کد خبر: 1173771
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۱
بخشش ۶ محکوم به قصاص در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی
ادای دین به علمدار کربلا همزمان با فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی شش نفر از محکومان به قصاص با تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی پایتخت به سرپرستی دکتر محمدشهریاری موفق به جلب رضایت اولیای‌دم شدند. توسل یکی از محکومان به قصاص به حضرت ابالفضل (ع) سبب شد تا او قبل از تاسوعای حسینی بخشیده شود. متهم توضیح داد که یکی از هم‌بندی‌هایش با توسل به علمدار کربلا و ادای نذری که سال‌ها به آن عمل کرده‌بود، موفق به جلب رضایت اولیای‌دم شد و از مرگ نجات پیدا کرد.

سه روز مانده به عاشورای حسینی است و قرار است امروز سه‌شنبه سوم مرداد ماه مصادف با هفتم محرم شش محکوم به قصاص، پنج مرد و یک زن که در پرونده‌های جداگانه در سال‌های قبل مرتکب قتل شده‌اند به احترام حضرت رقیه (س) و عاشورای حسینی از سوی اولیای‌دم بخشیده شوند و به آغوش خانواده‌هایشان بازگردند.
پرچم متبرک به بارگاه حضرت رقیه (س)
دقایقی مانده به ساعت ۱۰ صبح است و پرچم متبرک به بارگاه حضرت رقیه پیش از همه به دست یکی از مدافعان حرم حضرت زینب به داخل سالن جلسات دادسرای امور جنایی برده می‌شود تا متهمان بخشیده شده پس از ورود به سالن به آن تبرک بجویند و به برکت آن زندگی تازه خود را آغاز کنند. مدافع گمنام حرم می‌گوید این پرچم متبرک به قبر مطهر حضرت رقیه (س) است و وقتی متوجه شدم قرار است شش اولیای‌دم به احترام حضرت رقیه (س) و عاشورای حسینی قاتلان را ببخشند، تصمیم گرفتم پرچم را به جلسه صلح و سازش بیاورم تا این جلسه متبرک به نام حضرت رقیه (س) شود.
حال خوب
ساعت ۱۰ صبح است و شش متهم دستبند به دست و پا‌بند به پا یک به یک با بدرقه مأموران زندان وارد سالن جلسات می‌شوند. سالن حال و هوای خوبی دارد و همه می‌دانند قرار است تا دقایقی دیگر دستبند و پا‌بند از دست و پای محکومان به قصاص باز شود. از سوی دیگر اشک شوق هم در چشمان شش متهم برق می‌زند و برای آغاز زندگی دوباره لحظه‌شماری می‌کنند. در سالن جلسات، علی صالحی دادستان تهران، قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی، قاضی امین کرمانی‌نژاد مسئول اجرای احکام دادسرای امور جنایی، علی اصغر مهرآبادی مسئول مددکاری زندان رجایی شهر کرج و چند نفر از خیران همراه خبرنگاران و عکاسان در سالن حضور دارند.
معامله با خدا
در ابتدای جلسه قاضی محمد شهریاری درباره بخشش متهمان گفت: «از آغاز به کار تیم صلح و سازش مستقر در دادسرای امور جنایی تهران این هشتمین جلسه آزادی تعدادی از متهمان است که به صورت گروهی انجام می‌شود و با تلاش مسئولان قضایی، واحد صلح و سازش مستقر در دادسرا و مددکاران زندان رجایی‌شهر به نتیجه رسیده‌است.» وی ادامه داد: «بیشتر محکومان به قصاص بر سر یک اتفاق و کنترل نکردن خشم مرتکب قتل شده‌اند و ما تلاش می‌کنیم تا با تشویق اولیای‌دم به آن‌ها فرصت زندگی دوباره بدهیم.»
