حرفهای نشدن برای عدهای منفعت دارد
ابراهیم قاسمپور*
عدمحضور دو باشگاه پرطرفدار ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا فوتبال ایران را به حاشیه میکشاند. فوتبال ما اساس حرفهای و منظمی ندارد و همچنین از ضعف شدید مدیریتی و مالی رنج میبرد. این مسئله هم در باشگاهها و هم در رأس مدیریت وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال وجود دارد. حل مشکلات سرخابیها اگرچه به مدیران دو باشگاه مربوط است، اما مسئولان ذیربط میتوانند برای برطرف شدن چالشهای متعدد آنها به مدیرانشان فشار بیاورند و از آنها بازخواست کنند. اگر پرسپولیس و استقلال باز هم از آسیا حذف شوند هم ورزش و هم مسئولان ورزش کشور زیرسؤال میروند چراکه مشخص میشود توانایی مدیریت بحران و حل مشکلات را ندارند. بحران مدیریتی بارها در رأس این دو باشگاه وجود داشته است. همین الان در خصوص عملکرد ضعیف فتحاللهزاده در باشگاه استقلال بحثهای زیادی مطرح است و این مسئله به دوران حضور مصطفی آجرلو برمیگردد. زمان انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی تیمملی و پس از آن هم برکناریاش، تأکید کردم مشکل فوتبال ما مدیریتی است و نباید به دنبال مربی خارجی باشیم. در حقیقت ما به مدیر خارجی نیاز داریم تا با یک برنامهریزی و سازماندهی فوتبالمان را نجات دهد. همه چالشهای موجود در ورزش و به ویژه فوتبال فقط و فقط ریشه در سوءمدیریتها دارد. کارشناسان، پیشکسوتان و دلسوزان فوتبال راهکار ارائه میدهند ولی به جایی نمیرسد چراکه همه چیز به ضعف مدیران برمیگردد، البته بحث منابع مالی نیز وجود دارد، منتها در همین بحث طلب استراماچونی که باعث حذف استقلال شده گفته میشود دو بار بودجه لازم تأمین شده است. این سطح از حیفومیل پول بیتالمال، فساد گسترده و ناکارآمدی فاکتورهایی هستند که وضع فوتبال را به اینجا کشانده است، حتی مشکلات اقتصادی مملکت نیز به ناکارآمدی مدیران برمیگردد و ورزش نیز به شدت اسیر همین چالش است. مدیرعامل پرسپولیس از رفع موانع کسب مجوز حرفهای صحبت کرده است. امیدواریم واقعاً همینطور باشد چراکه گوش همه ما از این حرفها پر است. سال گذشته نیز همین ادعاها مطرح شد ولی در نهایت سرخابیها هر دو از آسیا کنار گذاشته شدند. بارها اعلام شده در این رشته فلان مبلغ پول حیفومیل شده است، ابتدا سروصدای زیادی به پا میشود و همه قول رسیدگی جدی میدهند ولی در آخر هیچ نتیجهای ندارد. متأسفانه هیچ برخوردی با مقصران و مسببان نمیشود. شاید به صورت کلامی صحبتهایی مطرح شود، اما در اصل مقصر اصلی قسر درمیرود. ضعف شفافسازی و حضور مدیران نالایق بر سر مسئولیتهای مهم، فوتبال ایران را به ورطه نابودی کشانده است. نمیدانم چرا نمیخواهیم واقعاً حرفهای شویم! حتماً ادامه روند موجود برای عدهای منفعت دارد. مطمئناً اگر فوتبال ما حرفهای شود، ابزارها و فاکتورهایی برای کنترل عملکرد مدیران، مربیان و مسائل مالی در نظر گرفته خواهد شد که بدون شک راه فرار را به روی سودجویان این رشته خواهد بست. اگر کمیته یا هیئت نظارتی در بحث پرداخت طلب استراماچونی وجود داشت، الان کار به اینجا نمیکشید و نمیگفتند دو بار پول پرداخت شده ولی به دست شاکی خارجی نرسیده است. با این شرایط نه امسال و نه سالهای آتی نمیتوان امیدی به کسب مجوز حرفهای داشت. تا زمانی که مدیریت قوی، برنامهریزی و راهکارهای لازم نداشته باشیم، فوتبال همینگونه خواهد بود.
