سیدحامد ترابی طی یادداشتی در کانال «آیسا» در پیامرسان «بله» از لزوم توجه به سطوح مختلف اقدامات تحریمی در تحلیل تحریمها نوشت. چکیدهای از یادداشت او در ادامه از نظر میگذرد: تحریمهای اعمالی امریکا علیه ایران، تنوع و تکثر بسیاری دارد. این اقدامات شامل شناسایی افراد و نهادها و قراردادن آنها در لیست تحریم، صدور دستوراجرایی علیه ایران، اعمال جریمه بر بانکها و مؤسسات تخلفکننده از تحریم و همچنین تصویب قوانین تحریمی مختلف است. معمولاً در ارزیابی و مقایسه تحریمها همه اقدامات با وزن کیفی یکسانی دیده میشوند. به طور مثال گاهی در خبرها شنیده میشود که تعداد تحریمهای امریکا علیه یک کشور به چندصد یا حتی چند هزار رسیده است، اما این چندصد یا چندهزار در واقع تعداد اشخاص حقیقی/حقوقی قرار گرفته در لیست تحریم هستند، نه قانون یا ساختار تحریمی... با همین نگاه به اثرگذاری تحریمها، میتوان تحریمهای اعمالی علیه هرکشور را در سه دسته اصلی تقسیمبندی کرد و ارزیابیها را براساس آن انجام داد.
اقدامات تحریمی زیرساختی
این سطح از تحریمها، مهمترین اقدامات تحریمی هستند، چراکه پایه و اساس اقدامات تحریمی محسوب میشوند و بدون آنها تحریم معنا ندارد و با وجود آنها حتی اقدامات کوچک نیز اثرگذار میشوند، ضمن اینکه این اقدامات تحریمی درواقع پایه و زیرساخت قانونی اجرای تحریمها نیز میباشند. این اقدامات تحریمی شامل دستورات و قوانینی هست که سایر تحریمها براساس آنها اعمال میشود. به طور مثال قانون سیسادا پایه و زیرساخت اعمال تحریمهای ریسکمحور بانکی علیه ایران است، بنابراین ورای از اینکه چه تعداد نهاد هدف این تحریم باشند، با وجود این زیرساخت، بانکهای دنیا در معرض ریسک این تحریم قرار میگیرند و تعداد نهادهای تحریمی هدف آن، تنها میتواند در میزان ریسک تحریم اثربخش باشد، اما در اصل وجود تحریم و ایجاد ریسک برای مؤسسات دنیا تغییری ایجاد نمیکند.
اقدامات تحریمی راهبردی
اقدامات تحریمی راهبردی، اقداماتی هستند که احتمال اثربخشی زیرساختهای تحریمی را بالا میبرند و به نوعی ضمانت اجرا برای آن ایجاد میکنند. جریمه بانکها، قرارگرفتن بانکها و مؤسسات مهمی مانند بانک مرکزی یا شرکت ملی نفت در لیست تحریم و همچنین اعمال یک تحریم ریسکمحور بانکی بر یک بانک خارجی نمونهای از این اقدامات است که به بازیگران این پیام را میرساند که اجرای یک تحریم جدی است و در صورت تخطی از تحریم شامل مجازات میشوند. این اقدامات در واقع از نظر ضمانت اجرا تکمیلکننده اقدامات زیرساختی است. اقداماتی که گاهی منجر به توسعه زیرساخت نیز میشود.
اقدامات تحریمی عادی
این اقدامات در واقع اجرای تحریمها به صورت عادی است. برخی از این تحریمها اثر موقت دارند، اما برخی از این اقدامات تکمیلکننده اقدامات راهبردی هستند. به طور مثال وقتی کل خطوط کشتیرانی و شرکتهای تابعه آن در لیست تحریم قرار میگیرند، اقدامی راهبردی محسوب میشود که نشاندهنده فشار زیرساختهای تحریمی بر این حوزه است، اما گاهی در سطوح پایینتر تنها چند کشتی شناسایی میشوند و در لیست تحریم قرار میگیرند، یا چند فرد مرتبط یا تنها شرکتهای پوششی در لیست تحریم قرار میگیرد که تحریم خطوط کشتیرانی تکمیل شود؛ بنابراین این اقدامات تحریمی، اقدامات تحریم عادی است که درجه اهمیت آن کمتر از دو سطح قبل است. البته که تکمیلکننده دو سطح قبلی است و میتواند باعث افزایش ریسک تحریمها نیز شود، اما اثر بلندمدت آن بسیار کمتر از دو سطح قبلی است و به نوعی موقتی و افزایشدهنده ریسک تحریمی است و به عنوان یک یک اقدام مستقل یا راهبردی تحریمی شناخته نمیشود. همچنین هر اقدام تحریمی عادی را نمیتوان براساس تعداد افراد و نهادهای قرارگرفته در لیست تحریم در تحلیل درنظر گرفت، بلکه معمولاً قرارگرفتن چند فرد و نهاد در لیست تحریم تنها یک اقدام تحریمی عادی محسوب میشود.
مشکلات ناشی از نگاه کمی به تحریمها
نگاه کمی و بدون توجه به کیفیت تحریمهای اعمالی، میتواند ما را در شناخت تحریم و مسائل درباره آن دچار مشکل کند. به طور مثال در مورد تحریمهای ایران، در زمان برجام بیش از ۷۰ درصد از اشخاص
حقیقی/حقوقی ایرانی از لیست تحریم خارج شدند و تنها کمتر از ۲۰۰ فرد و نهاد در لیست تحریم باقی ماندند، اما زیرساخت تحریمهای ریسکمحور بانکی حفظ شد و بر آن ۲۰۰ فرد و نهاد اعمال میشد. بنابراین هیچگاه روابط بانکی مطلوبی برقرار نشد. در واقع مهمتر از تعداد افراد و نهادهای خارج شده یا باقیمانده در تحریم، اقدامات زیرساختی تحریمی بود.
نتیجهگیری
مبارزه با تحریمها نیاز به شناخت دقیق از تحریم دارد. بدون شناخت دقیق از انواع تحریمها و کیفیت اثرگذاری آن، نمیتوان به تحلیل درستی از تحریمها و اثرات آن رسید.