علی صالحی دادستان تهران هم در ادامه گفت: «خداوند در قرآن برای اولیای‌دم حق قصاص را در نظر گرفته‌است، اما از سوی دیگر می‌فرماید لذتی که در عفو و بخشش است در قصاص و انتقام نیست و ما می‌بینیم عفو را اصلح‌تر از قصاص شمرده‌است. بخشش کار بزرگی است و معمولاً اولیای‌دم در حالی که در اوج قدرت می‌توانند حکم قصاص را اجرا کنند با خدای خود معامله می‌کنند و متهم را می‌بخشند. الان این اولیای‌دم که به احترام حضرت رقیه (س) و عشق حسینی در آستانه عاشورای حسینی محکومان به قصاص را بخشیده‌اند، هیچ کسی نمی‌تواند پاداش و اجر آن‌ها را جز خدا بدهد.» وی در پایان گفت: «در سال گذشته با تلاش دکتر شهریاری و اعضای شورای حل اختلاف و به لطف خیرین ٤٨ محکوم به قصاص به زندگی بازگشتند و امسال هم ١٦ نفر که شش نفرشون در این جمع هستند، زمینه آزادی‌شان فراهم شده‌است و امیدوارم این جلسات برای نجات محکومان به قصاص ادامه داشته‌باشد.»
آغوش مادر
در ادامه، دادستان تهران به همراه قاضی شهریاری دستبند متهمان را باز کردند و محکومان به قصاص در حالی که اشک شوق از چشمانشان جاری شده‌بود، چشم به در ورودی دوخته بودند تا اعضای خانواده‌هایشان را در آغوش بگیرند.
اولین متهم زن، جوانی است که مرداد ماه دو سال قبل در درگیری شوهرش را به قتل رسانده‌بود. او اولین زندانی بود که دختر ۱۶ ساله‌اش را در سالن جلسات در آغوش گرفت و یک دل سیر گریه کرد. گریه‌های او و دخترش دل‌های دیگران را هم به درد آورد و اشک در چشمان حاضران جاری شد.
او به چند پرسش خبرنگار ما پاسخ داد، اما گفت دوست ندارم تجربه تلخ را دوباره به یاد بیاورم.
الان چه حسی داری؟
خیلی خوشحالم که دخترم را در آغوش گرفته‌ام. دلم برای دو فرزندم تنگ شده‌بود و دوست داشتم پسر خردسالم الان اینجا بود.
چرا گریه می‌کنی؟
زندگی‌ام تباه شد و شوهرم را بیگناه به خاطر اختلافی کوچک و البته کنترل‌نکردن خشم به قتل رساندم. کاش به توصیه‌های پدر و مادرم توجه می‌کردم.
چه توصیه‌ای کرده‌بودند؟
وقتی می‌خواستم با شوهرم ازدواج کنم، آن‌ها مخالفت کردند. چون ما با هم جور نبودیم، اما من اصرار کردم. از همان زمان من از خانه‌مان طرد شدم و در نهایت هم مرتکب بزرگ‌ترین جرم شدم.
وقتی فهمیدی بخشیده‌شده‌ای چه تصمیمی برای خودت گرفتی؟
من تصمیم گرفتم وقتی آزاد شدم کار کنم و قسمتی از درآمدم را به سه زندانی که نیاز به کمک مالی دارند، بدهم. چون خودم در زندان هیچ کسی را نداشتم و خیلی سختی کشیدم. می‌خواهم تا آخر عمرم این کار را برای زندانی‌ها به صورت سریالی انجام دهم.
حرف آخر؟
از کاری که کردم پشیمان هستم و از امام‌حسین (ع) می‌خواهم به احترام این روز‌ها از خدا بخواهد مرا ببخشد.
نذر عجیب
متهم بخشیده‌شده دیگر، مرد ۵۱ ساله تحصیلکرده‌ای است که چهار مدرک دانشگاهی، دو فوق لیسانس در رشته‌های کامپیوتر و سخت افزار و دو لیسانس در رشته‌های دیگر دارد. وی بهمن سال ۹۴ نامزدش را به خاطر فحاشی به مادرش به قتل رساند.
