کانال تلگرامی «تفکر انتقادی» نوشت: نمیتوان متفکری نقاد، اما پرسشگری ضعیف بود. پرسشها محرک تفکر هستند. تنها زمانی که پرسشی داریم واقعاً فکر میکنیم و یاد میگیریم. پاسخها نشانه توقف تفکر و پرسشها برانگیزاننده تفکر هستند. از اینرو باید به وضعیت ذهنیای برسیم که حتی اگر به ظاهر ساکت هستیم، از درون در حال طرح پرسش باشیم. منتها باید پرسشهایی مطرح کنیم که ما را به سوی یادگیری سودبخش هدایت کنند. از جمله پرسش از مفروضات ذهنی و استلزامات دیدگاهها، پرسش از وضوح و صحت و دقت و سازگاری گزارهها، پرسش از سند و اعتبار دادهها.
به عنوان مثال کسی که ادعا میکند مبنای عمل او عدالت است، اما از عملکردی دفاع میکند که عین بیعدالتی است گرفتار ناسازگاری و تناقضگویی شده است. یا کسی که معتقد است پیامبر برای احیای اخلاق به میان بشر آمده است، اما به اخلاق اولویت نمیدهد، گرفتار عدم پایبندی به استلزام دیدگاه خود شده است. یا کسی که نگاهش به جهان نگاهی صرفاً مادیگرایانه است، مفروض ذهنیاش خداناباوری است.
بنابراین وقتی با عقیدهای مواجه میشویم، میتوانیم از مفروضات آن یا استلزامات آن عقیده پرسش کنیم. یا وقتی ادعایی را میشنویم میتوانیم از سازگاری آن با سایر دعاوی بپرسیم. وقتی اطلاعات را از فضای مجازی دریافت میکنیم، اولین پرسش ما باید پرسش از سند و اعتبار آن اطلاعات باشد. باید از خود بپرسیم آیا این مطلب یا این تحلیل، نویسنده مشخص یا ارجاع معتبری دارد؟ و اگر نویسنده مشخص یا ارجاع معتبری نداشته باشد، از آن عبور کنیم. فضای مجازی پر از گفتارهایی است که به اندیشمندان نسبت داده میشود بیآنکه منبعی برای آن ذکر شده باشد. متفکر نقاد پس از پرسشگری نسبت به دادههای دریافتی، آنها را غربال میکند و به راحتی مطالب را نمیپذیرد و بدون بررسی آنها را به اشتراک نمیگذارد.
پرسشها را میتوان در سه گروه دستهبندی کرد:
۱) پرسش درباره امر واقع. پرسشهایی هستند که یک پاسخ درست دارند. مثلاً اندازه این اتاق چقدر است یا نقطه جوش آب چند درجه است.
۲) پرسش درباره امر ترجیحی. این پرسشها برای بیان اولویت یا پسند فرد مطرح میشود. از اینرو در پاسخی که داده میشود فقط نظر شخصی افراد تعیینکننده است. مثلاً بین گذراندن تعطیلات در کوهستان یا کنار دریا کدام را ترجیح میدهیم؟
۳) پرسش درباره امر قضاوتی. این پرسشها بیش از یک پاسخ قابل دفاع دارند و میتوان درباره آنها بحث کرد و پاسخهای بهتر یا بدتر (پاسخهایی با استدلال قوی یا ضعیف) ارائه داد. مثلاً آیا سقط جنین از نظر اخلاقی موجه است؟ آیا میتوان برای رسیدن به هدفی مطلوب از وسیلهای غیراخلاقی سود جست؟ آیا میتوان از دروغ مجاز سخن گفت؟ پرسشهای مذکور، پاسخهایی مستدل میطلبد. در مورد این پرسشها نمیتوان به نظر شخصی استناد کرد و نمیتوان با آنها همچون مسائل ترجیحی برخورد کرد، بنابراین ما باید در قضاوت مستدل مهارت پیدا کنیم؛ قضاوتی که مبتنی بر شواهد و متکی بر استدلال معتبر باشد. در پاسخ به این پرسشها نمیتوان گفت نظر شخصی من این است یا ترجیح میدهم اینگونه بیندیشم، بلکه باید پاسخی مستدل و مبتنی بر شواهد ارائه کرد.
به عنوان مثال، مخالفان سقط جنین میگویند جنین انسان است، پس حق ندارید او را بکشید، اما موافقان آن میگویند جنین انسان نیست، بلکه فقط تعدادی سلول است. این بحت میتواند به این شکل ادامه پیدا کند. مخالف: شاید جنین هنوز انسان نشده باشد، اما حق حیات دارد. موافق: جنین بخشی از بدن مادر است و او نسبت به ادامه یا خاتمه بارداری حق دارد. مخالف: حیات انسان فینفسه مقدس است و نباید آن را از بین برد. موافق: تا وقتی جنین از موجودیت خود آگاه نباشد، تقدسی برای آن نمیتوان قائل شد. بحث مذکور میتواند ادامه پیدا کند و بر اساس اینکه کدام ادله و شواهد مستدلتر، قانعکنندهتر و قویتر است، ما را به نتیجه رهنمون کند.