حرف از تیم امید که میشود، چیزی جز بلاتکلیفی به یادمان نمیآید. سرنوشت تیم فوتبال زیر ۲۳ سال ایران برای هیچ کس مهم نیست، به ویژه برای فدراسیون پرستاره که همیشه ادعای مدیریت حرفهای دارد. حرف از تیم امید که میشود، چیزی جز بلاتکلیفی به یادمان نمیآید. سرنوشت تیم فوتبال زیر ۲۳ سال ایران برای هیچ کس مهم نیست، به ویژه برای فدراسیون پرستاره که همیشه ادعای مدیریت حرفهای دارد. در روزهایی که باید برای امیدها برنامهریزی میشد و همانند سایر رقبا به دنبال برگزاری اردو و بازی تدارکاتی میبودیم، آقایان زمان طلایی آمادهسازی را به بهانه معرفی کادرفنی جدید از دست دادند و حالا تلاش میکنند حضور در تورنمنت غرب آسیا را یک دستاورد بزرگ جلوه دهند، در حالی که اصل ماجرا مسابقات مهم آسیایی و کسب سهمیه المپیک است و برای موفقیت در این رقابتها به معجزه نیاز داریم.
اتلاف وقت فدراسیون فوتبال برای معرفی سرمربی جدید، اقدامی غیرحرفهای و فرسایشی بود که دودش مستقیماً به چشم تیم امید خواهد رفت. آقایان خیالشان راحت است از اینکه بابت نتایج امیدها در بازیهای پیشرو پاسخگوی هیچکس نخواهند بود و در نهایت با چند مصاحبه قضیه را فیصله خواهند داد، در نتیجه اهمیتی برایشان ندارد در بازیهای آسیایی چه آیندهای برای تیم عنایتی رقم بخورد و حسرت المپیکی شدن فوتبال ایران به بیش از ۵۰ سال برسد. مهدی تاج و مشاورانش برای تعویق انتخاب سرمربی اول جامجهانی را بهانه کردند، بعدش انتخاب جانشین کیروش و پس از آن هم اتمام لیگبرتر! همه این بهانههای واهی باعث شد زمان طلایی آمادهسازی از دست برود. بعد از وقتکشیهای کشنده، رضا عنایتی با نظر مستقیم امیر قلعهنویی سکاندار امیدها شد تا او نیز فرصت نشستن روی صندلی داغ این تیم را پیدا کند. انتخاب عنایتی حرفوحدیثهای زیادی به همراه داشت و نداشتن تجربه کافی از جمله انتقادهای وارده به اوست. عنایتی در پاسخ به منتقدانش گفت گزینههای دیگر و مربیان قبل از او نیز تجربه بینالمللی نداشتهاند. اما توضیح او هم تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیکند چراکه سرمربی امیدها حتی در لیگبرتر نیز کارنامه قوی ندارد. علاوه بر این نقش قلعهنویی در تعیین سرمربی امیدها هم حاشیه دیگری برای این تیم است، ضمن اینکه بلاتکلیفی کاروان ورزش کشور برای اعزام به بازیهای آسیایی را نیز باید به این حواشی اضافه کرد. حتی اولتیماتومهای وزیر ورزش و کمیتهملی المپیک برای تعیین سرمربی نیز راه به جایی نبرد و فدراسیون آنقدر صبر کرد تا پس از اتمام لیگ گزینه نهایی را اعلام کند. عجیب اینکه مسئولان ارشد ورزش به شدت بر اعزام تیم بلاتکلیف امید اصرار داشتند و حتی تعلل و بیاحترامی فدراسیون فوتبال نیز نتوانست نظرشان را تغییر دهد.
از حواشی که بگذریم، میرسیم به اصل ماجرا؛ از تیم امید چه انتظاری باید داشته باشیم؟ تیمملی زیر ۲۳ سال فوتبال کشورمان طی هفتماه ماجراجوییهای بزرگی در پیش خواهد داشت؛ ابتدا مسابقات مقدماتی جامملتهای آسیا (۱۳ تا ۲۱ شهریورماه)، پس از آن بازیهای آسیایی هانگژو (اول مهرماه آغاز خواهد شد) و رقابتهای قهرمانی آسیا و در نهایت انتخابی بازیهای المپیک پاریس (۲۷ فروردین تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳).
