اوضاع ورزش ایران اصلاً خوب نیست و گویا قرار هم نیست بعد از این دوران نقاهت طولانی بهبودی حاصل شود، آنهم در سال کسب سهمیه المپیک که بیشک سالی سرنوشتساز برای ورزش ایران است. عدم نتیجهگیری در مسابقات مختلف ماههاست که به یک اپیدمی در رشتههای مختلف تبدیل شده است. ناکامیهای پرتعدادی که میتواند تلنگری جدی به مسئولان ورزش کشور باشد که تا قبل از بیخ پیدا کردن کار، گامی جدی برای حل و فصل مشکلات بردارند. البته اگر نمیخواهند نتایج کسب شده اخیر در رشتههای مختلف را در بازیهای آسیایی، رقابتهای کسب سهمیه و همچنین المپیک پاریس شاهد باشیم.
سال ۱۴۰۱ در حالی به پایان رسید که شاهد سقوط آزاد دوومیدانی ایران در آسیا بودیم! ناکامیهایی که بیارتباط با عدم استعدادیابی، رسیدگی، حمایت و توجه به ورزشکاران نبود. هرچند در بین دوومیدانیکاران هرازگاهی شاهد تکموفقیتهایی توسط نفراتی، چون فرزانه فصیحی، حمیده اسماعیلنژاد و حسن تفتیان بودیم، اما برای دوومیدانی به عنوان رشته مادر با توجه به اینکه مادههای بسیاری را شامل میشود یکی، دو مدال نمیتواند معنای موفقیت را داشته باشد، خصوصاً که گله و شکایت از عدم توجه در این رشته بیداد میکند و اکثر ورزشکاران از عدم توجه و شرایط نامناسب خود انتقاد دارند. یکی از تمرین با نیزه قرضی دلخور است، دیگری توان خرید کفشهای چندده میلیونی برای دویدن را ندارد و آن دیگری از اینکه هزینههایش را پدرش به دوش میکشد شرمسار است که مجموعه این دلخوریها در کنار عدم حضور در رقابتهای مختلف و برگزاری اردوهای تمرینی کافی به دلیل مشکلات مالی باعث شده عملاً شاهد افت فاحش و غیرقابل انکار دوومیدانی ایران باشیم، بهطوریکه حتی سهمیه این تیم در بازیهای آسیایی نیز با توجه به تصمیم آقایان برای اعزام کیفی کاهش یافته است.
دوومیدانی، اما تنها رشته ناکام ماههای اخیر ورزش ایران نیست. وزنهبرداری ایران نیز اوضاع چندان مناسبی ندارد. هرچند مدیریت این رشته چند ماهی است که تغییر کرده و زمان میخواهد برای جا افتادن، اما نتایج کسب شده در رقابتهای قهرمانی بزرگسالان آسیا که گزینشی المپیک پاریس هم بود نشان از اوضاع نهچندان جالب این رشته دارد. البته وزنهبرداری ایران در جینجو کرهجنوبی بر سکوی قهرمانی ایستاد، اما عملکرد این تیم به لحاظ مدالی اصلاً جالب توجه و درخشان نبود، خصوصاً در اوزان المپیکی، به همین دلیل کسب عنوان قهرمانی نگرانکنندهتر هم بود، چراکه بیم خوابیدن در باد این قهرمانی میرود که در این صورت اوضاع به مراتب بدتر هم خواهد شد. کسب تنها دو طلا، سه نقره و پنج برنز نمیتواند نتیجه خوبی باشد و نیاز به آسیبشناسی جدی دارد، خصوصاً که وزنهبرداران ایران قبل از اعزام به کرهجنوبی خوب میدانستند کسب نتیجه در این رقابتها برای حضور در جمع ۱۰ نفر اول رنکینگ جهت جا نماندن از المپیک تا چه اندازه حائز اهمیت است.
تکواندو یکی دیگر از رشتههای حائز اهمیت ورزش ایران است که در ماههای اخیر درست مثل چند سال گذشته نتایج نگرانکنندهای کسب کرده است! رقابتهای قهرمانی جهان که در میانههای خردادماه برگزار شد جز طلای تاریخی ناهید کیانی هیچ چیز دیگری در پی نداشت! صرفنظر از داستان دوپینگی که خود جای بحث و نشان از بلبشو در این رشته دارد، نتایج کسب شده در باکو چیزی شبیه به فاجعه بود، چراکه از جمع ۱۵ تکواندوکار اعزامی به رقابتهای قهرمانی جهان در بخش آقایان و بانوان، ۱۲ نماینده کشورمان حذف شدند و تنها ناهید کیانی به گردنآویز طلا دست یافت و متین رضایی و آرین سلیمی نیز به برنز این رقابتها بسنده کردند!
