حسن باویر در کانال تلگرامی خود به اشتراک گذاشت: در نیم قرن اخیر با توجه به شرایط ویژه جهان، همه چیز دستخوش دگرگونی، تغییر و تحول است از جمله مفاهیم واژهها پیدایش مفهومی به نام جنگ نرم نیز یکی از این تحولات است. جنگ نرم شیوه جدیدی است که طی آن یک اقدامکننده بدون استفاده از زور به خواستههایش جامه عمل میپوشاند. جنگ نرم مستلزم برخـورداری از قدرت نرم است و قدرت نرم خود دارای دو توانمندی ویژه است: «جذب و متقاعدسازی» و «ارضای ایدئولوژیکی مخاطب» نبرد ادراکی، جنگ شناختی، جنگ نرم، پروپاگاندا، جنگ رسانهها و نبرد رسانهای، تمام این عبارات هر یک به نوعی بر مفاهیم نگرش و تفکر افراد جامعه و مدیریت افکار عمومی دلالت دارد و در سطحی بالاتر همان مفهوم کلی هدایت و گمراهی است که در قرآن و کتب آسمانی به آن اشاره شده است. سیاستگذاران پنتاگون و سیا در ایالات متحده بـا بهکارگیری سه راهبرد «دکترین مهار»، «نبرد رسانهای» و «ساماندهی نافرمانیمدنی» اتحاد شوروی را به فروپاشی و شکست واداشتند. این راهبرد بعدها در مناطق مختلف و علیه دیگر مخالفان امریکا از جمله جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه ادامه پیدا کرد. مارک پالمر، یکی از راهبردشناسان معروف امریکا، صراحتاً با ایده تهـاجم نظـامی علیـه جمهوری اسلامی ایران مخالفت و اعلام کرده ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیـت جمعیت، کیفیت نیـروی انسـانی، امکانـات نظـامی، منـابع طبیعـی سرشـار و موقعیـت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و نظام بینالملل به قدرتی کمنظیر تبدیل شده که دیگر نمیتوان با یورش نظامی و جنگ نظامی با آن به مقابلـه پرداخـت، بلکـه تنهـا راه مقابله با نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیسمهای جنـگ نـرم و اسـتفاده از فنـون عملیات روانی تبلیغاتی با استفاده از سه تاکتیک «دکترین مهار، نبرد رسانهای و سـاماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی» است که آن را پروژه دلتا نام نهادند. از جمله بندهای مهم این پروژه در تاکتیک نبرد رسانهای این است: «باید شبکههای متعدد رادیو تلویزیونی برای ایرانیان تدارک دید و پیامهای خود را با پیشرفتهترین تکنولوژیهای روز به دست مردم ایران برسانیم.» اکنون آیا همه ما با «سواد رسانهای» به عنوان مهمترین سلاح دفاعی در این جنگ نباید مجهز شویم؟!