حسین جاوید در کانال تلگرامی خود نوشت: اجداد ما در هزارههای پیشین قادر بودند «خوشه همخوانی آغازین» (initial consonant cluster) را به کار ببرند؛ این یعنی فارسیزبانان روزگاری میتوانستند ــ چنانکه امروز یک «گویشور بومی» (native speaker) زبان انگلیسی میتواند کلمهای مثل «star» را با دو همخوان آغازین «s» و «t» تلفظ کند ــ مثلاً، بگویند «ستارگ» (stārag)، بدون اینکه نیاز داشته باشند از واکه کوتاه «ــِــ» («e») بین «س» و «ت» استفاده کنند. به بیان ساده، یعنی کلمهای مثل «ستاره» را با ساکن روی «س» تلفظ میکردند («ستاره») و نه با کسره دادن به «س» («سِتاره»).
در گذار از فارسی میانه (middle persian) به فارسی نو (new persian) این قابلیت آوایی مربوط به خوشه همخوانی آغازین از دست رفت و تلفظ «خوشه همخوانی» (consonant cluster) در دستگاه آوایی جدید چنان برای گویشوران دشوار شد که حتی در محاوره و در مواجهه با «خوشه همخوانی پایانی» (final consonant cluster) میل به انداختن حرف واپسینِ خوشه به وجود آمد: «پوس» بهجای «پوست»، «دس» بهجای «دست»، «وص» بهجای «وصل» و...
با این مقدمه کوتاه، کاملاً روشن است که برای فارسیزبانی که ادا درنمیآورد و طبیعی صحبت میکند، دشوار خواهد بود که وامواژهای مثل «lustre» را با خوشه همخوانی «س» و «ت» و «ر» (سه همخوان متوالی) تلفظ کند. پس طبیعی است که او با قرار دادن یک واکه کوتاه زیر حرف «ت» از این خوشه عبور کند و به تلفظی همساز با دستگاه آوایی زبان خودش برسد: «لوستِر» (lōster).
جالب اینکه حتی در گونه امریکایی زبان انگلیسی اتفاقی مشابه رخ داده و تلفظ این واژه با تلفظ آن در گونه بریتانیایی زبان انگلیسی متفاوت است. عدهای تلاش دارند تلفظ سختتر را بهعنوان تلفظ درست جا بیندازند و حسابی به خودشان فشار میآورند که «س» و «ت» و «ر» را در انتهای این واژه بدون هیچگونه واکه کوتاهی تلفظ کنند. این رویکرد حتی در تبلیغات تلویزیونی هم دیده میشود و باید ذیل تلاشی برای دستیابی به یک نوع «فراگونه» (high variety) از زبان تفسیر شود.