در مقدماتی جامملتها با ازبکستان، افغانستان و هنگکنگ همگروه هستیم و باتوجه به شرایط فوتبال ما و همچنین رقبا، پیشبینیها حاکی از این است که احتمالاً مشکلی برای صعود به مرحله نهایی نخواهیم داشت، اما بازیهای آسیایی مسابقات هانگژو یک سال به تعویق افتاده و انتظار میرود کاروان ایران نتایج خوبی کسب کند. از آخرینباری که تیم فوتبالمان در المپیک آسیایی روی سکو ایستاد ۱۶ سال میگذرد. امیدها در بازیهای ۲۰۰۶ دوحه با شکست کرهجنوبی مدال برنز را به دست آوردند، اما از آن به بعد چیزی جز ناکامی عایدمان نشده است. مناف هاشمی، دبیرکل کمیتهملی المپیک در اظهارنظری مدعی شده قلعهنویی و عنایتی هم قول کسب جایگاه در بازیهای آسیایی را دادهاند و هم قول سهمیه المپیک، اما سرمربی تیم امید صراحتاً اعلام کرد اگر شرایط مثل قبل باشد، قول هیچ موفقیتی را نمیدهد!
عنایتی درست میگوید، اگر قرار باشد شرایط مثل گذشته باشد که هست، نه تنها نمیتوان قول موفقیت داد بلکه باید منتظر نتایج ضعیف و ناکامیهای جدید هم باشیم. کافی است نگاهی به چندماه بلاتکلیفی و برنامهای که برای تیم امید در نظر گرفته شده است، داشته باشیم. در روزهایی که فدراسیون میتوانست سرنوشت کادرفنی را معلوم کند، ترجیح داد تیم در بلاتکلیفی بماند و بازی با اسامی را به راه بیندازد، در صورتی که میتوانستند با انتخاب بموقع سرمربی، زمان را از دست ندهند و برای برنامهریزی و انجام بازی تدارکاتی وقت کافی داشته باشند.
جدا از بحث کادرفنی، هنوز مدت زیادی از شروع کار عنایتی در تیم امید نمیگذرد، اما سرمربی از هماکنون میداند که در شهریورماه نمیتواند از سه تیم لیگ برتری بازیکن بگیرد. عنایتی تازه فقط به سه تیم اشاره کرده و با شروع فصل جدید لیگ اصلاً معلوم نیست سایر تیمها به امید بازیکن بدهند یا ندهند. این مسئله بارها در گذشته تکرار شده و زور فدراسیون نیز عملاً به باشگاهها نرسیده است. اگر قرار باشد طبق روال سابق باشگاهها برای تیم امید ناز کنند، از هماکنون باید فکر چاره بود، البته آقایان مدعی شدهاند امسال برنامههای لیگ با برنامههای امیدها هماهنگ است و این مسئله تنشها را کاهش خواهد داد، اما این حرف فعلاً در حد یک ادعاست و وقتی زمانش برسد، واقعیت آن روشن خواهد شد.
همه چیز مثل همیشه است و تغییری دیده نمیشود؛ از وقتکشی برای تعیین کادرفنی گرفته تا ضعف پیدا کردن حریف تدارکاتی. با تداوم این وضعیت چطور میتوان انتظار موفقیت از تیم امید داشت؟ واقعیت این است که برای فدراسیون فوتبال تنها تیم بزرگسالان مهم است و بس. در واقع تیمهای پایه کمترین توجهات را به خود میبینند و زمان مسابقات که فرا میرسد، همه یاد ردههای سنی میافتند. غیبت فوتبال در بازیهای المپیک به پنج دهه رسیده و این یک ناکامی بزرگ برای ورزش کشور محسوب میشود. در این سالها مربیان مختلفی آمده و رفتهاند و همگی در شکستن این طلسم ناکام بودهاند. علتش هم عدممدیریت صحیح، حرفهای و برنامهریزی شده است. مدیری که برای انتخاب سرمربی ماهها همه را سرکار میگذارد، قطعاً نمیتواند تأثیری در نجات تیم امید داشته باشد، جدا از این آقایان میخواهند در زمان اندک موفقیتهای بزرگ کسب کنند و آن را به پای مدیریت خود بنویسند، در حالی که مدعیان آسیا برای رسیدن به صدر قاره و گرفتن سهمیه المپیک برنامهریزی طولانیمدت دارند، روی تیمهای پایه سرمایهگذاری میکنند و برای آنها بهترین امکانات را در نظر میگیرند.