مرد جوانی که در حادثه درگیری چشم راستش را از دست داده بود با گذشت از قصاص چشم متهم با دریافت دیه ۵۰ نفر را از زندان آزاد کرد. روز دهم بهمنماه ۹۶ به مأموران پلیس شهرستان کوار استان فارس خبر رسید چند مرد جوان درگیری خونینی را مقابل مغازه ساندویچفروشی رقم زدهاند که در جریان آن پسر جوانی زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران راهی بیمارستان شدند و دریافتند پسر زخمی به نام فردین در حادثه درگیری چشم راستش را از دست داده و کور شده است.
مأموران در بررسیهای بعدی چهار ضارب را شناسایی و بازداشت کردند که مشخص شد عامل اصلی کوری پسر جوان یکی از آنها به نام فرخ است.
بدین ترتیب فرخ در دادگاه محاکمه و به قصاص چشم راست محکوم شد و رأی دادگاه هم پس از تأیید در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام فرستاده شد.
صلح و سازش
متهم قرار بود ۲۸ فرودینماه امسال حکمش اجرا شود، به همین دلیل وی برای اجرای حکم به پزشکی قانونی منتقل شد. درحالیکه شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده بود، تیم صلح و سازش و اعضای گروه صلحیار و مسئول کمیته سفیران صلح و دوستی انجمن حمایت از زندانیان تلاش برای جلب رضایت از شاکی را آغاز کردند و در نهایت هم شاکی، متهم را بخشید.
کوری به خاطر هیچ
فردین ۲۵ ساله که بزرگترین و خداپسندانهترین تصمیم زندگیاش را گرفته بود درباره بخشش متهم به خبرنگار ما گفت: «چند روز قبل از حادثه در مراسم عروسی با یکی از دوستانم درگیر شدم. درگیری ما به خاطر یک برگ دستمال کاغذی بود. او یک برگ دستمال کاغذی از من خواست و من به شوخی به او ندادم. آن شب عروسی بههم ریخت و درگیری ما هم تمام شد تا اینکه چند شب بعد به ساندویچفروشی رفتم و پس از خرید ساندویچ از آنجا بیرون آمدم که ناگهان دوستم و چند نفر از بستگانش با چوب، سنگ و اسپری به من حمله کردند. پسرخاله او با سنگ ضربهای به چشمم زد و آن اتفاق تلخ رخ داد و من برای همیشه یکی از چشمانم را از دست دادم. پس از آن تصمیم گرفتم ضارب را قصاص کنم و یکی از چشمانش را از او بگیرم.»
تصمیم بزرگ
وی ادامه داد: «حق من بود حکم را اجرا کنم و اصرار هم داشتم تا اینکه به تازگی پدر شدم. حس عجیبی به من دست داد، وقتی میخواستم حکم را اجرا کنم ناگهان چهره فرزندان متهم جلوی چشمانم آمد و به خاطر فرزندانش او را بخشیدم. نمیخواستم فرزندانش از کوری پدرشان رنج ببرند. من وضع مالی خوبی دارم، اما تصمیم گرفتم از او دیه بگیرم و با آن مبلغ ۵۰ زندانی را که به خاطر بدهی در زندان بودند، آزاد کردم. الان خیلی خوشحالم که این کار را انجام دادم و تعدادی زندانی را آزاد کردم، تصمیم دارم دوباره زندانی آزاد کنم. خدا را شکر متهم نیز پس از شش سال سالم به آغوش خانوادهاش بازگشت و من هم همراه زن و فرزندم به زندگیام ادامه میدهم.»