در روزهایی که کشور درگیر فتنه از پیشتعیین شده معاندان با حملات گسترده رسانهای و دروغپراکنیهای آنان است، دیدن و شنیدن برخی اظهارنظرها آن هم از سوی جماعت ورزشکار یا مثلاً ورزشکار نهتنها تأسفآور است که بیشتر از آن دردآور و نمک روی زخم پاشیدن است.
این روزها برخی رسانههای هواداری که ارتباطی هم با باشگاههای بزرگ ایران ندارند و در خارج هستند به منابع عملیات روانی علیه نظام و تهییج و تحریک بازیکنان برای موضعگیری تبدیل شدهاند. با توجه به خارجنشین بودن گردانندگان این رسانههای مجازی چندان توقعی بابت موضعگیریهای آنها نمیتوان داشت، هرچند در این میان نباید از اهمالکاری مسئولان ذیربط در متوقف کردن فعالیت این رسانهها به سادگی گذشت. اما در این میان برخی کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی وجود دارند که متعلق به رسانههای رسمی هستند و مدیران آنها با فدراسیون فوتبال همکاری داشته یا دارند. این کانالها این روزها به تریبون ضدانقلاب و سیاهنمایی تبدیل شدهاند و حتی چهرههای ورزشی کشور را مجبور به اظهارنظر در خصوص حوادث اخیر، آنهم به سود معاندان کشور میکنند.
این افسارگسیختگی و فعالیت معاندانه کار را به جایی رسانده که این کانالها دست رسانههای خارجی را هم از پشت بستهاندو ساعتی نیست که با انتشار استوریهای مختلف از فوتبالیستهایی که اغلب گوشهنشین هستند و میخواهند با استفاده از فضای فتنه برای خودشان نامی دست و پا کنند سعی در روشن نگه داشتن آتش اغتشاشات و اعتراضهایی دارند که دیگر رنگ و بویی از اعتراض در آنها نمیتوان یافت.
در این میان سکوت فدراسیون فوتبال و عدم انفعال مراجع ذیصلاح مقابل این کانالها و رسانههای مجازی جای سؤال دارد. استفاده از چهرههای بیرون مانده فوتبال و اشخاص معلومالحالی که به فوتبال و مردم ایران بدهیهای مادی و معنوی زیادی دارند یا چهرههای ورزشی دیگر که نهایت موفقیتهایشان چند پیروزی در سطح کشور است، این روزها توسط رسانههای معاند زیاد دیده میشود.
یکی از این چهرهها، فوتبالیستی است که چند سال قبل با پادرمیانی رئیس وقت فدراسیون مشکل نداشتن کارت پایان خدمتش حل و مقرر شد بعد از جام ملتهای آسیا به سربازی برود، اما بعد از دادن یک پنالتی بچگانه که باعث حذف تیم ملی شد، فرار کرد و به تمام ایران خندید و رفت. حالا این بازیکن تبدیل شده به نماد مردمداری و ابزار تبلیغاتی رسانههای معاند خارجی یا آن دیگری که اصلاً نمیدانیم که بوده و چطور شده قهرمان. اینها را بگذارید در کنار فعالیتهای برخی رسانههای داخلی با بزرگنمایی برخی چهرههای دیگر شبیه این دو نفر تا بیشتر متوجه اوضاع شوید. واقعیت این است که این روزها کسانی ادعای مردمداری دارند که تا توانستهاند از جیب همین مردم خوردهاند و به ریش آنها نیز خندیدهاند. گرگهایی در لباس میش که به اسم ورزش و مردم فقط سنگ خود و اربابانشان را به سینه میزنند و بیشتر دشمن شادکن هستند تا مردمدار.