در ماجرای جشن بامعنا و پرشکوه غدیر امسال، هم ضد انقلاب، هم اصلاحطلبان، هم کانالهای براندازان و هم در شبکههای مجازی به موارد پیشپاافتادهای، چون ریختهشدن زباله و ایجاد ترافیک، و در کلاس بالا به هزینه زیاد این جشن اشاره کردند. غافل از اینکه در همان قبلههای غربی و شرقی خودشان اتفاقاً موارد فراوانی از جشنهایی وجود دارد که در آنروز، هم شهرها تعطیل و خیابانها بسته میشود و کارناوالهای شادی (و عمدتاً مسخرهبازی) در خیابانها راه میافتد و هم مثل جشن پرتاب گوجهفرنگی، پرتاب هندوانه و پرتاب پرتقال در استرالیا و اسپانیا و تایلند و ایتالیا و انگلستان و هند و... علاوه بر بیهویتی، سراسر اسراف و کثافتکاری و زبالهسازی و آلودگی است. آن جشنها با عناوینی، چون «شادیآفرینی در میان مردم» هم تبلیغ و هم تجلیل میشود، اما مراسمی که هم برگزاری آن و هم خرجکردن و هزینه در آن و هم شادی و ادخال سرور در آن دقیقاً برطبق احادیث مسلم ائمه معصومین علیهمالسلام صورت گرفته، با سخیفترین بهانههای بنیاسرائیلی مورد حمله قرار میگیرد!
به نظر میرسد مسئله فراتر از اینهاست و مشکل این طیف اقلیت هم در جای دیگری است که جرئت نکردند آن را رسماً و صریحاً به زبان بیاورند و آن ظهور و بروز دینداری و ولایتمداری مردم ایران است. آنها حتماً با ترافیک چندساعتهای که در روزهای دیگر هم شبانهروز با آن مواجهند مشکلی ندارند، حتماً با خرجکردن در مراسمها مشکلی ندارند چرا که یک توئیت، یک جمله اعتراض و یک خط مخالفت از آنها درباره مراسمِ اینسالهای چهارشنبهسوری دیده نشد که گاه از یک هفته قبل شروع میشود و شهر، کل شهر نه فقط خیابان اصلی، به میدان جنگ و انفجار و کشته و مجروح دادن و آزار مردم با ایجاد صداهای وحشتناک مواد منفجره و بسته شدن راه نه تنها خودروها که رفتوآمد مردم پیاده تبدیل میشود و سیاهی سرتاسر شهرها و خیابانها و محلهها را میگیرد. کاش فقط مخالفت نمیکردند که حتی مقاله و تحلیل و استدلالهای خنک هم میکنند که مردم به شادی (شادی؟!) احتیاج دارند و یک شب (یک شب؟!) هم هزارشب نمیشود و مواردی از ایندست.
آری مشکل این است که پس از سدهها سکوت در موضوع بسیار مهمی، چون «غدیر» و «ولایت»، هم زمانی برای اظهار ولایتمداری و دینداری مردم فراهم شده و هم مکانی برای ابراز آن، هم حکومت این فضا را برای مردم فراهم کرده و هم همه اقشار مردم با هر تیپ و قیافه و سلیقه در آن شرکت کردهاند و با طیب خاطر و با نیت تقرب الهی (و نه مثل نمونههای ذکرشده غربی برای مراسمهای بیهویت و آزاردهنده و آلوده) به تبلیغ ولایت مولا و امیر دلهاشان امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداختهاند.
البته معلوم است که در عمل چیزی که اتفاق میافتد، آنهمه جلز و ولز این جماعت مخالفخوان غرزن را قابل توجیه میکند و آن علاوه بر دینداری و ولایتمداری مردم است؛ ایرانیان علیرغم همه مشکلات، شاد و سرزندهاند. این دو مورد تمام رشتههای رسانهای دشمنان داخلی و خارجی را پنبه میکند و چه چیزی بهتر از این. بله؛ جمهوری اسلامی تاکنون در زمینه شادیسازی عمومی اینچنینی قصور داشته و از پارسال معلوم شده است که هم مردم و هم حکومت استعداد چنین شادیسازی آبرومندانه و باشکوهی را دارند؛ و همین نگرانی دوم این جماعت را موجب میشود و آن اینکه این حرکت عظیم و این بروز سراسری بخواهد با عده و عده بیشتر در سالهای آینده هم ادامه پیدا کند و این حرکت و نمایش سراسری به یک سنت جذاب هم در بین مردم ایران و هم ملل مسلمان، بهخصوص ملل شیعی دیگر تبدیل شود و در کنار حرکت خیرهکننده و حیرتانگیز راهپیمایی اربعین، دلهای جهانیان را به معنویت و دینداری بیشتر بکشاند و مقدمه ظهور امام زمان (عج) شود.
اما یک سؤال: چرا اینهمه که سران و فعالان اصلاحطلب در توئیتر و شبکههای مجازی به تخطئه این حرکت باشکوه پرداختند، در روزنامههای مثلاً حرفهای آنان بهاندازه یک خبر سه، چهار خطی درباره مراسمی که در آن یک نفر در خارج چند ساعت در یک قفس شیشهای با عقربها سر کرد، بازتاب نیافت؟! یعنی این حضور میلیونی در سراسر کشور به این اندازه هم «ارزش خبری» نداشت؟
اینجاست که باید کلام خدا را یادآور شد که فرمود: «قل موتوا بغیظکم آن الله علیم بذات الصدور» از این عصبانیت بمیرید که خدا ذات شما را میشناسد؛ و بیشتر بمیرید که این –به قول جلال- تازه اولِ عشق است.
احسنت .احسنت بارک الله