کانال تلگرامی «ترجمان» مقالهای از مایکل جانستون، عکاس، با ترجمه مجتبی هاتف به اشتراک گذاشت. چکیدهای از این مقاله در ادامه از نظر میگذرد: عکاسی خانوادگی کاری وسیع و پراکنده است و روش واحدی برای پرداختن به جنبههای مختلف آن وجود ندارد. من بهمدت ۴۰ سال در حوزههای گوناگون عکاسی کار کردهام، اما هنوز هم شگفتزده میشوم از اینکه مردم چه روشهای خلاقانهای برای بدیع و شخصیکردن چیزها به کار میگیرند. خلق مجموعهای جامع از زندگی خانوادگی ذاتاً کاری پرچالش است ولی همیشه مسیرهای جدیدی برای حل چنین چالشهایی وجود دارد. بزرگداشت عکسهای قدیمی
یکی از چالشهای همگانی پیداکردن مرزبندی بین گذشته و حال است. به طور طبیعی، اول تمایل داریم بین عکسهای جدید و عکسهای تاریخی مرز بکشیم، مثلاً متمایز کردن یک پست اینستاگرامی که دیروز بارگذاری شده از عکس سیاه و سفید پیرمردی ریشدار از سال ۱۹۱۰. اما تمایز همیشه به این سادگی نیست. هر روز که میگذرد، عکسهای جدید رفتهرفته تاریخی میشوند. لِبوهانگ خانیه، عکاس اهل آفریقای جنوبی، برای تأیید این فرآیند روشی ابتکاری پیدا کرد. او، پس از مرگ مادرش، عکسهای قدیمی او در عنفوان جوانی را پیدا کرد، همچنین بسیاری از لباسهای خاطرهانگیز مادرش را داخل گنجهای یافت. سپس مثل مادرش لباس پوشید و عکسش را با نرمافزار به عکسهای قدیمی اضافه کرد. نتیجۀ کار بسیار خاطرهانگیز شد – در عکس، مادرش پررنگتر و سرزندهتر است و خودش که زنده است شبحمانند و کمرنگ دیده میشود. ما معمولاً عکسهای خانوادگی قدیمیمان را بزرگ میداریم و از آنها نگهداری میکنیم، شاید در قالب قابهای چندتایی، آلبوم یا کتاب عکس. اما میتوان آثار هنری جدیدی از عکسهای قدیمی درست کرد، مانند کاری که خانیه کرد - هم خاطرۀ مادرش را زنده کرد، هم روح تازهای به عکسهای او دمید.
مستندسازی
عکاسی خانوادگی انواع گوناگونی دارد، اما بیشتر مستند است، یعنی زندگی روزمره را در مکانهای عادی ثبت میکند. معمولاً میگویند که عکس خوب باید «خوداتکا» و «گویا» باشد، اما همیشه اینطور نیست و در واقعیت معمولاً برعکس است. بیشتر عکسهایی که میبینیم داستانهایی دارند، ولی ما از آنها بیخبریم. من معتقدم که هرچه بیشتر معلوم شود عکس درواقع چه چیزی را نشان میدهد، احتمال ماندگاری آن بیشتر میشود. خجالت نکشید از اینکه هرچه را دربارۀ عکسی میدانید ثبت کنید و راهی برای نگهداری عکس همراه با شرح داستانش پیدا کنید.
سوژههای سخت
همۀ عکاسان در کار خود با سختیها و موانع مختلفی روبهرو میشوند. این بخشی از بازی است. عکاسی خانوادگی هم از این قاعده مستثنی نیست. ناگزیر همیشه یکی هست که رویش را برگرداند یا بپوشاند یا کسی که فکر میکند خیلی خندهدار میشود اگر وارد کادر شود و با انگشت به دوربین اشاره کند یا مواردی از این دست. من نمیدانم فرگشت چطور توانسته است در انسانها واکنشی غریزی برنامهریزی کند برای نوعی فناوری که تا سال ۱۸۳۹ وجود نداشت، اما میتوان مشاهده کرد که بعضی بچههای مثلاً پنج تا هشتساله جلوی دوربین شکلک درمیآورند. به نظر میرسد این رفتار هم، مثل مراحل دیگر رشد، خودش را در زمان مقرر نشان میدهد.
