گویا قرار نیست شاهد تغییر نگاه مسئولان ورزشی کشور باشیم، نه با مدال و موفقیت، نه با گله و قهر و انتقاد و حتی مهاجرت! مرغ آقایان یک پا دارد و توجهشان را تنها یک رشته خاص به خود جلب میکند و بس.
درست در روزهایی که بار دیگر بحث پاداشهای خاص و غیرمتعارف تیم ملی فوتبال از ۶۰۰ سکه گرفته تا واردات خودرو نقل محافل ورزشی شده و صدای منتقدان را درآورده است، ناهید کیانی بابت تاریخسازی و کسب اولین مدال طلای تاریخ تکواندوی بانوان پاداشی ۵ میلیون تومانی دریافت میکند! رقمی ناچیز که انتقاد رسانهها را در پی دارد، اما تأسفبارتر از اندک پاداشی که در مراسم تجلیل از این بانوی تاریخساز تکواندوی ایران شاهد بودیم، واکنش تند مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران به دلخوری کیانی است!
جوادی بر این باور است که کیانی در انتقاد از پاداش دریافتی عجله کرده، چراکه برای نخستین بار به دستور استاندار تهران و با هدف حمایت از قهرمانان و مدالآوران استان تهران مقرر شد هر یک از دستگاههای استانی حامی مالی یکی از قهرمانان تهرانی شوند که این پیشنهاد در شورای ورزش استان تهران نیز مصوب شده است. اما گویا مدیرکل ورزش و جوانان تهران نمیداند که با حلواحلوا کردن دهان شیرین نمیشود. ضمن اینکه ورزش و ورزشکاران ایران از این قسم مصوبات کم به خود ندیده اند، نمونه آن هم مصوباتی است که در خصوص استخدادم قهرمانان وجود دارد، اما دست کمتر قهرمانی را گرفته است! تبعیض مسئولان در بین رشتههای ورزشی دیگر کارد را به استخوان قهرمانان و ورزشکاران رسانده است، بهطوریکه حالا حتی احسان حدادی که بسیاری بر این باورند بیش از هر دوومیدانیکاری به او رسیدگی میشود نیز میگوید اگر واردات خودرو برای فوتبالیستها خوب است برای دیگر ورزشکاران هم باشد. درست هم میگوید؛ چرا باید به ورزشکاران یک رشته چنین پاداشهای کلانی داده شود، اما به مدالآوران و قهرمانان سایر رشتهها نهایتاً چند میلیون تومان ناقابل، آنهم با منت بدهند؟
کیانی تا کی باید مهر سکوت بر لب میزد تا در انتقاد از پاداشی که نصیبش شده، عجله نکرده باشد؟ مگر از این قسم اتفاقات در ورزش ایران کم رخ داده است؟ مگر در یک مراسم پرطمطراق کلید یک دستگاه آپارتمان به مدالآور وزنهبرداری ایران داده نشد و پشت دوربین از او پس گرفته شد؟! مگر با ساز و دهل به یک ورزشکار پارالمپیکی پرایدی اهدا نشد که متأسفانه سرقتی بود و از او گرفته شد؟ مگر قهرمانان فوتسال بانوان آنقدر چشمانتظار دریافت پاداشهای خود ننشستند که وقتی دریافتش کردند دیگر هیچ کاری نمیشد با آن کرد؟ اتفاقاً آن زمان هم در پاسخ انتقاد ملیپوش فوتسال بانوان، او را از لیست تیم ملی خط زدند، چراکه با دلخوری گفته بود وعده پاداش را که دادند، میشد با آن یک پراید خرید، اما الان لاستیک پراید هم نمیتوان خرید!
بالاتر از طلای المپیک که نداریم، مگر مدالآور تیم ملی تیراندازی ایران در المپیک توکیو ناچار نشد برای حل مشکلات مالی خود قطعه فنی صلاحش را بفروشد؟ آیا آب از آب تکان خورد و کک آقایان گزید؟!
ورزشکاران تا چه زمان باید دندان سر جگر بگذارند تا از نظر مسئولان عجله نکرده باشند؟ آیا با صبوری و انتظار نگاه تبعیضآمیز آقایان تغییر میکند و مدالآوران، قهرمانان و تاریخسازان رشتههای دیگر هم مانند فوتبالیستها پاداش خواهند گرفت؟ بعید است، تا زمانی که آقایان مسئول طاقت شنیدن هیچ انتقادی را ندارند، امیدی به تغییر نگاه آنها و پایان دادن به این حجم از تبعیضها نیست که نیست، حتی اگر باز هم شاهد افتخارآفرینی و تاریخسازیهای امثال کیانیها باشیم.