* پیشکسوت فوتبال
بحران خودشیفتگی مدیران
کاظم اولیایی*
برای حل مشکل مالکیت مشترک سرخابیها، دولت کار کارشناسی انجام داد و یکی از آیتمهای خصوصیسازی در دستور کار قرار گرفت. این مسئله در سند تحول دولت مردمی برای اجرا ابلاغ شد، اما متأسفانه سازمان خصوصیسازی پس از این ابلاغ و دریافت دستورالعمل فوق، مسیری را در پیش گرفت که علناً ثابت کرد این دو باشگاه دولتی هستند. در واقع عملکرد این سازمان به ضرر سرخابیها تمام شد و کار را بدتر کردند. وقتی تنها ۱۰ درصد سهام دو باشگاه در فرابورس عرضه میشود، یعنی مشکل مالکیتی دارند. علاوه بر این رفتار سازمان خصوصیسازی خلاف دستورالعمل سند تحول بود. واگذاری ۱۰ درصد سهام درست عکس تفکری بود که تلاش میکرد مشکل سرخابیها را حل کند. سند تحول یک راهبرد است و از طرف رئیسجمهور ابلاغ شده است. یکی از لطماتی که همواره کشور را با مشکل مواجه کرده خودشیفتگی مدیران و عدمدقت آنهاست. برخی مدیران خیال میکنند هر چه به ذهنشان رسیده را باید اجرا کنند و اصلاً کاری به ساختار قانونی ندارند. هنوز مدارک بارگذاری شده توسط باشگاهها را ندیدهایم. با این حال اولین اشکال پیشآمده از سوی سازمان خصوصیسازی بوده است. بحث روحی- روانی در حذف دو باشگاه استقلال و پرسپولیس بسیار مهم است. از طرفی پرطرفدارترین کشور آسیا بودن یک امتیاز مهم برای ماست. همیشه بالاترین آمار برای ایران بوده و فوتبال بدون هوادار معنی ندارد. رسیدن به این آیتم نیز تنها با حضور سرخابیها در آسیا محقق میشود. عدمحضور هر یک از آنها حتی به ضرر قاره خواهد بود. علاوه بر این حضور استقلال و پرسپولیس در لیگ قهرمانان برای ما درآمدزاست. با حذف از این رقابتها از نظر مالی، فوتبالی و اعتباری ضرر میکنیم. این حذف آسیبزاست. این موضوع از نظر روحی کل تیم را تحت تأثیر قرار میدهد و بازیکنان برجسته شاید برای فصل بعدی در تصمیمشان تجدیدنظر کنند. فوتبال ابزاری بینالمللی است و کشور کوچکی، چون قطر با هزینه هنگفت و تلاشهای چندین ساله از آن به خوبی استفاده میکند. هواداران هم بسیار ناراحت میشوند و ضرر اقتصادی نیز روی دوش باشگاهها میگذارد. سال گذشته نیز مدیران عامل باشگاهها اظهارنظرهایی غیرواقع مطرح کردند و در نهایت نیز سرخابیها مجوز حرفهای نگرفتند. شاید درویش، مدیرعامل پرسپولیس مشکلات را حل کرده باشد! ولی ما هنوز مدارک را رؤیت نکردهایم. حل مشکل مالکیت مشترک در حیطه مدیران و هیئتمدیره باشگاهها نیست. برخورد با مدیریت دو تیم توسط یک تشکیلات از جمله سیاستهای جدی فیفاست که قابل قبول هم است چراکه مالکیت مشترک بحثهایی نظیر زد و بند و تبانی را مطرح میکند.
فیفا روی این مسئله بسیار حساس است. نمیتوانم پیشداوری کنم، شاید کارهایی انجام شده که ما خبر نداریم. برای حل مشکل ورزشگاه آزادی راهکارهایی وجود دارد. سرخابیها مجبور نیستند حتماً در آزادی بازی کنند و به دوستان هم توصیه کردیم سایر ورزشگاههای موجود را انتخاب کنند. ورزشگاههای استاندارد دیگر هم داریم که بتوانیم از آنها به عنوان رزرو استفاده کرد. بعد از بازدید از ورزشگاه اول، اگر نواقصی وجود داشته باشد، میتوانند ورزشگاه دوم را معرفی کنند.
