محمدرضا اسلامی در کانال تلگرامی خود نوشت: چند نوبت درباره سازههای چوبی صحبت شد. اخیراً در بحث «تغییرات اقلیمی» و گرمایش جهانی این بحث میان پژوهشگران مطرح است که برای ساخت «یک مترمربع» مسکن (یا یک بنا) چقدر کربن به محیطزیست وارد میکنیم؟ یکخانه با سازه فولادی را در اتوبان صدر تهران در نظر بگیرید. فرض کنیم مترمربعی ۸۰ کیلوگرم فولاد مصرف میکنیم (این عدد در توکیو ژاپن حداقل ۲۰۰ کیلوگرم است). بحث در اینجاست که برای تولید «یک کیلوگرم فولاد» حرارت/انرژی زیادی لازم است. در این پروسه چقدر کربن تولید میشود؟ در روند تولید یک کیلوگرم فولاد «بیش از یک کیلوگرم CO۲» وارد محیطزیست میشود! در اصطلاح carbon footprint فولاد و آسیبی که به محیطزیست میزند حیرتآور است و این یعنی «مشارکت تولید مسکن فولادی» در گرمایش جهانی. به همین شکل برای ساخت یکخانه با سازه بتنی به «سیمان» نیاز است. در پروسه تولید سیمان نیز به «حرارت بسیار بالا» نیاز است (بیش از هزار و ۲۰۰ درجه سانتیگراد حرارت). برای «یک مترمربع» خانه بتنی، چقدر کربن وارد محیطزیست میکنیم؟ و ساختوساز بتنی چقدر در گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی مؤثر بوده است؟ پژوهشها نشان میدهد که سالانه ۵/۳ میلیارد تن سیمان در دنیا تولید میشود و متأسفانه در جریان این پروسه، سالانه ۸/۲ میلیارد تن دیاکسید کربن CO۲ وارد محیطزیست میشود. حیرتآور است.
بازگردیم به بحث سازه چوبی. پژوهشگران نشان میدهند که سازه چوبی هیچیک از مضرات مذکور را ندارد. چون که چوب در طبیعت «موجود» است و برای استفاده از آن در ساختوساز، فقط انرژی محدودی در پروسه «برشکاری و آمادهسازی» مصرف میشود. این انرژی ناچیز اساساً قابلمقایسه با انرژی/حرارت بالای مورد نیاز برای تولید فولاد و بتن نیست. مضافاً اینکه سازه چوبی بعد از فرسوده شدن بهراحتی قابل بازیافت/بازگشت به طبیعت است.
نکته دیگر اینکه چوب خودش در روند تولید (و رشد درخت) کربن از طبیعت جذب کرده! علاوه بر همه موارد مذکور، «وزن تمامشده» یک طبقه ساختمان با سازه چوبی کمتر از ابنیه با سازه بتنی و فولادی است. در زمان زلزله، هرچقدر که وزن طبقه کمتر باشد، نیروی جانبی زلزله که به بنا وارد میشود کمتر خواهد بود. (چون بنا به قانون دوم نیوتن نیرو متناسب است با وزن F=ma)
با همه این اوصاف، «اگر» در کشوری دسترسی به چوب وجود داشته باشد، «باید» سازه چوبی را برای ساخت انتخاب کرد، نه سازههای فولادی یا بتنی را. این اتفاق هماکنون در ژاپن و امریکا در حال رخ دادن است و مهندسین مشاور برای سازه چوبی رجحان قائل میشوند. نکته آخر در این بحث اینکه (به دلیل وزن قطعات) نیاز به منابع انسانی (نیروی کارگر) و حتی «ماشینآلات نصب» در روند ساخت سازه چوبی کمتر از فولادی و بتنی است. سؤال اینجاست که آیا واردات چوب در کشور ما بهصرفهتر از سوزاندن گاز و منابع فسیلی برای تولید فولاد و سیمان نیست؟ آیا با این روند تغییرات جهانی، نباید ما هم استفاده از سازه چوبی را در شهرکسازیها مدنظر قرار دهیم؟