در بحث حذف استقلال از آسیا هر چه فریاد داریم باید بر سر مسئولانی بزنیم که افراد بیبضاعت، ناکارآمد و پرمدعای امتحان پس داده را بدون درنظرگرفتن شاخصهای مدیریتی بر سرکار میگذارند. از ابتدای دهه ۹۰ تاکنون تمامی مدیران و اعضای هیئتمدیره پرسپولیس و استقلال ناکارآمد بوده، جز اینکه این دو باشگاه را به اضمحلال و تباهی کشانده و جز شکستن دل هواداران کاری نکردهاند. هواداران چندین میلیونی این دو باشگاه شایسته احترام هستند و حداقلش این است که افراد مجرب، شجاع، امانتدار و دلسوز برای مدیریت دو باشگاه انتخاب شوند. استقلال به نوسازی و ساختارسازی دوباره نیاز دارد. البته شرایط پرسپولیس نیز آتش زیرخاکستر است. مقوله مفقوده در کشور عدم نظارت دقیق و جدی بر عملکرد مدیران است، در حالی که یکی از شاخصههای مهم موفقیت مدیریتی محسوب میشود، ولی ما توجهی به این مسئله نداریم! وقتی ما کنترل و نظارت را فراموش میکنیم و همه چیز به تقدیر سپرده میشود، دولت را مقابل مردم قرار میدهیم و منتظر هستیم دولت تاوان سوءمدیریتها را پرداخت کند. در شرایطی که دولت موظف است امثال مدیران زیانده را دادگاهی کند تا استیفای حق صورت بگیرد. اگر مدیرانی که عمداً یا سهواً عملکردشان منجر به ضایعشدن بیتالمال شده تاوان پس دهند، دیگر شاهد چنین سوءمدیریتهایی نخواهیم بود. یکی از نمونههای تضییع بیتالمال قرارداد ویلموتس بود؛ با حضور سازمانهای غیررسمی قدرتمند، انتخابات فرمایشی فدراسیون فوتبال را برگزار کردند تا پول ویلموتس را از بیتالمال پرداخت کنند. در چنین شرایطی حذف از آسیا یا اعمال جرایم سنگینتر علیه تیمهای ایرانی اجتنابناپذیر خواهد بود. سرخابیها تازه یک مورد هستند و قطعاً وضعیت باشگاههای خصولتی بدتر از اینهاست. وزارت ورزش باید پاسخگو باشد، چراکه رئیس سازمان خصوصیسازی اعلام کرد پول استارماچونی دوبار پرداخت شده است. آیا کسی نیست از معاون وزیر ورزش سؤال کند چرا به عنوان متولی اصلی سرخابیها نظارت نکردید؟ قرار نیست هیئتمدیره هر موضوع نامتعارفی را مصوب کند. اختیاراتشان تعریف شده است و حق ندارند با تصمیمات خود اموال باشگاه را ضایع کنند یا به یغما ببرند. چگونه است که معاون وزیر پیگیر این مسئله نبوده و او نیز باید مورد بازخواست قرار بگیرد. نگران سازمانهای غیررسمی قدرتمند هستم که میتوانند مسیر را تغییر دهند. تا به امروز نیز این توفیق را داشتهاند. به نتیجه نرسیدن پروندههای فدراسیون فوتبال، ویلموتس و برخی آقایان در دادگاه نمونههایی از این موضوع هستند. سرخابیها از نظر بورس که مشکل دارند، AFC نیز روی شفافیت حسابها تأکید میکند. قطعاً اگر این شفافیت وجود نداشته باشد مسئولان آسیا علیهمان تصمیمگیری خواهند کرد، اما از این وزارت ورزش و این نوع مدیریتی که دارند آبی برای فوتبال گرم نمیشود. مگر اینکه ارادهای برای ساماندهی وضعیت مدیریتی پرسپولیس و استقلال به وجود بیاید. اگر مدیران توانمند، کارآمد، مدبر و با استراتژی مشخص به کار گرفته شوند، میتوان به اصلاح ساختار امید داشت. از طرفی اگر قرار است این دو باشگاه خصوصی شوند باید راهکار مناسبی در نظر گرفته شود. منتها با فروش ۱۰ درصد از سهام این دو باشگاه را قربانی کردند. پولهایی که تحت عنوان فروش سهام از مردم گرفتند، دود شد. تکلیف افرادی که سهام خریدند و هواداران چه میشود؟ باید در مجمع پاسخگوی این مسائل باشند. علاوه بر این سازمان خصوصیسازی نیز با بیتدبیری در فروش سهام به سرخابیها آسیب رساند. این سازمان متأسفانه اهمیتی به هشدارها و تذکرات نداد و با گرفتن آدرسهای غلط از افراد غلط به سمت فروش سهام رفتند.