هدف اصلی هر ورزشکار از گام گذاشتن در مسیر ورزش قهرمانی رسیدن به بالاترین نقطه و قله ورزش یعنی کسب عنوان قهرمانی و مدالهای ارزشمند مسابقاتی، چون المپیک، رقابتهای جهانی و بازیهای قارهای است. بدیهی است ورزشکاری که گام در این مسیر سخت و طاقت فرسا میگذارد خود را از بسیاری چیزها محروم میکند تا بتواند به آرزوی خود دست پیدا کند.
دوری از خانه خانواده، قرار گرفتن زیر سختترین مراحل آمادهسازی و تمرینات طاقت فرسا، تجربه شکستها و ضربات روحی و روانی و حتی جسمی بسیار و... بخشی از سختیهایی است که یک ورزشکار در این مسیر تحمل میکند تا بتواند خود را برای حضور در آوردگاههای ورزشی آماده کند؛ و تازه این ابتدای راه است و بعد از رسیدن به مسابقات باید از پس حریفانی بربیاید که چه بسا خیلی بهتر از او آماده شده باشند. تا اینجای کار کاملاً طبیعی است و روالی است که در ورزش قهرمانی و در جایجای دنیا طی میشود، اما تصور کنید ورزشکاری بعد از سپری کردن مراحل آمادهسازی و رسیدن به پای مسابقات بینالمللی با تابلوی قرمز عدم اعزام به مسابقات روبهرو شود آن هم نه به دلایل فنی و حرفهای بلکه به یک بهانه عجیب و غریب به نام «اعزام کیفی» که این روزها تا دلتان بخواهد از سوی مسئولان ورزش کشور آورده میشود. سؤال اینجاست که اگر این برنامه ابداع شده توسط مسئولان ورزش ایران بازی با روح و روان ورزشکاران نیست چه چیز دیگری میتوان به آن گفت؟
میگویند هدف مدالآوری بالاست، اما مگر هدف ورزشکاری که تمام سختیها و مصائب آماده شدن برای مسابقات را تحمل میکند جز کسب مدال و افتخار برای کشورش است؟ میگویند هدف شانس بالای مدالآوری و میدان دادن به شانسهای کسب مدال است، اما تا جایی که یادمان میآید و حافظه تاریخی علاقمندان به ورزش یاری میکند در المپیکها و مسابقات جهانی و بازیهای آسیایی ورزشکارانی مدال آوردهاند که کمتر کسی توقع داشته است. اصلاً برخی از آنها به حساب نمیآمدند ولی افتخار آفرین شدهاند. میگویند کمبود بودجه داریم و باید تعداد ورزشکار کمتر اعزام کنیم، اما پای پرواز میتوان آدمهای نامربوط زیادی را دید که از مدتها قبل چمدانهایشان را برای سفر بسته بودند و جای ورزشکاران را گرفتند. همانها که نبودنشان حال ورزش را خوب میکند و بودنشان پول ورزش را به هدر میدهد همان چسبیدههای به ورزش که به راحتی جای چند ورزشکار امیدوار به کسب مدال را در اعزامها میگیرند.
بدون هیچ شکی برنامه اعزام کیفی به مسابقات جهانی و قارهای یکی از پرشائبهترین و حتی مشکوکترین طرحهایی است که طی یک دهه گذشته در ورزش کشور مطرح شده و باعث ضرر و زیان کمی و کیفی و جلوگیری از شکوفایی استعدادهای ناب ورزش ایران شده است، برنامهای که رشد و ریشه ورزش ایران را هدف گرفته است.
جالب اینجاست در ورزشی که مسئولان آن به هیچکدام از وعده و وعیدهها و برنامههای طراحی شده عمل نمیکنند برنامه اعرام کیفی ورزشکاران به مسابقات المپیک، جهانی و آسیایی با دقت تمام اجرا میشود. برنامهای که بارها عنوان شده تیشه به ریشه ورزش ایران میزند و باعث نابودی استعدادهای ناب ورزشی کشور و حتی مهاجرت آنها از کشور برای پیدا کردن فرصت حضور در المپیک و مسابقات جهانی میشود.
«اعزامهای کیفی» یک طرح مندرآوردی در ورزش ایران است که هر مسئول و فدراسیونی به بهانههای خاص خودش آن را اجرا میکند. چنین طرحی را تنها در ورزش ایران میتوانید پیدا کنید. شاید اگر این اصطلاح و روش اعزام را در جای دیگری عنوان کنید با تعجب نگاهتان کنند، اما اینجا در ورزش ایران فعلاً «مد» شده و همه دم از اعزام کیفی میزنند بدون اینکه متوجه عواقب آن برای ورزشکارانی باشند که با زحمت زیاد خود را آماده حضور در رویدادهای جهانی و آسیایی میکنند.
