کارگردان مستند جنجالی «اینک هستهای» این اثر را کاری فراتر از باور توصیف و به این اشاره کرد که هیچ شرکتی در هالیوود نمیخواست این کار را بسازد. الیور استون که در رومانی به سر میبرد تا جایزه یک عمر دستاورد جشنواره فیلم ترانسیلوانیا را دریافت کند، پیش از دریافت این جایزه با ورایتی به بحث نشست و در مورد مقاومت طولانیمدت هالیوود در برابر انرژی هستهای صحبت کرد. کارگردان ژانر سیاسی سینمای مستقل امریکا با یاد کردن از فیلمهای ترسناکی مانند «سندروم چین» و «سیلکوود» تا شوکهای وحشتناک دهه ۱۹۵۰ درباره حشرات غولپیکری که تحت تابش اشعه قرار گرفتهبودند، از ابرهای قارچی شکل گفت که به ترس ناخودآگاه امریکاییها بدل شدهاند.
ورایتی در اینباره مینویسد: اگر چه نابجا خواندن این ترسها پس از وحشتی که هیروشیما ایجاد کرد، دشوار است، اما استون اصرار دارد به انرژی هستهای به شکلی ناعادلانه توهین شدهاست و استدلال میکند که این نوع انرژی نهتنها پاک، فراوان و امن است، بلکه شاید بهترین امید بشر برای جلوگیری از فاجعه آب و هوایی قریبالوقوع باشد. او میگوید: من انرژی هستهای را دوست دارم، چون میشود با آن صبحانه خورد، اما آنها (در هالیوود) انرژی هستهای را دوست ندارند، زیرا آنها را میترساند. البته نشریه امریکایی ورایتی ترجیح میدهد دفاع استون از انرژی هستهای را با دفاع از بمب هستهای برابر بگیرد، در صورتی که واضح است کارگردان امریکایی دقیقاً از چه چیزی صحبت میکند. این کارگردان روند ساخت مستند «اینک هستهای» را کاری فراتر از باور توصیف کرد و گفت: بارها هر کسی که به او گوش میداد، این طرح را رد کرد، حتی در بدو تولد رد شد. وی تأکید کرد: بدون تأمین مالی هیچ شرکتی نمیخواست این کار را انجام دهد و بدون نتفلیکس امکان ساختهشدنش نبود. آخرین فیلم او، مستندی در دفاع از انرژی هستهای با عنوان «اینک هستهای» است که اوون گلیبرمن از ورایتی پس از نمایش آن فیلم در جشنواره فیلم ونیز سال پیش، از آن به عنوان سندی «به شدت متقاعدکننده که باید دید» یاد کردهبود.
سینما یا بازی ویدئویی!
استون مانند اسکورسیزی به سینمای عامهپسند هالیوود نقد دارد و برای مثال از «جان ویک ۴» صحبت میکند که آن را در هواپیما دید و دربارهاش معتقد است: فکر میکنم فراتر از باور منزجرکننده است. چندشآور است. من نمیدانم مردم چطور تماشا میکنند. کیانو ریوز در فیلم لعنتی سوم، ۴۰۰ نفر را میکشد و به عنوان یک رزمیکار باید به شما بگویم، هیچ یک از آنها قابلباور نیست. میدانم که این یک فیلم است، اما بیشتر از یک فیلم به یک بازی ویدئویی تبدیل شدهاست.
وی در ادامه گفت: شاید مخاطب بازی ویدئویی را دوست داشتهباشد، اما من از آن خسته میشوم. چند تا ماشین ممکن است تصادف کند؟ چند شیرین کاری میتوانید انجام دهید؟ فرق یک فیلم «سریع و خشمگین» با چند فیلم دیگرش چیست؟ فقط یکی پس از دیگری ساخته میشود. چه یک شخصیت فوق بشری مارول باشد یا فقط انسانی مانند جان ویک، هیچ تفاوتی ندارد. باورکردنی نیست.
با این حال، استون میگوید شکایتی ندارد و میافزاید: من ۲۰ فیلم بلند ساختهام، شاید قبل از رفتن بیست و یکمی را هم بسازم. این خوب است و البته یک سوژه در ذهن دارم، اما قصد ندارم به شما بگویم که چیست.
ورایتی مینویسد: شاید استون از سیستم استودیویی ناامید شده باشد، شاید هم آن سیستم از برداشتهای او خسته شدهباشد. او میگوید: هر چه سنم بیشتر شد، بیشتر عصبانی شدم، نه کمتر. من یک پسر معمولی بودم. میخواستم دوستم داشته باشند، اما فهمیدم نمیتوانم دوست داشته شوم. در سالهای اخیر او به جای فیلمهای داستانی این کارگردان با مستندهایی از جمله «بازدید مجدد جیافکی»، «مصاحبههای پوتین» و «اسنودن» بستری برای ابراز دیدگاههای سیاسیاش پیدا کردهاست.