کد خبر: 1163033
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۱:۲۰

برخلاف آنچه نزد پاره‌ای اشخاص معروف شده است، شاهنامه یک کتاب ضدزن نیست. در دوران پهلوانی از سودابه که چشم بپوشیم، هیچ زن هوس‌بازی دیده نمی‌شود، برعکس تعدادی زن بسیار بزرگوار هستند که نظیر آن‌ها را از حیث رنگارنگی و دلاویزی در آثار دیگر فارسی نمی‌توانیم پیدا کنیم. اکثر زنان شاهنامه که در کتاب زن در شاهنامه به آن اشاره شده است، نمونه بارز زن تمام‌عیار هستند و در عین برخورداری از فرزانگی، بزرگ‌منشی و حتی دلیری از جوهر زنانه نیز به نحوی سرشار بهره‌مندند. زنانی، چون تهمینه و فرنگیس و جریره و منیژه و گردآفرید هم عشق برمی‌انگیزند و هم احترام را، هم زیبایی بیرونی دارند و هم زیبایی درونی، حتی زنان بیگانه‌ای که با ایرانیان پیوند می‌خورند برخلاف مردان‌شان از صفات عالی برخوردارند. (جز سودابه)
اینان، چون به ایران می‌پیوندند به یک باره از سرزمین اجدادی خود دل می‌برند و از دل و جان ایرانی می‌شوند و در تمام مسائل جانب ایران را می‌گیرند. نکته‌ای که در قسمت اساطیری شاهنامه بیشتر به چشم می‌آید، این است که اکثر زنان پرآوازه، خارجی هستند. سیندخت و رودابه کابلی هستند، فرنگیس و جریره و منیژه و تهمینه تورانی‌اند و کتایون زن گشتاسب، رومی است. تنها زنی که باعث بدنامی و حقارت زنان شاهنامه شد سودابه است اهل هاماوران. رستم در مورد اوست که پس از کشته شدن سیاوش خطاب به کی کاووس می‌گوید:
کسی کاو بود مهتر انجمن/ کفن بهتر او را ز فرمان زن
سیاوش به گفتار زن شد به باد/ خجسته زنی کاو ز مادر نزاد.
اما زن خوب در شاهنامه، زیبایی بدن را با زیبایی روح، رعنایی را با آهستگی و شرم همراه دارد. زنان در شاهنامه مانند دیگر مظاهر انسانی آن کتاب والایی و کمال دارند. زن نژاد و اصیل ایرانی در تمام شاهنامه صفات متعالی دارد؛ زیباست، قد بلند است، مشک موی، کمان ابرو، کمند گیسو، سیمین قلم، غنچه لب، گلرخ، سیم ساق، سیمین ساعد، نرم اندام، در عین حال خویشتندار، خردمند و پارسا و با پاکی سرشته شده است.
محمدحسین مجدم در کتاب «زن در شاهنامه» به تمام‌عیار بودن زنان شاهنامه اشاره دارد و آن‌ها را نمونه‌ای بارز از زنان تاریخ می‌داند. زنان شاهنامه از فرزانگی، بزرگ‌منشی و حتی دلیری برخوردارند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگ‌ترین شاعر حماسه‌سرای ملی ایران و استاد بی‌همتای شعر پارسی و یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌سرایان جهان در نیمه اول قرن چهارم هجری به دنیا آمد. وی نخستین سراینده‌ای است که برای زنده کردن و جاودانه ساختن مفاخر ایران و ایجاد غرور ملی در دل‌های پاک فرزندان این مرز و بوم به شوق و ارادت کوشیده و رنج برده است (تاریخ ادبیات ایران).
پدر فردوسی از دهقانان و دارای رفاه و ثروت بوده است، روستای باژ از‌آن او بوده یا در آن زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها و ستور و دام داشته است... وی به تربیت فرزند علاقه داشته، او را به مکتب فرستاده یا برای او معلم به خانه آورده است و چنین برمی‌آید که فردوسی مدتی از روزگار کودکی و جوانی را در تحصیل دانش گذرانده بود و علاوه بر تاریخ و ادب فارسی از ادبیات عرب و علوم دینی نیز آگاهی‌هایی داشته است. فردوسی ظاهراً در اوان قتل دقیقی (حدود ۳۶۸، ۳۶۷-ق) به نظم داستان‌های قدیم ایران پرداخته و از جمله «بیژن و گرازان» داستان رستم و سهراب، داستان اکوان دیو و داستان‌های مأخوذ از سرگذشت بهرام گور را جداگانه به نظم درآورده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار