محمدرضا زوار، سرمربی سابق تیم جوانان و نوجوانان
عملکرد تیمملی ایران در مسابقات جهانی در بخش مردان باید در دو بخش کمی و کیفی مورد ارزیابی قرار بگیرد. تیم ما با ترکیب کامل به باکو اعزام شد و از این بابت مشکلی نداشت، ضمن اینکه تیم مردان از جمله میرهاشم حسینی، فرزان عاشورزاده و برخورداری تجربه خوبی از رویدادهای گذشته داشتند. این تجربیات میتوانست در کسب نتیجه ایدهآل و خوب کمک کننده باشد. متأسفانه نفرات باتجربه ما دستشان از مدال بازماند. از بین هشت ملیپوش تنها دو نفر رفتن روی سکوی جهانی را تجربه کردند و رنگ مدالشان نیز برنزی بود. معتقدم از نظر فنی، جسمی و روحی اعضای تیم آمادگی لازم را برای کسب مدال طلا در این دوره نداشتند، به همینخاطر انتظارات برآورده نشد. نتایج گویای همه چیز است و نشان دهنده ناکامی و شکست تیمملی است. در کنار این ناکامی باید به حضور جوانان هم اشاره کرد. جوانان حاضر در این دوره مسابقات جهانی اگر درست هدایت شوند و برای آنها برنامهریزی داشته باشیم، قطعاً در آینده میتوانند کمک حال تیمملی باشند و بار مدالآوری را به دوش بکشند. در شرایط فعلی باید به این نکته توجه داشت که بحث سهمیه المپیک وجود دارد. باید شرایط موجود را در نظر گرفت. در گرندپریهای گذشته میشد امتیاز کسب کرد و ارتقای رنکینگ داشته باشیم، فدراسیون نفرات را اعزام نکرد. این تصمیمات آسیب بزرگی به رنکینگ بچهها زد و در واقع دیر شروع کردیم، به همین خاطر کسب سهمیه از طریق رنکینگ فدراسیون جهانی برای ما میسر نخواهد بود. فقط در بخش بانوان ناهید کیانی است که شانس گرفتن سهمیه را دارد، ولی امیدی به بخش آقایان نمیتوان داشت. تنها امیدمان به گرنداسلم هاست و امیدواریم آرین سلیمی در این بخش موفق باشد. دو سهمیه قارهای میتوانیم بگیریم و رسیدن به این مهم نیز نیاز به بررسی و مطالعه دقیق دارد. باید ببینیم در کدام اوزان شرایطمان بهتر است چراکه نفر اول و دوم هر وزن سهمیه المپیک پاریس را خواهد گرفت. با شناخت کامل باید نفرات را به مسابقات کسب سهمیه اعزام کنیم. موفقیت یا ناکامی هر تیمی متوجه کادرفنی تیمهای ملی است چراکه تیم با تفکرات سرمربی و دستیارانشان بسته و اعزام شده است. همچنین تمرینات و آمادهسازی با نظر مستقیم کادرفنی بوده است. فدراسیون و وزارت ورزش شرایط را برای اعزام به مسابقات بینالمللی فراهم کرد، به همینخاطر بچهها تجربه خوبی داشتند، از این رو انتظار میرفت نفرات به خوبی آنالیز میشدند و نقاط ضعف و قوتشان را شناسایی میکردیم، منتها در جهانی باکو هیچ تغییر تکنیکی و تاکتیکی در بچهها ندیدیم. حریفان نیز از سوی حریفان آنالیز شدیم. آن دو مدال را هم در اوزانی گرفتیم که حریفان کمترین شناخت را از ما داشتند. تکواندو با علم روز پیش میرود و باید از مربیان موفق در بحث آنالیز استفاده بیشتری شود. کادرفنی باید با تمرکز و ممارست بیشتر تیم را اعزام میکرد.
احساس میکنم تمرینات تیمملی باید بهروزتر شود و سیستم بدنسازی تغییر کند. به نظر میرسد تجربه دستیاران سرمربی برای مدیریت شرایط سخت کافی نبود. حواشی قبل از اعزام به مسابقات جهانی یک سوءتدبیر بود. نهتنها مدیریت بحران نداشتیم بلکه خودمان بحرانساز شدیم. بدون بررسی دشمن فرضی ایجاد کردیم و اتفاق تأسفبار باعث شد عدهای را متهم کنیم. گذشت زمان ثابت کرد این ادعا توهم بوده است. برای نجات تکواندو باید از همه ظرفیتها استفاده کرد. بسیاری از مربیان از چرخه این رشته حذف شدهاند. نگاه حذفی را باید از بین برد، در غیر این صورت باید منتظر تبعات سنگینتر هم باشیم.