یکی از خطوط جنگ روایتها در سالهای اخیر خصوصاً در شبکههای اجتماعی، طرح این روایت است که امام حسین علیهالسلام را شیعیانش به شهادت رساندند. این خط رسانهای که اخیراً از سوی بازیگردانان فتنه ضددینی سالهای اخیر به صورت جدیتر در حال مطرح شدن است موضوع جدیدی نیست و پیش از این نیز دشمنان اموی اهل بیت علیهمالسلام در قالب جریانات وهابی و تکفیری به تحریف واقعیتهای تاریخی پرداخته و این اتهام مضحک را به شیعیان زده بودند.
هدف از این خط رسانهای نیز در کنار تلاش برای گلآلود کردن چشمه حقیقت و خاکپاشی بر چهره معنوی واقعه عاشورا، اعتبارزدایی از جریان مذهبی و انقلابی جامعه ایران است. چنانکه در همین مدت نیز سناریوی بیاعتبارسازی جریان انقلابی به شدت در دستور کار بوده و تلاشهای زیادی برای مخدوش کردن هویت مذهبی و انقلابی این جریان و بی اعتبار کردن آن در اذهان مردم از طرق مختلف در حال انجام است.
اندکی مطالعه تاریخی به راحتی نشان میدهد که قاتلان امام حسین علیهالسلام، نه تنها شیعیان نبودند بلکه عمدتاً از امویانی بودند که از سرسختترین دشمنان امیرالمؤمنین به شمار آمده و یکی از انگیزههای آنان برای انجام این جنایات ننگین نیز حقد و کینه آنان نسبت به امام علی علیهالسلام بود به حدی که نقل شده که برخی از قاتلان امام حسین علیهالسلام و یارانش به آن حضرت میگفتند: «انما نقاتلک بغضاً لابیک»؛ ما با تو مقاتله میکنیم به خاطر بغض نسبت به پدرت!
برخی مورخان معتقدند که لشکریان ابنزیاد در صحنه کربلا عمدتاً از اهالی کوفه بودهاند. با فرض صحت این ادعا و مشارکت نداشتن میدانی شامیان در این واقعه، باید توجه کرد که شهر کوفه در آن دوران ترکیبی از گروههای مختلف قبیلهای، دینی و سیاسی بوده و شیعیان تنها بخشی اندک ولی قابل توجه از آن شهر به شمار میرفتهاند. در این شهر حتی مسیحیان و یهودیان نیز زندگی میکردند. به لحاظ سیاسی و مذهبی هم درصد بزرگی از جمعیت شهر شامل گروههایی بود که طرفدار عثمان و به تبع آن حامی معاویه بودند. بخشی هم کسانی بودند که طرفدار هیچ جریانی نبوده و هر که غلبه مییافت از او پیروی میکردند. طبق برخی برآوردها و نقلها، شیعیان کوفه در آن مقطع، چیزی در حدود ربع یا حداکثر ثلث جمعیت کوفه را تشکیل میدادهاند.
درباره نامههایی هم که گفته میشود توسط شیعیان خطاب به امام حسین علیهالسلام برای دعوت به کوفه نوشته شده بود، باید دقت کرد که بخش کمی از آنها را شیعیانی، چون سلیمان صردخزاعی و حبیب بن مظاهر نوشته بودند که در واقعه عاشورا یا منفعل شدند یا در حمایت از امام به شهادت رسیدند. در حالیکه بسیاری از نامهها را دیگرانی نوشته بودند که به هیچ وجه نمیتوان آنها را از محبان اهل بیت علیهمالسلام به حساب آورد و حتی بخشی از آنان را افرادی، چون شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث بن رویم، عروه بن قیس و عمرو بن حجاج زبیدی تشکیل میدادند که بعداً در واقعه عاشورا جزو قاتلان بوده و در جایگاه فرماندهان سپاه عمرسعد به نقشآفرینی در این جنایات پرداختند.
