازمان جلوگيري نمايند. متأسفانه اين گروه اغلب ناديده گرفته شده يا از سوی ساير گروهها از گردونه امور بيرون رانده ميشوند.