استفاده از تکنیک
تکنیک چیزی است که خیلی از مردم ترجیح میدهند به آن فکر نکنند. امروزه دوربینها آنقدر خودکار شدهاند که بهندرت مجبور میشویم به تکنیک فکر کنیم. این روزها عکاسی دیجیتال نوردهی را بهمراتب آسانتر کرده است. نور خوب که میتوان با یادگیری تشخیصش داد، خیلی کمک میکند. بعداً میتوانید روی صفحۀ نمایش رنگ عکسها را تنظیم کنید تا شدت رنگها درست شود. میتوانید چشمها و قدرت تشخیص خود را با تمرین دقیقتر کنید. ارزشش را دارد که همۀ تکنیکهای لازم را یاد بگیرید. عکس سلفی رشاد تیلور از خودش و پسرش در حال خواب که دوستداشتنی، تأثیرگذار و جذاب افتاده است، نشان میدهد اگر روشنایی و زمان نوردهی درست باشد، شدت رنگ عالی خواهد بود.
دسترسی
یکی از دوستانم چند سال پیش گوشیاش را به طرفم گرفت و گفت «این عکس را ببین». عکس نوههای نوپا و دوقلویش بود که پوشک به پا داشتند و به یخچال هجوم برده بودند. عکاس حرفهای میداند که دسترسی به موضوع بسیار حیاتی است و سخت میکوشد تا به آن دست یابد. برای عکسگرفتن از روی ماه باید روی سطح ماه باشید؛ و بههمینترتیب هر عکاسی را که به خدمت بگیرید، هر قدر هم ماهر باشد، نمیتواند عکسی را بگیرد که دوستم از آن دوقلوهای نوپا وقتی از «کوه یخچال» بالا میرفتند گرفته بود. هنگام این اتفاق هیچ عکاس حرفهایی آنجا نبود. شما بهتر از هر کس دیگری به خانوادۀ خود دسترسی دارید و این برای یک عکاس نوعی برتری و امتیاز ویژه حساب میشود. دسترسی ویژۀ شما تا حدی به این معنی است که میتوانید از لحظاتی عکس بگیرید که فقط خودیها میتوانند ببینند.
هدفگذاری برای ویرایش
فرض کنید خانوادهای چهار نفره قرار است برای تعطیلاتی یکهفتهای به هاوایی بروند. یکی از اعضای بزرگسال خانواده دوربینی باکیفیت و مخصوص عکاسی برمیدارد و بقیه با گوشیهای هوشمندشان مرتب عکس خواهند گرفت. این خانواده باید در نهایت چه تعداد عکس برای خود در نظر بگیرد؟ احتمال میدهیم عدد هشت منطقی باشد. چرا اینقدر کم؟ چون زندگی پر از اتفاق است و عکسها همینطور انباشته میشوند. هرچه در طول زمان عکسهای خانوادگی بیشتری را بدون ویرایش یا «سازماندهی» روی هم انباشته کنیم این کپۀ عظیم بیشتر و بیشتر آشفته، ملالآور، بیسامان، بینامونشان، جستوجوناپذیر و درهموبرهم خواهد شد و هیچیک از عکسها هدف اصلی خود را بهخوبی برآورده نخواهد کرد. این به این معنی نیست که فقط باید چند تا عکس گرفت، بلکه برعکس، یکی از رازهای آشکار عکاسی این است که عکاس خوب بیشتر عکس میگیرد و کمتر نشان میدهد. ممکن است در هاوایی ۵۰۰ عکس گرفته باشید تا هشت عکس واقعاً خوب به دست آورید - حتی در این حالت هم انتخاب آن هشت تا آسان نخواهد بود. نمیتوانید دیمی و رگباری عکس بگیرید و به هدفی که میخواهید برسید. وقتی مواد خام جمع میکنید تا بعداً ویرایش کنید، باید هدفمند کار کنید. برای این منظور لازم است مترصد فرصت باشید و به چیزهایی که اعضای خانواده واقعاً میخواهند فراموش نکنند حساس باشید. همچنین لازم است نسبت به چیزی که مایۀ تمایز تجربۀ شماست تیزبین باشید.