کد خبر: 1170541
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۴۰۲ - ۰۱:۰۰

در دهه هشتاد در نیویورک باج‌گیری در ایستگاه‌ها و در داخل قطار‌ها امری روزمره و عادی بود. مردم از روی نرده‌ها به‌داخل ایستگاه می‌پریدند یا ماشین‌ها را به عمد خراب می‌کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل مترو یا اتوبوس‌ها و... سرازیر می‌شد، اما آنچه که بیش از همه به چشم می‌خورد گرَفیتی یا نوشته‌های روی در و دیوار، واگن‌ها و اتاقک‌های اتوبوس‌ها بود. گرَفیتی‌ها نقش‌ها و عبارات عجیب و غریب و درهمی است که روی دیوار نقاشی و نوشته می‌شوند. این‌گونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم، جنایت و خشونت فشرده می‌شد. با آغاز دهه ١٩٩٠ به ناگاه سیر نزولی آغازشد. قتل و جنایت به میزان ٧٠ درصد و جرائم کوچک‌تر مانند دزدی و ... ۵٠ درصد کاهش یافت. در ایستگاه‌های مترو با پایان یافتن دهه ١٩٩٠، ٧۵درصد از جرائم از میان رفته بود. زمانی که نیویورک به امن‌ترین شهر بزرگ امریکا تبدیل شده بود دیگر حافظه‌ها علاقه‌ای به بازگشت به روز‌های زشت گذشته را نداشتند. اتفاقی که در نیویورک افتاد این بود که کاهش جرائم و خشونت ناگهانی و به سرعت اتفاق افتاد. درست مثل یک اپیدمی. این تئوری به تئوری «پنجره شکسته» معروف است. تئوری پنجره شکسته محصول فکری دو جرم شناس امریکایی به نام‌های جیمز ویلسون و جورج کلینگ بود.
این دو کارشناس استدلال کردند که جرم نتیجه یک نابسامانی است. به عنوان مثال؛ اگر پنجره‌ای شکسته باشد و مرمت نشود آنکس که تمایل به شکستن قانون و هنجار‌های اجتماعی را دارد با مشاهده بی‌تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری خواهد زد. دیری نمی‌پاید که شیشه‌های بیشتری شکسته می‌شود و این احساس آنارشستی، بی‌قانونی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله‌ای به محله دیگر گسترش یافته و با خود اعلائم و پیام‌هایی را به همراه خواهد داشت. به عبارتی این پیام را می‌دهند که از این قرار هر کاری را که بخواهید مجازید انجام دهید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود. در میان تمامی‌مصائب اجتماعی که گریبان نیویورک را گرفته بود ویلسون و کلینگ دست روی «باج خواهی‌های کوچک» در ایستگاه‌های مترو، «نقاشی‌های گرفیتی» و نیز «فرار از پرداخت پول بلیط» گذاشتند.
باور آن‌ها با استفاده از «پنجره شکسته» این بود که بی‌توجهی به جرائم کوچک پیامی است به جنایتکاران و مجرمین بزرگ‌تر که جامعه از هم گسیخته است و بالعکس مقابله با این جرائم کوچک به این معنی بود که اگر پلیس تحمل این حرکات را نداشته باشد پس طبیعتاً با جرائم بزرگ‌تر برخورد شدیدتر و جدی‌تری خواهد داشت. قلب این نظریه اینجاست که این تغییرات لازم نیست بنیادی و اساسی باشند بلکه تغییراتی کوچک، چون از بین بردن گرَفیتی یا جلوگیری از تقلب در خرید بلیط قطار می‌تواند تحولی سریع و ناگهانی و اپیدمیک را در جامعه به وجود آورده به ناگاه جرائم بزرگ را نیز به طور باور نکردنی کاهش دهد. این تفکر در زمان خود پدیده‌ای رادیکال و غیر واقعی محسوب می‌شد. اما سیر تحولات، درستی نظریه ویلسون و کلینگ را به اثبات رساند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار