پرونده مردی که از ۱۲ سال قبل به اتهام قتل در شهرستان ورامین بازداشت و به قصاص محکوم شدهاست، با پیدا شدن قاتل اصلی در دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد. اردیبهشت ماه سال ۹۰ بود که مأموران پلیس ورامین از جریان نزاع خونین در یکی از محلههای شهر با خبر و در محل حاضر شدند. بررسیها نشان داد یکی از شرکتکنندگان در نزاع که محمد نام داشت با چاقو هدف قرار گرفته و به علت شدت جراحت جانش را از دست دادهاست. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات پلیس برای بازداشت عامل قتل به جریان افتاد. مأموران در جریان بررسیهای میدانی مردی را به نام شهرام بازداشت کردند. او وقتی مورد تحقیق قرار گرفت، گفت که نقشی در ارتکاب قتل نداشته و هنگام حادثه چاقو نداشته و ضربهای هم به مقتول وارد نکردهاست. دفاعیات وی، اما از سوی بازپرس پذیرفته نشد تا اینکه بازپرس وی را به اتهام قتل مجرم شناخت و کیفرخواست علیه وی صادر و پرونده برای بررسی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی به پرونده اولیایدم گفتند که خواستهشان قصاص است و حاضر به گذشت نیستند. متهم وقتی مقابل هیئت قضایی قرار گرفت، بار دیگر اتهامش را انکار کرد و گفت مرتکب قتل نشده و بیگناه است. دفاعیات وی، اما از سوی هیئت رسیدگیکننده پذیرفته نشد و او به قصاص محکوم شد. رأی صادر شده با اعترض متهم در دیوان عالی کشور بررسی شد. اعتراض متهم مورد قبول قرار گرفت و قضات رسیدگیکننده با نقض رأی صادر شده پرونده را به شعبه همعرض ارجاع دادند. در دومین دور از رسیدگی به پرونده اولیایدم بار دیگر گفتندکه خواستهشان قصاص متهم است. شهرام وقتی مقابل هیئت قضایی قرار گرفت بار دیگر گفت که نقشی در ارتکاب قتل نداشتهاست. دفاعیات وی این بار هم از سوی هیئت رسیدگیکننده پذیرفته نشد و متهم بار دیگر به قصاص محکوم شد. یک سال قبل و در حالی که متهم بار دیگر در یک قدمی قصاص قرار گرفتهبود مردی ۴۰ ساله با مراجعه به اداره پلیس خودش را قاتل معرفی کرد. متهم که مهدی نام داشت، گفت وقتی حادثه نزاع رقم خورد، من به طرف محمد چاقو پرتاب کردم و او را هدف قرار دادم. بعد از حادثه از محل فرار کردم و منتظر بودم که مأموران پلیس به دنبالم بیایند و من را بازداشت کنند. مدتی که گذشت، فهمیدم مردی به نام شهرام بازداشت شدهاست که خیالم راحت شد او به جای من دستگیر شدهاست و دیگر پلیس به سراغم نمیآید تا اینکه فهمیدم شهرام محاکمه و به قصاص محکوم شدهاست. من عذاب وجدان و تصمیم گرفتم خودم را به پلیس معرفی کنم. با وجود اینکه ترس زیادی داشتم، با این حال به اداره پلیس رفتم و حقیقت را گزارش دادم. بعد از کامل شدن تحقیقات، بازپرس مهدی را مجرم شناخت و کیفرخواست علیه وی صادر کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
بعد از اینکه قاضی رسمیت جلسه را اعلام کرد، اولیای دم به دادگاه گفتند که خواستهشان این است که قاتل اصلی شناسایی و قصاص شود. بعد از آن شهرام در جایگاه قرار گرفت و گفت من ۱۲ سال است که فریاد میزنم بیگناهم، اما کسی صدای من را نمیشنود. با وجود اینکه به قصاص محکوم شدهبودم، اما کسی حرف من را باور نداشت. من اصلاً در آن دعوا چاقو نداشتم و هر چه روی حرفم اصرار کردم، فایده نداشت. ۱۲ سال از زندگیام را در زندان سپری کردم، بدون اینکه مرتکب قتل شده باشم. از دادگاه میخواهم که من را آزاد کند.
در ادامه مهدی در جایگاه قرار گرفت و گفت: بعد از حادثه من چندبار تصمیم داشتم خودم را معرفی کنم، اما هر بار ترسیدم تا اینکه سرانجام تصمیم گرفتم تاوان کاری را که کردهام، پس بدهم، برای همین وقتی دیدم فرد دیگری به جای من قرار است قصاص شود، خودم را تسلیم کردم.
قاضی از متهم سؤال کرد اگر شهرام به جای تو قصاص میشد، ناراحت نمیشدی؟
متهم جواب داد من نمیدانم که ضربهای که من به مقتول وارد کردم باعث مرگش شدهباشد. من فقط یک ضربه به او زدم و اگر ضربات دیگری به وی وارد شدهاست، آن را من وارد نکردهام.
هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهمان و وکلای آنها وارد شور شد.