بدتر اینکه از جمع شش تکواندوکار حذف شده ایران نفراتی، چون سعیده نصیری، غزل سلطانی، تینا مدانلو، زینب اسماعیلی و زهرا پوراسماعیل بدون کسب حتی یک پیروزی، در همان دور نخست از گردونه رقابتها کنار رفتند تا هیچ جای دفاعی از کاروان اعزامی به باکو نباشد!
در واقع نتایج کسب شده در باکو و همچنین مثبت شدن تست دوپینگ دو تکواندوکار قبل از اعزام به قهرمانی جهان نشان داد تیم ملی نه فقط به لحاظ فنی که به لحاظ مدیریتی نیز با مشکلات بیشماری مواجه است که عدم برطرف کردن آنها میتواند کار را برای تکواندوی ایران در هانگژو و همچنین رقابتهای کسب سهمیه سخت کند!
تیم ملی کشتی آزاد ایران نیز دیگر رشتهای بود که طی ماههای اخیر همگان را ناامید کرد! ایستادن بر سکوی سوم رقابتهای قهرمانی آسیا با کسب تنها یک طلا، یک نقره و سه برنز، آنهم در شرایطی که مدالها و امتیازهای کشتیگیران روس حساب نشد، چیزی شبیه به فاجعه بود، چراکه تیم ملی کشتی آزاد ایران با ۲۹ قهرمانی در ۳۵ دوره گذشته در قزاقستان در شرایطی سوم شد که تنها چهار امتیاز با مغولستان (تیم چهارم) فاصله داشت!
نتیجه کسب شده از سوی آزادکاران نگرانیهای بسیاری را برای جامعه کشتی و حتی جامعه ورزش کشور ایجاد کرد، چراکه کشتی و وزنهبرداری از جمله رشتههایی هستند که همواره در رقابتهای مهمی، چون المپیک و بازیهای آسیایی جور دیگر رشتهها را میکشند و مدالآوری آنها نقش تعیینکنندهای در جایگاه ایران در جدول ردهبندی دارد.
در ادامه ناکامیهای رشتههای مختلف، این روزها شاهد عدم نتیجهگیری والیبال ایران در لیگ ملتها هستیم. تیم ملی والیبال ایران در حالی روز گذشته هفته دوم لیگ ملتها را به پایان برد که نتوانست عملکرد قابل قبولی از خود ارائه دهد و حریفانش را یک به یک با شکستهای پیدرپی پشت سر گذاشت، بهطوریکه در هفته نخست تنها برابر چین که در والیبال حرفی برای گفتن ندارد به برتری رسید و در هفته دوم نیز شکستهای سنگینی را مقابل ایتالیا و امریکا متحمل شد و با این شرایط بهتر آن است که کارشکنی امریکاییها برای صدور ویزای ملیپوشان ادامه پیدا کند تا به این بهانه هم که شده تیم ملی از رفتن به امریکا سرباز زند تا شاهد تکرار نتایج ضعیف هفته اول و دوم در هفته سوم نباشیم.
مسئله عدم نتیجهگیری یا ناکامی یکی، دو رشته نیست. مسئله این است که طی ماههای اخیر کمتر رشتهای موفق به کسب نتایج قابل قبول شده و این نشان از وخامت اوضاع ورزش کشور دارد نه یکی، دو رشته خاص! اوضاع نابسامانی که عوامل مختلفی در آن دخیل است؛ از بیتوجهی و نبود امکانات کافی گرفته تا بودجه اندک و لغو اردوها و اعزامها به دلیل مشکلات مالی و اعزامهای کیفی. ورزش ایران در سال کسب سهمیه المپیک اوضاع خوبی ندارد و این را ناکامیهای پیدرپی در رشتههای مختلف به خوبی ثابت میکند، اما آیا عدم نتیجهگیریهای اخیر در رشتههای مختلف میتواند نگاه مسئولان را به خود جلب کند تا قدمی برای حل این معضل بردارند؟