در روزگاری که مدیریت بخشهای مختلفی از زندگی به دست پلتفرمها سپرده شده است، به احتمال زیاد شما از خدمات ارائهدهندگان حمل و نقل شهری استفاده کردهاید.
القصه که این روزها مواردی شنیده و دیدهایم که رانندگان حاضر در این پلتفرمها به محض رسیدن به نقطهای که مسافر تعیین کرده، از مسافر تقاضای لغو سفر کرده یا خود به لغو سفر مبادرت میورزند. چرا؟ چون اینگونه تمام کرایه به جیب راننده میرود و سهم شرکتی را که زیر بیرق برندش کار میکند، میپیچاند. شاید به لحاظ اخلاقی و شرعی، چنین کاری مذموم، قبیح و حتی حرام باشد، اما انگیزههای سودجویانه، حتماً آن را توجیهپذیر میکند، لکن مسئله اصلی این نیست. گره اصلی ماجرا آنجاست که راننده به محل مورد نظر مسافر میرسد، ولی مسافر خودش ابتدائاً بیآنکه راننده از او تقاضا کرده باشد، سفر را لغو و بعد از رسیدن به مقصد، تمام کرایه تعیین شده را تقدیم راننده میکند. اینجاست که سؤال پیش میآید: چرا مسافر چنین کاری میکند در حالی که هیچ انگیزه سودجویانهای پشت این رفتار نیست؟ اگر مسافر و راننده با یکدیگر تبانی میکردند که مسافر بابت لغو سفر، کرایه کمتری بپردازد، توجیهی وجود داشت، اما در جایی که مسافر هیچگونه تبانی نکرده و کرایه را تمام و کمال میپردازد، باید پرسید چرا و به چه دلیل؟
به نظر میرسد ریشه چنین اقدامی را باید در فرهنگ و روحی جستوجو کرد که بر جامعه ایرانی- اسلامی حاکم است؛ فرهنگ و روحی که در افراد جامعه گرایش و احساسی منفی نسبت به تجمیع مال و تراکم ثروت در یک نقطه (بدون استحقاق) ایجاد میکند، یعنی یک انسان ایرانی، متأثر از فضای اخبار و اطلاعات موجود در جامعه (درست یا غلط)، گمان میکند صاحبان آن شرکت و مالکان آن پلتفرم، بدون هیچ گونه تلاش درخوری سود فراوانی میبرند و سهمی غیرمنصفانه از کار و تلاش یک راننده بینوا برمیدارند. آن گرایش منفی نسبت به هرگونه سرمایهداری و پول روی پول گذاشتن، به علاوه این بینش موجود نسبت یک شرکت و پلتفرم، انسان ایرانی را مصمم در یافتن راهی میکند تا وضعیت ناعادلانه موجود را برهم بزند.
اینجاست که وجود یک روحیه عدالتخواهانه رفتاری را روا میدارد که به حسب اخلاق فردی، خلاف و از منظر حقوق، تخلف حساب میشود. تزاحمی عجیب و تأملبرانگیز! اینجاست که باید از نو اندیشید که کدام را به نفع دیگری فیصله دهیم؟