مردی که متهم است دوستش را به دلیل سرقت دستگاه فرز به قتل رسانده است، محاکمه و به قصاص محکوم شد. به گزارش جوان، آبانماه ۹۹ به مأموران پلیس شهرستان پاکدشت خبر رسید جسدی حوالی شهر پیدا شده است. با حضور مأموران مشخص شد جسد متعلق به مردی میانسال است که دهانش با چسب پهن بسته شده و آثار ضرب و جرح روی نقاط مختلف بدنش دیده میشد. همچنین معلوم شد مقتول در محلی دیگر به قتل رسیده و سپس جسدش در این محل رها شده است. همزمان با حضور بازپرس در محل، پرونده با موضوع قتل تشکیل و جسد برای شناسایی هویت و تشخیص علت فوت به پزشکی قانونی منتقل شد.
همزمان با شناسایی هویت مقتول، مأموران پلیس با بررسی تماسهای او متوجه شدند وی آخرین بار با دوستش معین قرار ملاقات داشته است بنابراین او را دستگیر کردند. معین در بازجوییها جرمش را انکار کرد و گفت قبول دارد که با محسن دوست بوده، اما در جریان قتل او نقشی نداشته است. مأموران در بررسی خانه محسن چسب پهنی مشابه آنچه به دهان مقتول چسبیده بود، کشف کردند. آنها در بررسیهای بعدی دو نفر از دوستان معین را هم که روز حادثه همراه معین بودند، بازداشت کردند. آنها در جریان تحقیقات بیشتر راز قتل محسن را برملا کردند. یکی از آنها در شرح ماجرا گفت: «محسن به مواد مخدر اعتیاد داشت. معین متوجه شده بود که محسن دستگاه فرز او را سرقت کرده است برای همین تصمیم گرفت محسن را ادب کند. او یک روز محسن را به باغش دعوت کرد. بعد از مصرف مواد، معین با محسن دعوا کرد که چرا دستگاه فرزش را سرقت کرده است. محسن هم گفت آن روز خمار بود و پول مواد نداشت برای همین دستگاه را سرقت و پولش را صرف مواد کرد. معین وقتی دید که محسن از کارش پشیمان نشده، عصبانی شد و دست و پاهایش را بست. بعد به دهانش چسب پهن زد و او را با قلاب از سقف آویزان کرد. سپس میلهای آهنی برداشت و چند ضربه به او زد که ناگهان بیهوش شد و فوت کرد. ما هم به او کمک کردیم و جسد را حوالی پاکدشت انداختیم که بازداشت شدیم. با کامل شدن بررسیها در این باره، بازپرس معین را به اتهام قتل و دو دوستش را به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخت و پرونده بعد از صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
بعد از اینکه قاضی رسمیت جلسه را اعلام کرد، نماینده دادستان خود را به جایگاه رساند و برای متهمان درخواست مجازات کرد. سپس اولیای دم که دختران مقتول بودند، گفتند که خواستهشان قصاص است. سپس معین در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را انکار کرد. او گفت: من با محسن اختلاف داشتم، اما در جریان قتل او نقشی نداشتم و نمیدانم چرا دوستانم مرا به عنوان قاتل معرفی کردهاند. در ادامه دو دوست متهم یک به یک به جایگاه رفتند و اظهارات اولیهشان را تکرار کردند. یکی از آنها که رحیم نام داشت، گفت: «معین روز حادثه محسن را به باغش دعوت کرد. او میدانست که محسن دستگاه فرزش را سرقت کرده است، به همین دلیل میخواست او را تنبیه کند، اما ضربههایی که به او زد سبب شد محسن فوت کند.»
هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهمان، معین را به قصاص و دو همدستش را به حبس محکوم کرد.