اما از بهانهها برای اجرای این طرح در یکی دو دهه گذشته گفتیم، طرحی که هر بار اجرا شده چیزی جز شکست و سرافکندگی نصیب ورزش نکرده و در عوض تعداد زیادی ورزشکار آماده پشت خط مانده با روحیههای نامناسب روی دستمان گذاشته که وقتی پای صحبتهایشان مینشینی متوجه میشوی که میخواهند شانس خودشان را در جایی دیگر آزمایش کنند. علت هم کاملاً مشخص است، چون اینجا و با اجرای درست و صحیح! طرح اعزامهای کیفی زحماتشان به هدر رفته است و با روحیه از دست رفته باید بروند پیزندگیشان.
چگونه ممکن است در ورزشی که برای یک رشته خاص نورچشمی (فوتبال) هزاران میلیارد خرج میشود، بهانه آورد که به دلیل مشکلات مالی نمیتوانیم ورزشکار به مسابقات مهم بینالمللی اعزام کنیم، چگونه ممکن است برای سه بازی تیم ملی فوتبال در جام جهانی میلیاردها میلیارد هزینه شود، اما وقتی پای اعزام ورزشکاران به بازیهای آسیایی وسط میآید ناگهان بودجهها صفر میشود و کفگیر وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک به ته دیگ میخورد؟ چطور برای پاداش برد یک بازی دوستانه فوتبال پول هست، اما برای بقیه نه!
تمامی کشورهای جهان سعی میکنند که برای بالابردن شانس مدالآوری خود در مسابقاتی، چون المپیک با تمام قدرت حاضر شوند و حتی ورزشکارانی را که درصد کمی شانس برای کسب مدال را دارند نیز با خود همراه میکنند تا از کوچکترین فرصتها هم استفاده نمایند. آنوقت ما اینجا و در حالیکه همیشه چهرههای جوان و جویای نام برایمان افتخار آفرینی کردهاند به اسم اعزام کیفی روی نامشان قلم قرمز میکشیم.
جالب است که در طول تاریخ ورزش ایران مدالهای بازیهای آسیایی و المپیک توسط ورزشکارانی کسب شده که قبل از اعزام در داخل کشور کسی حتی تصور پیروزی در یک رقابت هم از آنها نداشت. آمارها نشان میدهد همیشه در جاهایی که توقع موفقیت داشتیم کار خاصی انجام ندادهایم و در عوض آنجا که امید چندانی به آن نبسته بودیم افتخارآفرین شدهایم. اشاره شد که تمام کشورها سعی میکنند با افزایش نفرات اعزامی به مسابقات شانس مدالآوری خود را بالا ببرند، اما ما دقیقاً برخلاف تمام دنیا میخواهیم با کاهش نفرات اعزامی به این مهم دست پیدا کنیم که خب همیشه هم نتیجه عکس حاصل شده است.
اجرای سیاست اعزام کیفی به رقابتهای ورزشی بازی با روح و روان جوانان ورزشکار کشور است و تأثیرات مخرب زیادی روی آنها میگذارد. اجرای این طرح در سالهای گذشته زحمات بسیاری از ورزشکاران کشور را به باد داده، ورزشکاران مستعدی که میتوانستند برای کشور افتخار آفرین باشند، اما با کج سلیقگیها از میدان رقابت دور شدند و چیزی هم عاید ورزش کشور نشد. اتفاق بدتر، اما زمانی رخ میدهد که این ورزشکاران بخواهند شانس جهانی شدن و المپیکی شدن و دیده شدن خود را در جایی دیگر به جز ایران جستوجو نمایند.
ورزش ایران از اعزامهای کیفی خود تاکنون هیچ نتیجهای نگرفته، اما در عوض آن استعدادهای زیادی را از دست داده که برخی از آنها همین حالا در کشورهای دیگر مدالآوری میکنند چرا که اینجا و با اعمال یک سیاست اشتباه فرصت از آنها گرفته شد. مسئولی که به راحتی از اعزام کیفی حرف میزند باید توجه داشته باشد که با این طرح چگونه آینده ورزشکاران کشور را به تباهی میکشاند و در نهایت هم منجر به کوچ آنها میشود، چراکه ورزشکار وقتی ببیند بهرغم تمام تلاشها دیده نمیشود و جایی در تیمهای ملی ندارد به ناچار به جایی کوچ میکند که حداقل فرصت حضور در مسابقات بینالمللی نصیبش شود.