چه شد که اولیای‌دم رضایت دادند؟
نمی‌دانم چه شد، آن‌ها بدون هیچ قید و شرطی مرا بخشیدند، اما فکر کنم به خاطر نذری است که کرده‌بودم (گریه می‌کند).
چرا گریه می‌کنی؟
به یاد خاطره‌ای از زندان افتادم که به همان نذرم ربط دارد.
چه خاطره‌ای؟
یکی از هم‌بندی‌هایم مرد ۳۲ ساله‌ای بود که در درگیری مرتکب قتل شده‌بود. آدم با‌سوادی نبود، اما دل بزرگی داشت و آن حادثه هم اتفاقی برای او رخ داده‌بود. او وضع مالی‌اش خوب نبود و به خاطر همین کار‌های خدماتی زندانیان را انجام می‌داد و پول می‌گرفت. او در طول سال خاک قند‌های ته قندان را جمع می‌کرد و روز تاسوعا به عشق حضرت عباس شربت می‌داد. دو سال قبل از همه خداحافظی کرد و برای اجرای حکم پای چوبه‌دار رفت. روح بزرگی داشت و آدم عجیبی بود و به همین دلیل همه برایش گریه می‌کردیم. همسر مقتول به فرزندانش گفته‌بود به شرطی شیرم را حلالتان می‌کنم که حکم را اجرا کنید. آن روز پسر ارشد مقتول برای اجرای حکم آمده‌بود و بقیه خانواده بیرون بودند. وقتی طناب دار به گردن متهم افتاد، از او خواستند آخرین خواسته‌اش را بگوید. او گفته بود قصاص حق من است و به پسر مقتول می‌گوید من هر سال تاسوعا برای حضرت عباس نذر دادم با خاک قند‌هایی که در طول سال جمع کرده‌ام شربت می‌دهم، اما الان یک هفته مانده به تاسوعا است و دیگر نمی‌توانم نذرم را ادا کنم و می‌خواهم خاک قند‌های مرا بگیرید و روز تاسوعا نذرم را ادا کنید. پسر مقتول با شنیدن نام حضرت‌عباس اشک در چشمانش جمع می‌شود و بدون اجرای حکم آنجا را ترک می‌کند.
وقتی همه خانواده به زندان آمدند و متهم را بخشیدند تازه فهمیدیم که پسر مقتول خودش در کودکی بیمار بوده و شفا داده حضرت عباس است و زمانی که حکم را اجرا نکرده‌بود، به مادرش گفته بود من بدهکار حضرت عباس بودم و خواستم دینم را به یکی از خادمانش ادا کنم. من در عجبم این خانواده (ائمه اطهار) به هیچ‌کس بدهکار نمی‌شوند و در آخرین لحظه جواب خادمشان را دادند. از آن شب به بعد به حضرت عباس متوسل شدم و نذر کردم روز تاسوعا برای او خادمی کنم و الان هم فکر می‌کنم بخشش من هم در این ایام که سه روز مانده به تاسوعا است به خاطر همین نذرم است.
پس از آزادی چه تصمیمی برای زندگی‌ات داری؟
ما فکر می‌کنیم همه زندانی‌ها افراد جانی و خلافکار هستند، اما بیشتر اتفاقات تلخی که رخ می‌دهد، به خاطر عدم کنترل خشم و مشکلات روحی و روانی است. خیلی از زندانی‌ها تحصیلکرده‌اند و من خودم تا زمانی که مرتکب قتل نشده‌بودم، حتی یک‌بار هم به کلانتری نرفته‌بودم. من هم‌بند زندانی داشتم که دکترای مغز و اعصاب داشت، اما به خاطر عدم کنترل خشم مرتکب قتل شده‌بود. من تصمیم دارم در رشته روانشناسی ادامه تحصیل دهم و به مردم کمک کنم که چطور خشم خود را کنترل کنند.
متهمان دیگر هم که بخشیده‌شدند، چهار مرد جوان هستند که در حادثه‌های جداگانه مرتکب قتل شده‌بودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار