حسین درودیان در رشته توئیتی نوشت: شاید شنیده باشید که علت تورم بالای سالهای اخیر کشور، حجم بزرگ «نقدینگی سرگردان» است. این اصطلاح یک عبارت ژورنالیستی است که میتوان تعبیر علمی آن را یک نوع نقدینگی دانست که نه مشغول تولید است و نه قبلاً اثر تورمی خود را نشان داده؛ چون اگر نقدینگی منجر به تولید یا تورم شود، از آن پس «مصارفی» پیدا کرده و دیگر عاطل یا سرگردان نیست. از این رو منطقی است که چیزی به نام نقدینگی سرگردان را با شاخص «نقدینگی نسبت به تولید ملی پولی» بسنجیم (در مخرج کسر، سطح قیمتها و تولید فیزیکی ضرب شدهاند). اما وقتی به این نسبت نگاه میکنید، میبینید در دورههای تورم بالا در اقتصاد ایران (مثلاً ۹۰ تا ۹۲ یا سالهای اخیر) حجم نقدینگی سرگردان نه تنها بیشتر از سالهای دیگر نیست بلکه حتی کمتر است. اگر نقدینگی سرگردان نمیتواند تورمهای بالای ما را توضیح دهد پس چه چیزی میتواند؟ انتظارات قیمتی بالا بهخاطر بدبینی به آینده، جهش قیمت ارز و بقیه داراییها. که هر دو، در قالب افزایش سرعت گردش پول (و نه دامنزدن به نقدینگی سرگردان) ظهور پیدا میکنند. خلاصه که ارقام نقدینگی یا مثلاً حجم پول بلوکه شده برای خرید خودرو و... شما را به اشتباه نیندازد که گمان کنید این پولها در مقیاس اقتصاد ایران عدد خیلی بزرگی است و تورم فعلی به خاطر آن است. همین نقدینگی بلکه در ابعادی قویتر در سالهای آرام تورمی هم وجود داشته، چیزی که بین سالهای آرام تورمی و دورههای طوفان تورم در کشور ما تفاوت ایجاد میکند، نقدینگی نیست.