کد خبر: 1151449
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۷:۰۰

شهاب اسفندیاری در رشته توئیتی در پی فوت دکتر عماد افروغ نوشت: اواخر سال گذشته در مشهد رو به حرم رضوی نشسته بودم که تماس گرفت. گفتم چه خوش موقع تماس گرفتید آقای دکتر. مدت‌ها درگیر عوارض شیمی‌درمانی بود. گفتم ان‌شاءالله شفا و عافیت کامل. گفت من که برای رفتن آماده‌ام. برای ماندن فقط یک انگیزه دارم. تداوم خدمت به اسلام و انقلاب.
خبر از نشست رونمایی کتابش در زمینه سینما و جامعه داد و دعوت کرد تا برای صحبت در آن جلسه حضور پیدا کنم. جلسه‌ای که البته هرگز برگزار نشد. برایم جالب بود که در آن حال و وضعیت هم تأمل و تفکر و قلم را کنار نگذاشته است. برای آماده شدن این کتاب آخر هم خیلی به زحمت افتاده بود. با وجود آغاز مراحل درمان، همچنان در جلسات و نشست‌ها پر شور و جدی و پر دغدغه شرکت می‌کرد. اردیبهشت سال گذشته در همایش حکمت مطهر درباره عدالت سخنرانی پرشوری کرد. در ماه‌های اخیر در برخی جلسات می‌دیدم که رمق و توانش بسیار کاسته شده بود. گاه می‌گفت دیگر نمی‌توانم ادامه دهم.
نمی‌دانم چه تقدیری بود که در دو دهه گذشته سه نوبت در راه‌های زندگی مدتی همسفر شدیم. اولین بار در سال ۱۳۸۰ در شبکه یک سیما؛ بعد در سال ۱۳۹۵ در شورای پروانه نمایش سینما؛ و نهایتاً از اوایل ۱۴۰۱ در شورای پژوهشی پژوهشگاه وزارت ارشاد. اختلاف‌نظر هم طبعاً گاه پیش می‌آمد. اما گوهر صدق و اخلاص و آزادگی چنان در وجود او می‌درخشید که توجه و علاقه هر مصاحبی را جلب می‌کرد. زبان صریح و شجاعت او در بیان مواضع گاه برخی را که صرفاً سخنان او را از منظر سیاسی درک و فهم می‌کردند به مخالفت و حتی حملات متقابل وا می‌داشت. اما او سیاستمدار نبود. دغدغه اصلی او جامعه و عدالت بود، البته از منظری توحیدی. براساس چارچوب‌های جناحی سخن نمی‌گفت. به همین دلیل سیاسیون اغلب از او سرخورده می‌شدند. در فراز و نشیب‌ها و تلاطم‌های روزگار ایمان استوار، روح تعبد و محبت اهل بیت (ع) در وجودش حفظ شد. اهل ذکر و خلوت و معنویت بود؛ و خوشا به سعادت او. آیا جز روحی وارسته و آزاده را به چنین بازگشتی در سحرگاه شب قدر پاداش دهند؟ سلام و درود و رحمت خداوند بر او. باشد که در معیت مرادش حضرت روح الله (ره) مهمان سفره کرامت و مشمول عنایات خاصه امیرالمؤمنین (ع) باشد؛ و خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند. پ. ن: یک خاطره شیرین هم از او بگویم. در اولین جلسه‌ای که در شبکه یک داشتیم، یک نفر به دلیل شباهت نام کوچک او را با عمادالدین باقی اشتباه گرفته بود. در پاسخ به او گفت: «من عمادم بی‌دینه ولی دینم باقیه»!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار