کانال تلگرامی «گاهنامه مدیر» نوشت: پیتر سینگه معروف در مورد تغییر و مقاومتها علیه آن جمله جالبی دارد. او میگوید: «افراد در برابر تغییر مقاومت نمیکنند بلکه از اینکه تغییر داده شوند، خوششان نمیآید.» در واقع افراد به این دلیل از تغییر بدشان میآید که هرگونه تغییری باعث میشود آنها از حاشیه امن و منطقه آرامششان خارج و مجبور شوند روشهای جدید، نرمافزارهای جدید و مهارتهای جدیدی را بیاموزند و به کار بگیرند. به این عوامل بازدارنده اضافه کنید مواردی همچون ابهام و تردید در مورد ضرورت و اهمیت و ارزش تغییرات پیشنهادی و تأثیرگذاری آن بر بهبود شرایط فردی و سازمانی.
به هر حال تغییرات در سازمانها و شرکتها امری گریزناپذیر است که حتماً باید انجام شود، البته پس از شناسایی علل مقاومت در برابر آن تغییرات و پیدا کردن راههایی برای فائق آمدن بر آنها. در ادامه به چهار مورد از مهمترین دلایل بروز مقاومت در برابر تغییرات در سازمانها و راهکارهایی برای غلبه بر آنها اشاره خواهد شد.
ترمز شماره ۱) افراد به دنبال مسیرهای مشخصی برای آینده هستند: یکی از دلایل مقاومت افراد در برابر تغییر این است که آنها از ابهام و عدمقطعیت در مورد آیندهشان خوششان نمیآید. آنها از این بیمناک هستند که بروز پارهای تغییرات موجب بیثباتی برای بخشی که در آن کار میکنند یا کلیت سازمان شود. برای حل این مشکل لازم است مزایای ناشی از اعمال تغییرات موردنظر برای کارکنان تبیین شود تا آنها به شناخت درستی در این زمینه دست یابند.
ترمز شماره ۲) افراد دوست دارند کنترل امور را خودشان در دست داشته باشند: معمولاً افراد پس از مدتی کار کردن در یک سیستم به اصطلاح «راه و چاه کار را یاد میگیرند» و پس از آن میتوانند کارها را به راحتی روی غلتک بیندازند و بدون دردسر کارها را پیش ببرند. اما بروز تغییرات در این سیستم موجب خواهد شد کنترل امور به طور موقت از دست آنها خارج شود و برای آنها ایجاد مزاحمت کند و عملکرد و بهرهوری آنها را تا حد زیادی کاهش دهد. برای خلاص کردن افراد از چنین دغدغههایی باید به آنها این اطمینان خاطر را داد که میتوانند حتی در شرایط جدید هم بر اوضاع کنترل داشته باشند.
ترمز شماره ۳) افراد با حفظ وضعیت موجود میکوشند تا وجهه مثبتشان را تداوم ببخشند: گاهی اوقات افرادی در سازمان به واسطه ابتکاراتی که در گذشته داشتهاند، در موفقیت و کامیابی سیستمهای کنونی سهیم هستند و طبیعی است که دستخوش تغییر شدن شرایط موجود را تهدیدی برای وجهه مثبت خود تلقی میکنند. برای مقابله با چنین مقاومتهایی لازم است به این افراد اطمینان خاطر داده شود که ساختارها و سیستمهای قبلی به هیچ عنوان بد و نارسا نیستند و در زمانه خودشان بهترین و مناسبترین گزینههای موجود بودهاند و اینکه سیستمها و ساختارهای جدید نیز میتوانند با مشارکت و اعلام نظر آنها همچون گذشته شکل بگیرند و اجرایی شوند.
ترمز شماره ۴) افراد از به هم ریختن ساختارهای تیمی سازمان پس از تغییر میترسند: یکی دیگر از ریشههای مقاومت افراد در برابر تغییرات بنیادین در سازمان از آنجا سرچشمه میگیرد که اعضای تیمهای کاری که برای مدتهای طولانی در کنار هم کار کردهاند، پس از مواجه شدن با تغییرات پیشنهادی دچار این نگرانی میشوند که جمع صمیمانهای که در قالب تیمهای کاری داشتهاند از هم متلاشی شود و دیگر نتوانند موفقیتهای گذشته را تکرار کنند. برای اجتناب از این نگرانیها لازم است مدیریت سازمان این اطمینان خاطر را به افراد بدهد که تغییرات جدید به هیچ عنوان موجب به هم خوردن ترکیب تیمهای کاری موفق و کارآمد نخواهد شد و تنها شیوه کار کردن ممکن است دستخوش تغییر شود.