مطالعه رفتار اجتماعی اصلاحطلبان طی سه دهه گذشته در برخورد با حوادث اجتماعی از یک تناقض گسترده حکایت دارد که حضور در قدرت و دورماندن از قدرت در این تناقض نقش اساسی بازی میکند. علاقهمندان به مطالعات سیاسی و اجتماعی در این سه دهه از یاد نبردهاند که نگاه اصلاحطلبان درباره مسائل دینی و فرهنگی از جمله حجاب از چه افراط و تفریطی برخوردار بوده است. روزگاری که در قدرت بوده اند، متصلبترین روشهای ممکن را در برخورد با مقوله مظاهر بدحجابی به کار بردهاند و آنگاه که از قدرت کنار گذاشته شده اند، اباحیگری و بی بندوباری را تبلیغ و ترویج کردهاند که همین روش البته در رفتارهای سیاسی آنها هم تبلور عینی داشته است. اگر در زمانی بخشی از مردم کشور به لشکریان قابلمه به دستی تشبیه میشدند که برای هر مسئلهای صف میکشند تا کالایی دریافت کنند یا به دلفینهای دستآموزی تشبیه میشدند که برای گرفتن یک امتیاز تن به هر بازی میدهند، اکنون، اما مدافع همان قابلمه به دستان شده و با فرافکنی از رفتارهای افراطی دهه ۶۰ در برخورد با بدحجابها، اکنون، از پذیرش «سبک زندگی متفاوت» و تن دادن به این سبک، سخن میرانند.
محمدرضا عارف، از فعالان سیاسی اصلاحطلب اخیراً در اظهاراتی که خبرگزاری ایسنا آنها را منتشر کرده، گفته است: باید اعتراف کنیم که قدر مردم کشورمان را که خالصانه در سختترین شرایط در عرصههای مختلف حضور داشتند ندانستیم و تأسفبارتر آنکه برای این مردم نجیب خط و نشان هم میکشند!
این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: «باید بپذیریم که نسل جدید سبک زندگی متفاوتی را انتخاب کرده است و مقابله با این نسل و خط و نشان کشیدن برای آنها مطمئناً منجر به تعمیق شکافها میشود. در شرایط بد معیشتی مردم که این شرایط سخت به دلیل ناکارآمدی حاکمیت یکدست است، مقابله با سبک زندگی بخشی از اقشار جامعه و استفاده از قوه قهریه نتیجهای جز تشدید فضای دوقطبی در جامعه ندارد.» عارف با اشاره به تجربیات شکست خورده درخصوص موضوع حجاب، گفت: حوادث تلخ سال گذشته باید تجربهای برای همه بهویژه مسئولان و نهادهای ذیربط باشد که با قوه قهریه با موضوع حجاب برخورد نکنند که اینگونه برخوردها نتیجه عکس خواهد داد. عارف گویا در جریان نیستند که الزام حجاب اجتماعی تأکیدی اسلامی، قانونی و اجتماعی است. آیا رواست که یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که بایستی الهام بخش دیگران در عقلانیت و خردورزی و نگاه اصولی باشد به صحنه بیاید و بگوید تأکید بر رعایت قانون، خط و نشان کشیدن است؟! از بی منطقی اظهارات عارف همین بس که او در حالی میگوید نباید با سبک زندگی بخشی از افراد مقابله کرد که متوجه نیست این حرف به معنی رواداری حضور همجنسبازها، پدوفیلها و... در جامعه است. گزاره مورد اشاره عارف یعنی او عملاً قائل به نگاه منطقی و اهمیت نظر قانون درباره زندگی اجتماعی افراد نیست! عارف و همفکران او اکنون نه در مقام مدعی که در جایگاه متهم باید توضیح بدهند که در دهه گذشته که حاکمیت در ید قدرت آنها بوده، کدام روش اصلاحی درباره مقولاتی مانند حجاب به کار بردند که جامعه کنونی به چنین شرایطی گرفتار نشود و گرنه با پز روشنفکرانه وارد مقولات اجتماعی و فرهنگی بدون هیچ کارنامه و روش اجرایی قابل دفاعی شدن، نه تنها مشکلی را حل نمیکند که مصداق این مصرع خواهند شد که: یکی بر سر دار بن میبرید.