در نقلهای تاریخی است که در زمان معاویه، پدر ابن زیاد ملعون (زیادبن ابیه) از طرف او به عنوان حاکم کوفه منصوب شده بود و از جمله اقدامات او در طی مدت حاکمیت، تعقیب، کشتار و تبعید محبان و شیعیان سرشناس بود و همین اقدامات نیز یکی از علل نارضایتی محبان اهل بیت از تداوم حکومت منصوبین اموی بر کوفه و دعوت از امام حسین علیهالسلام برای تغییر شرایط بود. ابن زیاد نیز همین شیوه را در وضعیتی شدیدتر در دستور کار قرار داد وقتی که از طرف یزید مأموریت سرکوب دعوتکنندگان و حامیان امام در کوفه را بر عهده گرفت، به طوری که در طی رخداد حادثه غمبار عاشورا، بسیاری از محبان امام حسین علیهالسلام در زندان بودند که از جمله از سرشناسترینهای آنان، مختار ثقفی بود که بعدها به خونخواهی امام حسین علیهالسلام و یارانش قیام کرد. همچنین ابن زیاد با علم به نیت و اقدام برخی شیعیان کوفه برای حرکت به سوی اردوگاه امام علیهالسلام و یارانش، اقداماتی سنگین برای محاصره شهر کوفه انجام داده و همه راههای منتهی به آنجا را مسدود کرد، به طوریکه بسیاری از آنان مانند بنی غاضره و بنیاسد که به دفاع از امام حرکت کرده بودند نیز موفقیتی کسب نکردند.
حتی در منابع تاریخی نقل است که ابنزیاد بسیاری از کوفیان را به زور و اجبار به جنگ با امام حسین علیهالسلام میفرستاد که بنابر نقل بلاذری «از لشکرهای هزار نفرهای که ابن زیاد به کربلا میفرستاد، بیش از سیصد یا چهارصد نفر به کربلا نمیرسیدند و مابقی در میانه راه میگریختند.»
از یک سو در کتابهای معتبر نقل است که امام حسین علیهالسلام در لحظات پیش از شهادت، لشکریان مقابل را اینگونه خطاب قرار داد و آن جمله مشهور را گفت که: «و یحکم یا شیعه آل ابیسفیان! ان لم یکن لکم دین، و کنتم لاتخافون المعاد، فکونوا أحراراً فی دنیاکم هذه. وای بر شماای پیروان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز معاد نمیهراسید، لااقل در دنیا آزادمرد باشید.» و از سوی دیگر در تاریخ ثبت است که حتی وقتی یزید ملعون با روشنگریهای حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجاد علیهالسلام خود را در موضع ضعف دید برای تبرئه خود، انگشت اتهام را به سمت ابن زیاد نشانه رفت و وی را عامل این جنایات معرفی کرد نه شیعیان را. چگونه است که وقتی از یک سو سردسته لشکر ظلمت نیروهای خود را عامل این جنایات معرفی کرده و از سوی دیگر فرمانده سپاه نور نیز دشمنان خود را با خطاب «پیروان ابوسفیان» معرفی کرده، امروز عدهای مدعی در شبکههای اجتماعی و همسو با تکفیریها، شیعیان را عاملان شهادت امام حسین علیهالسلام معرفی میکنند؟
هرچند برخی محبان امام حسین علیهالسلام مانند سلیمان صرد خزاعی با اشتباه در زمانشناسی و سستی دچار انفعال شده و از نقشآفرینی به موقع و مؤثر در حمایت از جبهه حق بازماندند ولی به گواه تاریخ، شیعیان امام حسین علیهالسلام در آن مقطع یا در برابر دشمنانش قرار گرفتند و تا آخرین قطره خون خود را تقدیم امام کردند یا از کمک آنان به امام حسین علیهالسلام جلوگیری به عمل آمد. قاتلان امام حسین علیهالسلام شیعیان نبودند بلکه پیروان اسلام ابوسفیانی و اموی و خداناباورانی بودند که به دنبال کنار زدن دین اسلام و عبور از شریعت برای رسیدن به لذتهای نفسانی و دنیایی و آزادی در اعمال حیوانی بودند و برای رسیدن به اینها از یزید زنباره، شرابخوار و فاسد حمایت کردند. دقیقاً همه آن چیزی که امروز مدعیان و حامیان شعار زن، زندگی، آزادی در ضدیت با احکام اسلامی به دنبال آن هستند. امروز اسلام اموی و جریان خداناباور در قالب اسلام امریکایی و آتئیسم بازتولید شده و پیروان آن، هیچ ابایی ندارند که همصدا با ناصبیها مدعی شوند امام حسین علیهالسلام را شیعیانش به شهادت رساندند!