نهیلیسم و رسیدن انسان به بنبست پوچی که نتایج و تبعات مختلف فردی و اجتماعی را به جامعه تحمیل میکند، از زمره دردهایی است که بسیاری برای رهایی از آن، نسخه معنویت و معناگرایی را تجویز میکنند تا با شکل دادن به «انسان در جستوجوی معنا» شکل زندگی را تغییر دهند.
در این میان واژه «معنویت» به دلیل آنکه دارای ابعاد مختلفی است، به مصادره مکاتب گوناگون درآمده و در مواردی از نسخهای نجاتبخش به ضد خود بدل گشته و تبعات و آسیبهای دیگری را به بشر تحمیل کرده است، از اینرو بررسی ابعادی از «معنویت» مانند توحیدی یا اساطیری بودن معنویت و همچنین معنویت صادق و کاذب، برای شناخت نسخه حقیقی شفابخش انسان ضرورت دارد.
معنویت صادق و کاذب به دو معنا به کار میرود:
الف) سنجش صدق و کذب یک معنویت با معیار علمی و عقلی.
در این معنا معنویت صادق، معنویتی است که مطابق واقع باد، و براهین عقلی یا مکاشفات رحمانی صدق آن را تأیید کند. مانند توحید که موافق برهان است. معنویت کاذب هم اعتقاد به حقایق مافوق طبیعی به گونهای خلاف واقع است. این نوع معنویت که با عقاید خرافی درآمیخته، موافق برهان عقلی و نقلی و مکاشفات صحیح نیست، مانند باورهای مشرکانه و اساطیری.
ب) سنجش صدق و کذب یک معنویت بر اساس موافقت یا مخالفت رفتار با اعتقاد یا عمل با علم. در این معنا، هرگاه رفتار و گرایش عملی فرد با باورها و اعتقادات معنوی او هماهنگ باشد، در اظهار ایمان خود صدق و اخلاص دارد و هرگاه بُعد رفتاری او موافق باور و اعتقاد معنویاش نباشد، مثل اینکه به رغم تصدیق حقایق و آرمانهای معنوی جهتگیری عملی او صورتی دنیوی داشته باشد، معنویت وی کاذب است. انسان فاسق گرفتار معنویت کاذب به این معناست، زیرا او به رغم اینکه به لحاظ نظری دارای باور دینی است، به لحاظ عملی مخالف آن رفتار مینماید. مدینه فاسقه در بیان فارابی نیز به همین معنا در سطحی فرهنگی دارای معنویتی کاذب است.
منافق نیز از معنویت کاذب به معنای دوم آن برخوردار است، زیرا به رغم آنکه به لحاظ رفتاری گرایش دنیوی دارد، در بعد نظری، رفتار خود را برای دیگران توجیه معنوی میکند.
در فاسق بین رفتار با اعتقاد فرد فاصله است و در منافق بین رفتار و انگیزه فرد با باور اعتقادی که اظهار میدارد اختلاف است، هرچند بین رفتار و اعتقاد باطنی منافق اختلافی نیست چرا که او در باطن خود باوری معنوی ندارد تا معنویت از طریق رفتارش تکذیب شود. توجه به معیارهای سنجش معنویتها میتواند ما را از گرفتاری در دام معنویتهای کاذب خلاصی بخشد.
* برگرفته از کتاب رنسانس دینی و سکولاریسم پنهان