محمدجعفر محمدزاده در کانال تلگرامی خود نوشت: دغدغههای فزاینده و پایدار مربوط به حفظ و ارتقای امکان همزیستی مسالمتآمیز و عادلانه در سطوح ملی و فراملی، ضرورت «گفتگو» را بهطور بیسابقهای افزایش داده است. گوناگونی اندیشهها نیز به عنوان وجه مشخصه جهان امروز، زمینه را برای گفتگو و پیوند بیشتر اندیشهها فراهم کرده و نیاز به گفتگو در حالی که خشونتورزی و افراطیگری، وضع جهان را متشنج کرده است، بهمثابه نیازی درونی و راهحلی برای برونرفت از جهل و ستیز بیشتر احساس میشود. گفتگو به قصد ایجاد فهم مشترک از مسائل و موضوعهای گوناگون و در نهایت، دستیابی به جهانهای معنایی مشترک، نه وسیله که هدف و نه راه که مقصد است، زیرا اگر توانایی گفتگو در جامعه افزایش یابد، جامعه اندکاندک آن را راهحل مسائل خود خواهد شناخت و از این طریق، بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی کاهش خواهد یافت. در تاریخ تمدن و اندیشه نیز فیلسوفان بزرگی، چون سقراط در مغرب و خواجهنصیر در این سرزمین، اندیشیدن را نیز «گفتگو» میدانستهاند و برخلاف «مناظره» که برای اسکات خصم است، بر گفتگو بهعنوان پیش درآمد تفاهم تأکید میورزیدهاند تا آنجا که خواجهنصیر که از جدیترین مدافعان فرهنگ گفتگو است، در ابتدای شرح خود بر کتاب اشارات ابنسینا که پیش از آن فخر رازی آن را شرح کرده بود، میگوید: «هدفم دفاع از ابن سینا نیست، بلکه میخواهم با فخر رازی گفتگو کنم.»
با چنین پیشینه فرهنگی و تمدنی درخشانی، شوربختانه باید اعتراف کرد که جامعه ما، چه د ر سطح نخبگان و چه د ر سطوح عامه از مبانی و مهارتهای گفتوگوی درست برخورد ار نیست و برای همین د ر مکالمه در موقعیتهای مختلف د چار ضعف است. از گفتگو د ر د رون نهاد خانواد ه تا بین گروههای اجتماعی و همچنین بین نخبگان و حاکمیت و د ر حوزههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصاد ی، میتوان شواهد بسیاری یافت که نشان مید هد جامعه ما از ظرفیتهای کافی برای ارتباط با یکد یگر برخورد ار نیست. در واقع آنچه بهطور خلاصه از سطح جامعه د ریافت میشود این است که افراد، گروهها و نهادها اغلب دوست دارند د ر د رون خود سیر کنند تا در تعامل و دادوستد با محیط بیرون از خود. در حال حاضر در ارتباط فعالان فرهنگی با یکدیگر و با دستگاههای حاکمیتی، شخصیتهای دینی، نیروهای سیاسی و نیز در مناسبات منتقدان و نقدشوندگان دچار انسداد در گفتگو هستیم و این سبب میشود نتوانیم بهحل بسیاری از مسائل فرهنگی و وفاق جمعی درباره آنها برسیم. با نگرانی و دغدغهمندی باید اعتراف کرد که امروزه با انبوهی از سخنوران و کنشگرانی مواجهیم که درحال تخریب کامل گذشته یا حال اطرافیان خود هستند و جهان پیرامون و ساحتهای غیر خود را بههیچ روی قبول ندارند!