* مدیر فوتبال
فوتبال را با حرف زدن اداره میکنند!
رسول کربکندی*
بههمریختگی در فوتبال کشورمان بیداد میکند و شرایط به گونهای است که مدیران باشگاهها فقط مشغول گذران امور یومیه خود هستند و اصلاً نمیتوانند به مسائل دیگر بپردازند. مشکلات اقتصادی و مدیریتی باعث میشود آنها مسائل بسیار مهم را به حال خود رها میکنند، در حالی که این مسائل بسیار مورد تأکید کنفدراسیون آسیا هستند، در نتیجه حذف از لیگ قهرمانان رقم میخورد. استقلال و پرسپولیس دو تیم پرهوادار ایران در قارهکهن هستند، اما همچنان به صورت مشترک از ورزشگاه آزادی استفاده میکنند. از طرفی بدهیهای زیاد به ورزشگاه آزادی دارند و مدیران این مجموعه نیز مشکلات موجود را برطرف نمیکنند. این بههمریختگی به شدت زیاد شده و تیمها به روزمرگی افتادهاند، فلان بازیکن را بیاورند، فلان مربی را به خدمت بگیرند و طلبکاران را راضی کنند، از اینرو کارهای اساسی به دست فراموشی سپرده شدهاند. برای وضعیت سرخابیها باید راهکار جدی و اساسی پیدا شود. برای وارد کردن VAR به کشور ماههاست میگویند ابتدای فصل، نیمفصل و انتهای فصل، ولی هیچ کدام از این وعدهها اجرایی نمیشود. معتقدم عدهای در به سرانجام نرسیدن این وعده دست دارند. بحث نگرفتن مجوز حرفهای نیز مثل بحث کمکداور ویدئویی است. فوتبال پرهزینهای داریم که چارچوبهای حرفهای در آن اجرا نمیشود. هر سال هم از آسیا حذف میشویم و با اعصاب و روان میلیونها هوادار بازی میکنند. هر سوءمدیریتی رخ میدهد، به هیچ کس پاسخگو نیستند. برای اینکه در انتخاب مدیران روابط حاکم است، مگر فتحاللهزاده چندبار باید مدیرعامل استقلال شود تا همه متوجه عملکردش شوند؟ تازه بعد از این همه سال فتحاللهزاده میگوید من میروم تا یک نفر خودی را بر سرکار بیاورید! در تلویزیون صراحتاً حرف از تخلف و فساد در فوتبال زده میشود و حتی پولهای بادآورده که عمداً یا سهواً از بین میرود. بعد از کلی سینجین شدن، هیئت مدیره همان فرد را در سمتش ابقا میکند. از آنجا که قوانین و مقررات قانونی و حرفهای در این رشته رعایت نمیشود، به جایی نمیرسد. فلان مدیر را بعد از شش ماه برکنار میکنند، همه هم دم از خدمت میزنند و مدعیاند ایراد از مدیران قبلی است. متأسفانه به فوتبال ظلم میشود و این مسائل باعث شده است فوتبالمان هر روز درگیر حذف، جریمه و شکایت باشد. حرف زدن آسان است و فوتبال ما را با همین حرفها و وعدهها اداره میکنند. همه باشگاههای معتبر جهان طبق یک قانون و چارچوب مشخص اداره میشوند، در حالی که دو باشگاه بزرگ ایران به رغم هزینههای چندین میلیاردی در هر فصل هنوز ورزشگاه اختصاصی ندارند! فقط شعار میدهند و مصاحبه میکنند. در صورتی که از روابط استفاده کنند، شاید بتوانند این مشکلات را به نوعی ماستمالی کنند ولی در غیر این صورت باز هم نمیتوانیم مجوز حرفهای بگیریم. تیمهای آسیایی هم حرفهای شده و طبق اصول حرکت میکنند، اما ما همچنان دنبال این هستیم که با مدارک جعلی کارمان راه بیفتد. تلاشمان کلاه گذاشتن سر فیفا و ایافسی است نه اینکه بیاییم کار حرفهای انجام دهیم و با رعایت قوانین و مقررات واقعاً به سمت حرفهایگری پیش برویم. با این وضعیت در این فصل هم اصلاً نباید منتظر گرفتن مجوز حرفهای باشیم.
* کارشناس فوتبال